
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده به تازگی هشدار داد میتواند با حمله به «کوه کلنگ» (پیکاکس) در نطنز، آن را به هدف نظامی تبدیل کند. برخلاف نطنز و فردو، تأسیسات هستهای در این کوه شامل مجموعهای از تونلِهای بهشدت مستحکم در دل کوهی در جنوب نطنز است.
کوه کلنگ پیش از سال ۲۰۲۰ در چارچوب چشمانداز هستهای ایران قرار نداشت
براساس اعلام مقام های ایران، این مجتمع برای مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته و محافظت در برابر خرابکاری دشمن ساخته شده است. اما ارزیابیهای اطلاعاتی غرب تخمین میزند این مجتمع میتواند به عنوان تأسیسات غنیسازی اورانیوم مخفی یا ذخیره راهبردی برای حفظ برنامه هستهای تهران، در صورت تخریب سایتهای شناخته شده، مورد استفاده قرار گیرد.
از همین روی، کوه کلنگ از اهمیت راهبردی برخوردار است که بیشتر به دلیل ظرفیت آن برای حفظ برنامه هستهای ایران در زیر صدها فوت سنگ جامد نهفته است.
کوه کلنگ پیش از سال ۲۰۲۰ در چارچوب چشمانداز هستهای ایران قرار نداشت. اما پس از مخربترین حمله به برنامه هستهای کشور در دهه گذشته، بر سر زبانها افتاد.
در ژوئیه ۲۰۲۰، انفجار در مرکز مونتاژ سانتریفیوژ پیشرفته در تأسیسات هستهای نطنز، معروف به حادثه سال ۱۴۰۰ نطنز، آسیب جدی وارد شد. این مرکز مسئول تولید نسل بعدی سانتریفیوژهایی است که ایران برای گسترش قابلیتهای غنیسازی خود آن را حیاتی به شمار میآورد.
سپس علی اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد، تهران ساخت تأسیسات جدید در داخل کوههای اطراف نطنز را آغاز کرده است. وی افزود، هدف از این کار انتقال عملیات حساس به مکانی امنتر و دور از حمله دشمن است. این موضوع باعث تمرکز تصاویر ماهوارهای به این منطقه شد که احتمالاً پروژهای متفاوت از سایر تأسیسات هستهای شناختهشده ایران است.
این مکان در کوه «کلنگ گزلا» در استان اصفهان، حدود ۱.۲ مایلی جنوب مجتمع نطنز، واقع شده است. تصاویر ماهوارهای منتشرشده از سوی مؤسسات پژوهشی تخصصی نشان میدهند این پروژه فراتر از یک تونل یا انبار پشتیبان است، زیرا این مکان شامل مجموعه زیرزمینی گسترده با ورودیهای متعدد تونل، جادههای دسترسی تازه ساخته شده، تأسیسات پشتیبانی و حفاری چندینساله است.
این تصاویر همچنین دو مجموعه تونل جداگانه در جنوب نطنز نشان میدهد. هرچند یکی از آنها مربوط به چندین سال پیش، اما پروژه کوه کلنگ جدیدتر و به شدت بزرگتر است. از سال ۲۰۲۲، این پروژه به یکی از حساسترین و ناشناختهترین عناصر برنامه هستهای ایران تبدیل شده است.
اهمیت کوه کلنگ ناشی از بزرگی این تأسیسات هستهای یا نبود مدرک از عملیاتی آن نیست، بلکه در این است که اگر تهران تصمیم بگیرد بخشهای حیاتی برنامه هستهای خود را به زیر زمین منتقل کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
پس از عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و حملات هوایی به زیرساختهای روی زمین نطنز، ایران نحوه طراحی تأسیسات هستهای حساس خود را تغییر داد. تهران به جای اتکا به تونلهای زیرزمینی، مهمترین عملیات خود را به قلب کوهی مستحکم منتقل کرد و به جای تکیه صرف بر بتن، صخرههای اطراف را به بخشی از سپر حفاظتی تبدیل کرده است.
هنوز آژانس بینالمللی انرژی اتمی این مجتمع را بازرسی یا ایران انتقال مواد هستهای را تأیید نکرده است
تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان میدهد مجموعه کوه کلنگ در زیر دهها و احتمالاً بیش از ۱۰۰ متر سنگ گرانیت قرار دارد و به وسیله شبکهای از تونلها و ورودیهای متعدد محافظت میشود که برای کاهش تأثیر هرگونه حمله طراحی شدهاند. حفاری و توسعه این شبکه در سالها اخیر نشان میدهد این مجموعه برای تعبیه تأسیسات متعدد طراحی شده است، نه صرفاً به عنوان کارگاهی برای مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته.
از همین روی، ارزیابیهای ایران و غرب به شدت متفاوت دارد؛ تهران این سایت را صرفاً برای مونتاژ و تولید سانتریفیوژهای پیشرفته ساخته و انتقال این عملیات به داخل کوه تنها برای محافظت از آنها در برابر خرابکاری است.
با وجود این، سازمانهای اطلاعاتی غربی استدلال میکنند مقیاس و سطح استحکامات این پروژه فراتر از نیازهای کارخانه تولیدی است. به باور آنها، این تأسیسات میتواند غنیسازی مخفی اورانیوم، ذخایر راهبردی اورانیوم غنیشده یا مرکز ذخیره را در خود جای دهد. این موضوع به ایران اجازه میدهد تا در صورت نابودی نطنز، فردو یا سایر تأسیسات شناختهشده، برنامه هستهای خود را به سرعت احیا کند.
هنوز هیچ مدرک قطعی برای ادعاهای غربی وجود ندارد. هنوز آژانس بینالمللی انرژی اتمی این مجتمع را بازرسی یا ایران انتقال مواد هستهای را تأیید نکرده است.
با وجود این، قطعی نبودن گزاره ها اهمیت راهبردی کوه کلنگ را افزایش میدهد. این مکان تنها سایت اصلی برنامه هستهای ایران است که دشمنان تهران نمیتوانند درباره ماهیت پشت سازههای گرانیتی نظر دهند، یا تداوم برنامه هستهای ایران را در صورت تخریب نطنز و فردو تضمین کنند.
انتخاب مکان هستهای در دل کوه صخرهای صرفاً تصمیم مهندسی نبود، بلکه بخشی از راهبرد کلان ایران برای تغییر قواعد تعامل با ایالات متحده و اشغالگران اسرائیلی است. پس از هدف گرفتن تأسیسات هستهای در عملیات خرابکارانه و حملات هوایی، تهران اکنون به دنبال ساخت مکانی است که نابودی آن به راحتی انجام نشود.
برآوردهای مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی (ISIS)، بر اساس تصاویر ماهوارهای و تحلیل زمین نشان میدهد بخشهایی از این مجموعه در برخی مناطق با بیش از ۱۰۰ متر سنگ پوشیده شده است که آن را عمیقتر از بیشتر تأسیسات هستهای شناختهشده ایران میکند.
قدرت این سایت نه تنها در عمق بالای آن، بلکه در سختی گرانیت اطراف، ورودیهای متعدد تونل و توانایی توزیع تأسیسات حساس در اتاقهای زیرزمینی جداگانه نهفته است که تأثیر هرگونه ضربه مستقیم را کاهش میدهد.
این موضوع باعث ایجاد پرسشهای زیادی در محافل نظامی ایالات متحده درباره نابودی این مجموعه به وسیله سلاحهای سنگرشکن مطرح شده است. ایالات متحده بمب نفوذگر بزرگ GBU-57، بزرگترین بمب متعارف سنگرشکن در زرادخانه خود را در اختیار دارد که برای نفوذ به تأسیسات عمیق طراحی شده است. اما به باور کارشناسان نظامی، اثربخشی این سلاح به عوامل متعددی از جمله ضخامت پوشش سنگی، نوع زمین، زاویه برخورد و تعداد حملات به منطقه هدف بستگی دارد.
برخی تحلیلگران معتقدند تخریب کوه کلنگ لزوماً به معنای نفوذ به عمیقترین بخشهای آن نیست. در مقابل، این حمله میتواند بر ورودیهای تونل، سیستمهای تهویه، شبکههای برق و مسیرهای تدارکاتی متمرکز شود.
دسترسی به تأسیسات دفنشده در اعماق کوه، سناریوی بسیار پیچیدهتری خواهد بود، به ویژه که اطلاعات دقیق درباره طرح تونل و توزیع داخلی محفظهها وجود ندارد.
این موضوع نشان میدهد چرا ترامپ در تهدیدهای اخیر خود صرفاً به نظارت بر این سایت نپرداخته است و به طور ویژه از کوه کلنگ نام برد. این موضوع نشان میدهد واشنگتن آن را به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین اهداف بالقوه در تجاوز آینده به ایران به شمار میآورد. معضل ایالات متحده تنها در یافتن این تأسیسات خلاصه نمیشود؛ بلکه با این پرسش مهم مواجه است در صورت تصمیم به حمله، میتواند نابودی آن را تضمین کند یا خیر؟