بقائی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز ادامه دارد ان‌بی‌سی: ترامپ از ایران به ستوه آمد ادعای روبیو: پیشرفت‌هایی در مذاکرات با ایران حاصل شده است قطر: متن توافق احتمالی میان ایران و آمریکا تدوین شده است مذاکرات ایران و عمان درباره تنکه هرمز وارد مرحله جدیدی شده است حمله پهپادی انصارالله به فرودگاه نجران عربستان تحلیلگر مشهور ترکیه: ایرانیان به ترامپ درس تاریخ می‌دهند شیخ نعیم قاسم: مذاکره با رژیم صهیونیستی چیزی جز ذلت ندارد رئیس جمهور اوکراین: جنگ با روسیه باید قبل از آغاز زمستان پایان یابد سازمان‌ ملل: اسرائیل بیش از 150 نفر را در ماه جولای در غزه قتل‌عام کرد حزب‌الله: ترامپ مجبور شد اعتراف کند ایران بازیگری مهم در عرصه جهان است حماس: منتظر پاسخ رسمی میانجی‌گران درباره توافق هستیم/ تا زمان دریافت پاسخ، موضع خود را بر پایبندی به توافق و اجرای مرحله دوم حفظ خواهیم کرد س‌بی‌اس: هیچ مذاکره جدیدی با ایران برنامه‌ریزی نشده / گفت‌و‌گو‌های مستمر میان ویتکاف و کوشنر با طرف ایرانی از طریق میانجی‌ها در جریان است حزب‌الله عراق: در پی ارتقای سلاح‌های خود هستیم، نه تحویل آن وزیر امور خارجه پاکستان از عراقچی برای سفر به اسلام‌آباد دعوت کرد ترامپ: تنگه هرمز را ما کنترل می‌کنیم / ایرانی‌ها در حال مذاکره هستند!
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

تخریب پل‌ها در اوکراین و فروپاشی روایت دوگانه غرب

موضوع تنها تخریب چند پل نیست، بلکه فروریختن ادعای وجود معیار بی‌طرفانه برای حمایت از زیرساخت‌های غیرنظامی است. تا وقتی ارزش پل‌ها و امنیت شهروندان براساس منافع سیاسی غرب تعیین شود، سخن گفتن از نگرانی انسانی بخشی از جنگ روایت‌ها خواهد بود.
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۰ - ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - 2026 August 05
کد خبر: ۳۱۵۰۲۹

تخریب پل‌ها در اوکراین بد، در ایران خوب؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزهای اخیر تخریب چند پل مهم در مناطق درگیری و عمق خاک اوکراین، بار دیگر موضوع حمله به زیرساخت‌های ارتباطی را به یکی از محورهای اصلی تحلیل‌ رسانه‌های غربی تبدیل کرده است. با وجود این، نحوه پوشش تحولات نشان می‌دهد برای دولت‌ها و رسانه‌های غربی، تخریب پل‌ها و زیرساخت‌های حیاتی نه بر اساس یک اصل ثابت انسانی و حقوقی، بلکه متناسب با جغرافیای حادثه و منافع سیاسی آنها تعریف می‌شود.

اگر پل‌ها شریان‌های حیاتی زندگی مردم‌اند، چرا این اصل تنها هنگام تخریب زیرساخت‌های اوکراین یادآوری می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پل‌های ارتباطی در منطقه اودسا که ماه‌های گذشته بارها هدف قرار گرفته بود، سرانجام بر اثر اصابت بمب‌های هواسر منهدم شد. این پل از شاخص‌ترین مسیرهای ارتباطی این منطقه به شمار می‌رفت و تخریب آن، ارتباط بندر اودسا با برخی مناطق دیگر اوکراین را به‌شدت مختل کرده است.

ساعاتی بعد نیز پل مهمی در اسلاویانسک هدف حمله قرار گرفت. از این پل عملاً بهره برداری نظامی می شد در پشتیبانی لجستیکی نیروهای مسلح اوکراین نقش داشت که بر اثر حمله، یکی از دهانه‌های سازه بتنی تخریب شد. طبق تصاویر منتشرشده، هم‌زمان با اصابت، یک خودرو از پل به هوا پرتاب و سپس واژگون شد.

از ادعای «امنیت غذایی جهان» تا سکوت در برابر تخریب زیرساخت‌های ایران

پس از انتشار اخبار مربوط به این حملات، شماری از شبکه های اوکراینی و منابع اروپایی، تخریب پل‌ها را اقدامی علیه انتقال مواد غذایی و صادرات محصولات کشاورزی اوکراین معرفی کردند. برخی از این منابع حتی کوشیدند آسیب‌دیدن مسیرهای ارتباطی اوکراین را به احتمال وقوع قحطی در جهان پیوند بزنند.

این واکنش‌ها در ظاهر با نگرانی نسبت به جان غیرنظامیان، استمرار تجارت و امنیت غذایی جهان همراه است؛ اما مقایسه آن با رفتار غرب در برابر هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های کشورهای دیگر، پرسش‌های جدی درباره صداقت این مواضع ایجاد می‌کند.

اگر پل‌ها شریان‌های حیاتی زندگی مردم‌اند، چرا این اصل تنها هنگام تخریب زیرساخت‌های اوکراین یادآوری می‌شود؟ اگر هدف قرار دادن مسیرهای انتقال کالا و مواد غذایی اقدامی ضدانسانی است، چرا همین معیار در قبال حمله به پل‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، نیروگاه‌ها و تأسیسات حیاتی کشورهای مستقل ازجمله ایران به کار گرفته نمی‌شود؟

در همین چارچوب، حملات چندی پیش آمریکا به چند پل در جنوب ایران و سابقه هدف قرار گرفتن پل شهید رئیسی (پل کرج)، شاهکار مهندسی غرب آسیا و بلندترین پل ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم، نمونه‌ای روشن از این تناقض تلقی می‌شود. همان رسانه‌ها و دولت‌هایی که امروز برای تخریب هر دهانه پل در اوکراین از خطر قحطی، قطع زنجیره تأمین و آسیب به زندگی غیرنظامیان سخن می‌گویند، در برابر حمله به شریان‌های ارتباطی ایران یا سکوت کردند یا آن را در قالب ادبیاتی همچون «ضرورت نظامی» و «هدف راهبردی» توجیه کردند.

یک پل، دو روایت

در روایت رسانه‌ای غرب، ماهیت حمله به یک زیرساخت بیش از آنکه به پیامدهای انسانی آن وابسته باشد، به هویت مهاجم و موقعیت کشور هدف بستگی دارد. هنگامی که زیرساخت‌های متحدان غرب آسیب می‌بیند، یک پل به نماد زندگی غیرنظامیان، تجارت، امنیت غذایی و حقوق بشر تبدیل می‌شود؛ اما هنگامی که آمریکا یا متحدانش زیرساخت‌های کشورهای دیگر را هدف قرار می‌دهند، همان پل ناگهان عنوان «مسیر لجستیکی»، «هدف دوگانه» یا «زیرساخت مورد استفاده نظامی» پیدا می‌کند.

نمی‌توان تخریب یک پل را در اوکراین تهدیدی برای امنیت غذایی جهان دانست، اما حمله به پل‌های ایران را نادیده گرفت

این دوگانگی فقط در انتخاب واژه‌ها خلاصه نمی‌شود. برجسته‌سازی تصاویر خسارت، بازتاب گسترده پیامدهای انسانی، گفت‌وگو با شهروندان آسیب‌دیده و هشدار درباره تبعات جهانی، بخشی از الگویی است که رسانه‌های غربی برای پوشش حوادث اوکراین به کار می‌گیرند. در مقابل، هنگام حمله به زیرساخت‌های ایران و سایر کشورهای غیرهمسو، قربانیان و پیامدهای اقتصادی به حاشیه می‌روند و روایت رسمی مهاجم، جای تجربه مردم کشور هدف را می‌گیرد.

به بیان دیگر، در این دستگاه رسانه‌ای، تخریب زیرساخت‌ها همیشه محکوم نیست؛ تنها تخریب زیرساخت‌های کشورهایی محکوم است که غرب تصمیم گرفته از آنها حمایت کند.

استانداردی که تابع منافع سیاسی است

دولت‌های غربی سال‌هاست حمله به زیرساخت‌های حیاتی را در مواردی که با اهداف ژئوپلیتیکی آنها هماهنگ باشد، بخشی از فشار نظامی مشروع معرفی می‌کنند. پل‌ها، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و مسیرهای ارتباطی در این چارچوب، صرفاً تأسیسات فنی به شمار نمی‌روند، بلکه به ابزار اعمال فشار بر دولت‌ها و ملت‌ها تبدیل شده‌اند.

اما همین دولت‌ها هنگامی که زیرساخت‌های طرف مورد حمایتشان هدف قرار می‌گیرد، بلافاصله از اصول حقوق بشردوستانه، ضرورت حفاظت از غیرنظامیان و ثبات اقتصاد جهانی سخن می‌گویند. بنابراین، موضوع اصلی صرفاً تفاوت در تحلیل نظامی نیست؛ بلکه با نظامی از ارزش‌گذاری مواجهیم که در آن، رنج مردم نیز براساس مناسبات سیاسی درجه‌بندی می‌شود.

این تناقض، اعتبار ادعاهای غرب درباره دفاع بی‌قیدوشرط از غیرنظامیان را زیر سؤال می‌برد. نمی‌توان تخریب یک پل را در اوکراین تهدیدی برای امنیت غذایی جهان دانست، اما حمله به پل‌های ایران را نادیده گرفت. نمی‌توان قطع یک مسیر ارتباطی در اروپا را فاجعه انسانی خواند و هم‌زمان، پیامدهای تخریب زیرساخت‌های کشورهای دیگر را تنها در چارچوب محاسبات نظامی توضیح داد.

زیرساخت‌ها قربانی سیاست گزینشی

حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی زمانی می‌تواند یک اصل معتبر بین‌المللی باشد که بدون توجه به جغرافیا، اتحادهای سیاسی و هویت مهاجم اجرا شود. پل، فارغ از اینکه در اودسا، اسلاویانسک یا جنوب ایران قرار داشته باشد، بخشی از زندگی روزمره مردم، انتقال کالا، امدادرسانی، تجارت و ارتباط شهرهاست.

واکنش‌های اخیر نشان می‌دهد غرب همچنان با دو معیار متفاوت به یک پدیده واحد نگاه می‌کند: حمله به زیرساخت‌های متحدانش را اقدامی ضدانسانی و تهدیدی جهانی معرفی، اما حمله خود یا شرکایش به زیرساخت‌های دیگر کشورها را با سکوت، توجیه یا تغییر واژگان از دستور کار افکار عمومی خارج می‌کند.

از همین رو، موضوع امروز تنها تخریب چند پل نیست؛ بلکه فروریختن ادعای وجود معیار جهانی و بی‌طرفانه برای حمایت از زیرساخت‌های غیرنظامی است. تا زمانی که ارزش پل‌ها، امنیت شهروندان و حق دسترسی مردم به امکانات حیاتی براساس منافع سیاسی غرب تعیین شود، سخن گفتن از «نگرانی انسانی» بیش از آنکه بیانگر یک اصل اخلاقی باشد، بخشی از جنگ روایت‌ها خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار