جدال ساختار-کارگزار در پنتاگون

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا فردی است که حتی برخی جمهوری خواهان سنا به دلیل بی تجربگی وی، حضورش در راس معادلات نظامی واشنگتن را هزینه ساز تلقی می کردند. هگست یکی از مهم ترین حامیان جنگ رمضان و از طرفداران ایده ها و پیش فرض های ابطال شده بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و لابی آیپک در این عرصه محسوب می شود.
هگست و ترامپ به جای پاسخ دادن به ابهامات، درصدد انکار شکست مطلق خود در مواجهه با ایران بر آمده اند
در طول جنگ رمضان، تعدادی از ژنرال های ارشد ارتش آمریکا به دلیل انتقاد از رویکرد و نحوه مدیریت جنگ توسط هگست از سمت خود برکنار شدند. با این حال ماجرا به این نقطه ختم نمی شود.
منابع آمریکایی می گویند دن دریسکول، وزیر ارتش دولت ترامپ در حال بررسی کنارهگیری از سمت خود تا پایان سال جاری میلادی است. گویا برخی تصمیمات اتخاذ شده از سوی هگست (که بر ارتش آمریکا نیز تسلط دارد) مانند برکناری ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش به مذاق دریکسول خوش نیامده و او را مصمم به کناره گیری از قدرت کرده است.
صورت مسئله مشخص است: شکست آمریکا در جنگ رمضان فقط به از دست رفتن تجهیزات یا توان نظامی این کشور متجاوز محدود نمیشود؛ بلکه میتواند بنیانهای امنیتی، سیاسی و اجتماعی آن را نیز دستخوش تغییر کند. در چنین شرایطی شاهد شکل گیری جدال "ساختار" و " بازیگران "در نهادهای امنیتی و نظامی آمریکا هستیم. تنش های مزمنی که متعاقب شکست واشنگتن در جنگ با ایران رخ داده، بسیاری از مناسبات درونزای پنتاگون و ارتش آمریکا را هدف قرار داده است.
در چنین فضای بحرانی و چندلایه ای، افرادی مانند هگست ساختارگریزتر از گذشته جلوه می کنند. آنها حتی به اصولی ترین و ساده ترین قواعد امنیتی و نظامی که مورد پذیرش همه نهادهای نظامی دنیاست نیز پایبند نبوده و خود را برتر از ساختار می بینند؛ دقیقا مانند روحیه ای که دونالد ترامپ در کاخ سفید دارد. شکست نظامی واشنگتن نقطهای تعیینکننده برای انهدام ساختار تصمیم سازی در ارتش آمریکا و پنتاگون محسوب می شود و هگست نیز تبدیل به کاتالیروز و عاملی تسریع کننده در این روند شده است.
نخستین پیامد شکست پنتاگون ، سنتکام و دیگر نهادهای نظامی آمریکا در جنگ رمضان، کاهش اعتماد عمومی شهروندان این کشور به نهادهای امنیتی و نظامی است. اکنون نه تنها در سطح نخبگان و راهبردنویسان، بلکه در سطح افکار عمومی آمریکا نیز پرسشهایی درباره کیفیت فرماندهی، آمادگی نیروها، تصمیمگیری سیاسی و نحوه تخصیص منابع در پنتاگون و ارتش شکل گرفته است.
این در حالیست که هگست و ترامپ به جای پاسخ دادن به این ابهامات، درصدد انکار شکست مطلق خود در مواجهه با ایران بر آمده اند. معمولا پس از شکست در یک جنگ، عملکرد فرماندهان، دستگاههای اطلاعاتی، نظام تدارکات و فرآیند تصمیمگیری مورد بازبینی قرار میگیرد. این اتفاق در همان هفته های میانی جنگ رمضان در پنتاگون و ارتش آمریکا رخ داد و اکنون شاهد گسترش دامنه و عمق آن هستیم. بدون شک نه تنها دولت کنونی آمریکا، بلکه دولت های آتی این کشور نیز قدرت بازیابی ساختار منهدم شده پنتاگون و مواجهه با تبعات برهم خوردن تناسب "ساختار-کارگزار" را در این مجموعه نخواهند داشت.
تاکتیک حذف منتقدین نظامی از سوی هگست و ترامپ، قطعا مانع شکل گیری این بحران ماهوی در نهادهای نظامی -امنیتی آمریکا نخواهد شد و صرفا اوضاع را به ضرر نهادهای آشکار و پنهان قدرت در این کشور وخیم تر خواهد ساخت.