احضار سفیر انگلیس به وزارت خارجه ایران ترامپ: به زودی درباره ایران تصمیم خواهیم گرفت غریب‌آبادی: آمریکا باید در مذاکرات انعطاف نشان دهد، نه ایران هشدار تخلیه ائتلاف سعودی برای انجام عملیات ویژه در صنعا واکنش ناتو به بیانیه ضدایرانی ۲۹ کشور درباره حادثه فرفورد اردوغان: توافق مکه را برای تصویب به پارلمان ارسال می‌کنیم تحریم انگلیس علیه ۲ مقام ایرانی هشدار بارزانی به گروهک‌های تروریستی در مورد اقدام علیه ایران نماینده پارلمان لبنان: حزب‌الله بخشی از معادله تنگه هرمز و باب‌المندب است فرمانده ناتو: برای جنگ آماده‌ایم، اما درگیری قریب‌الوقوع نیست گفت‌وگوی تلفنی عراقچی و بن فرحان درباره تنش در منطقه نتانیاهو امشب نشست مشورتی امنیتی برگزار می‌کند عربستان از زخمی شدن چند تن در حمله به فرودگاه ریاض خبر داد شنیده شدن صدای انفجار مهیب در ریاض اعلام «آتش‌بس انرژی» میان روسیه و اوکراین توسط ترامپ / «هر دو طرف توافق کردند؛ آن را نشکنید!» مقام اسرائیلی: طرح اخراج سفیر ایران از لبنان شکست خورد
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

پکن چگونه می‌تواند به جنگ‌افروزی آمریکا پایان دهد؟

چین با ایران منافع مشترکی دارد که می‌توان از آن‌ها برای میانجی‌گری استفاده کرد. همان اهرم‌هایی که می‌تواند تبدیل به تهدید شود، می‌تواند امروز فرصتی ایجاد کند که با دیپلماسی فعال، نقش چین در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا فعال‌تر شود.
محمد بیات؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۹ - ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - 2026 October 12
کد خبر: ۳۲۱۰۷۴

پکن چگونه می‌تواند به جنگ‌افروزی آمریکا پایان دهد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ توافق اسلام‌آباد میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا تفاهم‌نامه‌ای با میانجی‌گری پاکستان بود و بعد از این رخ داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی جنگی 40 روزه به بن‌بست راهبردی قابل توجهی مقابل ایران رسیدند. دو طرف پس از ناکامی در جنگ نظامی، وارد مرحله جدیدی از تقابل شدند که می‌توان به آن «مرحله تاب‌آوری» نام داد. ایران با بسته نگاه داشتن تنگه هرمز تلاش کرد فشار بر اقتصاد جهانی را بالا ببرد و به این وسیله اهرم فشاری برای مذاکرات پیش رو با آمریکا در اختیار داشته باشد.

یکی دیگر از نکات دستاویز برای فشار بر ایران، توان غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم است

آمریکا نیز با ایجاد محاصره دریایی تلاش کرد تا وضعیت اقتصادی داخلی را برای ایران پیچیده تر کند، اما مذاکرات با ادامه درگیری‌ها ناکارآمد واقع شد. درواقع توافق اسلام آباد از همان ابتدای انعقاد خود به دلایل مختلف اجرا نشد. برخی بندهای این توافق مبهم نگاشته و علیه منافع ملی ایران بود و آمریکا ادعا کرد کشورمان با نقض توافق، اقدام به حمله به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز کرده است. یکی از موضوعات بسیار حائز اهمیت اینکه پس از درگیری‌های اخیر، معادلات میان ایران و آمریکا در «مرحله تاب‌آوری» دچار دگرگونی شده است. آمریکا تحریم‌های ایران را به حد قابل توجهی افزایش داده و محاصره دریایی را تنگ‌تر کرده است. با توجه به حملات تلافی‌جویانه ایران به اردن، که از نظر داده‌های نظامی حملاتی بسیار موفق به حساب می‌آیند، به نظر می آید ایران می خواهد توان نظامی هجومی خود را نشان دهد.

آمریکا بیش از پیش می خواهد بر محاصره دریایی حساب و با فشار بیشتر تلاش کند تا ایران مجاب به پذیرش شروطش شود یا با شعله‌ور کردن نارضایتی‌های عمومی، انسجام ملی که متغیر بسیار مهمی در جنگ‌های اخیر بوده است، خدشه‌دار کند. باید توجه داشت در چنین شرایطی با چنین معادلاتی، بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد که در شرایط متفاوتی امضا شده بود، ساده به نظر نمی آید و حتی بعید است.  

یکی دیگر از نکات دستاویز برای فشار بر ایران، توان غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم است. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی زیاده خواهانه گفته بود برای توافق، ایران باید ظرفیت غنی‌سازی خود را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. بسیاری از مقام های آمریکایی در سخنرانی‌های مختلف به این موضوع تأکید کرده‌اند. درمقابل، جمهوری اسلامی ایران به صراحت بیان کرده است قصد ندارد توان غنی‌سازی خود را کنار بگذارد.

وضعیت غرب آسیا برای چین نیز بسیار حیاتی است، زیرا دومین قدرت بزرگ جهان و رقیب مستقیم آمریکا به شمار می رود. جنگ تحمیلی که آمریکا علیه ایران به راه انداخت، موقعیت راهبردی چین در نظام بین‌الملل را به میزان قابل توجهی تقویت کرد. درواقع آمریکا نشان داد توان دفاع از متحدین خود را در غرب آسیا مقابل ایران به طور کامل ندارد، حال سؤال می‌شود واشنگتن چگونه می‌تواند در مقابل پکن از تایوان که بسیار دورتر از مرزهای آمریکاست دفاع کند؟ آن هم زمانی که بر اساس داده‌های مختلف، آمریکا با بحران ذخایر سلاح‌های راهبردی(به ویژه در بخش پدافندی) مواجه است؟

چین از ادامه پیدا کردن اختلال در تردد کشتی‌ها می‌تواند زیان کند

به نظر می آید چین از راهبرد احاله مسئولیت و از جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران نهایت استفاده را برده است. باید توجه داشت که چین، یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان و در مدت تنش در خلیج فارس، بخش قابل توجهی از ذخایر راهبردی خود را مصرف کرده است. ایران باید توجه داشته باشد این موضوع که چین در جنگ تحمیلی به ایران کمک کرده است، به این معنی نیست متحد راهبردی ایران تلقی می شود. در صورت وارد شدن فشار بیش از حد به چین به وسیله افزایش قیمت نفت، چین نیز به ایران برای پایان جنگ فشار خواهد آورد.

به نظر می آید پیش از فرارسیدن چنین روزی، دیپلماسی فعال با چین برای میانجی شدن پایان جنگ می‌تواند راهی مطلوب باشد، زیرا چین از ادامه پیدا کردن اختلال در تردد کشتی‌ها می‌تواند زیان کند. سال 2025 میلادی حدود 20 میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآورده از تنگه هرمز عبور کرد که این رقم یعنی 25 درصد تجارت دریایی نفت جهان. حدود 80 درصد نفت عبوری مقصد آسیا داشت و چین و هند در مجموع 44 درصد صادرات نفت خام عبوری از تنگه هرمز را دریافت کرده‌اند؛ این درحالی است که ظرفیت مسیرهای جایگزین حدود 3.5 تا 5.5 بشکه نفت در روز برآورد شده است. همچنین حدود 19 درصد از LNG جهان نیز از این مسیر عبور می‌کند.

بهره سخن

با توجه به اینکه چین، مستقیما با وضعیت تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی به ویژه نفت درگیر است، موضوع را می‌توان هم تهدید و هم فرصت تلقی کرد. تهدید از این جهت که در صورت ادامه یافتن اختلال در کشتیرانی جهانی، کاهش ذخایر راهبردی نفت جهان و متعاقب آن افزایش قیمت نفت، یکی از کشورهایی خواهد بود که زیان خواهد کرد. در این صورت نمی‌توان از پکن انتظار خاصی داشت. در آن صورت می‌توان تصور کرد چین فشار بیشتری به ایران برای پایان دادن به جنگ وارد آورد.

اما این موضوع فرصت نیز هست، چین درحال حاضر با ایران منافع مشترکی دارد که می‌توان از آنها برای میانجی گری پکن استفاده کرد. همان اهرم‌هایی که می‌تواند تبدیل به تهدید شود، می‌تواند امروز فرصتی ایجاد کند که با دیپلماسی فعال، نقش چین در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا فعال‌تر شود. یعنی با توجه به ظرفیت‌های چین و اینکه احتمالاً بهترین گزینه برای میانجی گری است، می‌توان تلاش کرد تا با فعال کردن پکن، از تجدید و افزایش جنگ و همچنین از دست دادن زمان جلوگیری کرد.

ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار