چرا محاصره اقتصادی به ضرر ترامپ است؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پس از شکست گزینه نظامی خود، قصد دارد با گسترش دایره تحریمهای اعمال شده بر شرکتها و مؤسسات اقتصادی ایرانی یا خارجی که در زمینه واردات نفت، امور مالی بانکی، نقل و انتقالات مالی و تأمین برخی کالاها و مایحتاج عمومی با تهران تعامل دارند، فشار اقتصادی خود را بر ایران افزایش دهد.
دولت ترامپ شاید تصمیم بگیرد طرح خود برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران را ادامه دهد
واشنگتن امیدوار است تحریمهای جدید، ایران را تضعیف و نهادهای داخلی را از تأمین نیازهای اولیه مردم ناتوان کند. در نتیجه، ایران چارهای جز پذیرش خواستهها و شروط آمریکا قبل از وخامت بیشتر اوضاع داخلی یا مواجهه با عواقب فروپاشی اقتصادی نخواهد داشت. این همان سناریویی است که واشنگتن پیش تر در عراق پس از آزادسازی کویت به کار گرفت و به حمله سال ۲۰۰۳ میلادی و در سوریه با اعمال مجموعهای از تحریمها که به قانون سزار منجر شد، به طور مستقیم در فروپاشی اقتصاد این کشور و سقوط نظام بشار اسد نقش داشت. دولت ترامپ همچنین در تلاش است تا این سناریو را با کشورهای آمریکای لاتین که مخالف هژمونی آمریکا هستند، تکرار کند.
تورم جهانی برای همه
برای شروع، باید روشن شود تکرار سناریوی محاصره اقتصادی واشنگتن علیه کشورها و مردم، همیشه فرآیندی موفقیتآمیز نیست. این موضوع به توانایی کشورها و دولتهای هدف در مقابله و غلبه بر تحریمها و مهمتر از آن، به جایگاه آنها در اقتصاد جهانی و تأثیر تحریمها بر اقتصاد جهانی بستگی دارد. بنابراین، فشارهای اقتصادی که دولت ترامپ تهدید به اعمال آنها بر ایران میکند، به دلایل مختلف مانند فشارهای قبلی نخواهد بود که مهمترین آنها عبارتند از:
- هزینههای اقتصادی هنگفت این تحریمها از سویی بر اقتصاد جهانی و از سوی دیگر بر شرکای اقتصادی ایران، به ویژه از آنجا که تحریمهای پیشبینیشده در وهله نخست مشتریان نفت ایران را هدف قرار میدهند که به افزایش مجدد قیمت نفت در نتیجه از دست رفتن مقادیر اضافی نفت در بازارهای جهانی و نگرانیهای بینالمللی از وخامت بیشتر اوضاع در بعد منطقهای یا بینالمللی منجر خواهد شد.
با توجه به اینکه این تحریمها به سرعت مناقشه را حل نخواهند کرد، تردیدهای جدی در مورد توانایی دولت ترامپ و کل جهان برای مقاومت در برابر موج جدیدی از تورم که عمدتاً شامل قیمت مشتقات نفتی میشود، وجود دارد؛ به خصوص با نزدیک شدن زمستان و اینکه ذخایر مشتقات نفتی کشورها در پایینترین میزان خود در سالها و شاید حتی دهههای اخیر قرار دارد. - گرچه زمان به تنهایی تنها دلیل فروپاشی اقتصادی برخی کشورهای محاصره شده نبود، اما نمونههای گذشته نشان میدهد تحریمهای غرب، چه تحریمهای شورای امنیت و چه تحریمهای یکجانبه آمریکا و متحدانش، سالها بدون دستیابی به هدف واقعی خود یعنی مطیع کردن ملتها پابرجا ماندند. تنها کاری که آنها انجام دادند طولانی کردن درگیری یا رویارویی بود. با وجود این، زمان اینجا به نفع آمریکا نیست، زیرا اقتصاد جهانی نمیتواند زیان های بیشتر ناشی از بسته شدن مداوم تنگه هرمز را تحمل کند، چه برسد به فشارهای داخلی و خارجی که دولت ترامپ به دلیل جنگ غیرقانونی خود علیه ایران با آن مواجه است.
- عملکرد نهادهای خدمات رسان دولتی که در کنار ارتش در مقابله با تجاوز آمریکایی-صهیونیستی فعالیت کردند، ستودنی بود. این نهادها به سرعت برای بازسازی تأسیسات آسیبدیده و تعمیر زیرساختها اقدام و تلاش کردند ثبات خدمات ارائه شده به مردم مناطق آسیب دیده از حملات را حفظ کنند. بنابراین، تجربه ایران در مواجهه با تحریمهای غرب که به مدت دو دهه بر کشور تحمیل شده است و تعهد روی کاغذ آنها به کاهش اثرات تحریمهای جدید، توانایی کشور را برای غلبه بر تحریمهای آمریکا با بهرهگیری از فرصت فعلی افزایش خواهد داد.
-
تمام امید دولت آمریکا در اتاقهای جلسات بستهاش این است که مذاکرات با میانجیهای منطقهای به توافق جدیدی با ایران یا بازگشت به توافق قدیمی با برخی اصلاحات منجر شود
موضع کشورهایی که تحت تأثیر تحریمهای جدید علیه ایران قرار گرفتهاند نیز عاملی مؤثر است. این شامل قدرتهای بزرگی مانند چین میشود که بیشتر نفت خود را از ایران وارد میکند و پیش تر تمام تحریمهای آمریکا، ازجمله تحریمهایی که پالایشگاههای خصوصی چینی و سایر تأسیسات را هدف قرار میدهد، دور زده است. این کشورها منافع راهبردی با ایران و توافقنامههای همکاری گستردهای دارند. برای آنها غیرمنطقی است از منافع خود دست بکشند و آسیب به شرکتها و تأسیسات خود را بپذیرند. این حمله به حاکمیت و جایگاه بینالمللی آنها تلقی میشود؛ شاید به همین دلیل است که دولت آمریکا در اعمال تحریمهایی که روابطش را با سایر قدرتهای بزرگ بیشتر متشنج میکند، تردید دارد. - هزینههای اقداماتی که آمریکا باید برای اجرای تحریمهای خود بپردازد (از افزایش تعداد کشتیهای مسئول نظارت بر ترافیک دریایی گرفته تا تقویت نهادهای مسئول ردیابی نقل و انتقالات مالی و سایر اقدامات) قابل توجه خواهد بود. گرچه این هزینهها همچنان کمتر از هزینه جنگ هستند، اما اگر تحریمها برای مدت طولانی اعمال شوند، قابل توجه و سنگین خواهند شد.
شکست قمار نظامی ترامپ
دولت ترامپ شاید تصمیم بگیرد طرح خود برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران را با این هدف که به مردم القا کند موقعیتش در جنگ قویتر است و از اهرمهای غیرنظامی برخوردار است، ادامه دهد. با وجود این، در عمل پس از شکست قمار نظامی ترامپ و تبدیل تنگه هرمز به نقطه اهرم بیسابقه در اقتصاد جهانی، یا همانطور که مشخص شده است، برنامه هستهای جدید برای تهران، این گزینه را دنبال میکند.
برخلاف ادعاهای مکرر رئیس جمهور آمریکا که برای تمام جهان به عنوان اظهاراتی متناقض با واقعیت ها آشکار شده است، انتظار محافل سیاسی جهانی این است تأیید کنند تمام امید دولت آمریکا در اتاقهای جلسات بستهاش این است که مذاکرات با میانجیهای منطقهای به توافق جدیدی با ایران یا بازگشت به توافق قدیمی با برخی اصلاحات منجر شود تا آبرویش را در مقابل افکار عمومی آمریکا حفظ کند؛ به ویژه که در آستانه انتخابات میاندورهای است که به نظر میآید برای باقی مانده ریاست جمهوری ترامپ سرنوشتساز باشد و در عین حال، این موضوع به آن راه فراری برای توقف کار بر روی گزینه تحریم میدهد، که از نظر سیاسی و اقتصادی در میانمدت و بلندمدت برایش مفید نیست.