
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دولت ایالات متحده به وسیله شبکه گسترده و پیچیدهای از نهادهای اطلاعاتی، دیپلماتیک و پوششی خود (ازجمله سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و بنیاد ملی حمایت از دموکراسی) دهههاست به شکل هدفمند اقدام به جذب، آموزش، سازماندهی و حمایت مالی از نوازندگان، خوانندگان رپ و هنرمندان هیپپاپ در سراسر جهان کرده است. هدف اصلی از این سرمایهگذاری دهها میلیون دلاری، تولید نارضایتی عمومی، سازماندهی اعتراضات خیابانی، هدایت «انقلابهای رنگین» و سرنگونی دولتهای مستقل و مخالف هژمونی واشنگتن است.
بررسی پروندههای کشورهای مختلف نشان میدهد موسیقی هیپپاپ (بهعنوان رسانهای که ریشه در مبارزات اجتماعی سیاهپوستان نیویورک دارد) به وسیله دستگاههای امنیتی آمریکا مصادره و به ابزاری برای جنگ نرم و عملیات روانی تبدیل شده است. واشنگتن از بنگلادش و سنگال گرفته تا کوبا و سایر نقاط جهان، از این ابزار برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود بهره برده است.
سال ۲۰۱۲ اعتراضات گسترده علیه رئیسجمهور وقت سنگال شکل گرفت که رسانههای غربی از آن با عنوان «انقلاب رپ» یاد کردند
یکی از بارزترین نمونههای مداخله آشکار واشنگتن، سرنگونی دولت شیخ حسینه، نخستوزیر باسابقه بنگلادش در سال ۲۰۲۴ است. روابط شیخ حسینه با ایالات متحده به دلیل مواضع مستقلانهاش، دوستی نزدیک با چین و بهویژه خودداری اش از واگذاری کنترل جزیره راهبردی سنت مارتین در خلیج بنگال برای احداث پایگاه نظامی ایالات متحده، به شدت تیره شده بود.
چند روز پیش از وقوع بحران، شیخ حسینه افشا کرد، کشوری سفیدپوست تهدیدش کرده که اگر اجازه احداث پایگاه نظامی در خاک بنگلادش ندهد، با مشکلات بزرگی مواجه خواهد شد. با وجود این تهدیدها، وی قاطعانه اعلام کرد حاضر نیست بخشی از کشورش را به بیگانگان اجاره دهد. چند هفته پس از این موضعگیری، اعتراضات سراسری در پوشش مخالفت با سازوکار سهمیهبندی مشاغل دولتی در کشور آغاز شد و به سرعت رنگ و بوی خشونت به خود گرفت؛ اعتراضاتی که در جریان آن نزدیک به ۴ هزار نفر کشته شدند و درنهایت ارتش را وادار کرد تا شیخ حسینه را با بالگرد مجبور به فرار به هند کند.
بر اساس اسناد درزکرده از «مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان» که بهعنوان نهاد پوششی سیا شناخته میشود، هدف صریح این سازمان «بیثباتسازی سیاست بنگلادش» به وسیله تأمین مالی مخالفان و هنرمندان بود. یکی از چهرههای کلیدی این پروژه، وکیل و رپری به نام «توفیق احمد» بود که سالها حقوقبگیر واشنگتن بود. اسناد نشان میدهد این افراد نه صرفاً هنرمند، بلکه عاملان ترکیبی تغییر نظام به شمار میروند.
آثار این رپر (مانند ترانههای «تو میتوانی» و «این تقصیر کیست؟») با بودجه نهادهای آمریکایی تولید و به سرود اصلی اعتراضات خیابانی تبدیل شد تا جامعه را به سوی بحران و تغییر حکومت سوق دهد. نتیجه نهایی این پروژه، روی کار آمدن محمد یونس (از دوستان نزدیک خانواده کلینتون) و فراهم شدن مقدمات امضای توافقنامه راهبردی نظامی میان بنگلادش و آمریکا برای دسترسی پنتاگون به بنادر و پایگاههای هوایی این کشور بود.
فرهنگ، موسیقی و هنر عامهپسند بهعنوان ابزاری پنهان برای پیشبرد کودتاهای نرم و انقلابهای رنگین به خدمت گرفته میشوند
سوجاتا فرناندز، جامعهشناس دانشگاه سیدنی و نویسنده کتاب «در آستانه لبه: جست وجوی نسل جهانی هیپپاپ»، در گفت وگو با ناظران رسانهای تأکید کرد، نهادهایی نظیر بنیاد ملی حمایت از دموکراسی و آژانس توسعه بینالمللی آمریکا از دههها پیش (از دوران موسیقی جاز در جنگ سرد گرفته تا هیپپاپ در دوران معاصر) از فرهنگ و هنر اقلیتها و جوانان بهعنوان اسلحه نفوذ در جوامع هدف استفاده کردهاند.
راهبرد اصلی این نهادها عبارت است از:
۱. برجستهسازی چالشهای اقتصادی، اجتماعی و تبعیضهای ساختاری در کشورهای هدف.
۲. تبدیل هنرمندان و چهرههای محبوب جوانان به مروجان نارضایتی و اعتراضات ساختارشکنانه.
۳. کانالیزهکردن مطالبات مدنی به سوی خشونتهای خیابانی و تغییر نظام.
۴. هموار کردن مسیر برای سلطه ژئوپلیتیک و نظامی ایالات متحده پس از سقوط دولتهای مقاوم.
این گزارش افشاگرانه پرده از یک واقعیت کلان در دکترین «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare) ایالات متحده برمیدارد: فرهنگ، موسیقی و هنر عامهپسند بهعنوان ابزاری پنهان برای پیشبرد کودتاهای نرم و انقلابهای رنگین به خدمت گرفته میشوند.
الگوی بهکاررفته در بنگلادش، سنگال و سایر نقاط جهان، دقیقاً همان متدولوژی امنیتی است که دستگاههای اطلاعاتی غرب (سیا، موساد و 6 MI) برای کشورهای مستقل و بهویژه جمهوری اسلامی ایران و اضلاع محور مقاومت طراحی و پیادهسازی میکنند. در این سناریو، تلاش میشود با پمپاژ دروغین نارضایتی، استثمار احساسات نسل جوان، برجستهسازی شکافهای اجتماعی و استفاده از ابزار رسانه و هنر، استقلال سیاسی کشورها هدف قرار گرفته و حاکمیت ملی آنها تضعیف شود؛ سیاستی که آگاهی رسانهای و هوشیاری راهبردی در برابر پروژههای نفوذ فرهنگی را بیش از پیش ضروری میسازد.