عملیات فریب ونس در پرونده ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزها و ماه های اخیر، شاهد طرح مواضع معنادار از سوی جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا درباره ایران و پرونده جنگافروزی علیه کشورمان بودهایم. در این راستا، وی سعی داشته تا تصویری تعاملپذیر و متمایل به دیپلماسی را از خود نشان دهد و حتی در بحبوحه جنگ رمضان در موضعگیری ای گفته بود، اگر دیدگاه خود را درباره جنگ علیه ایران بگوید، به زندان خواهد افتاد. موضعگیری ای که بسیاری از صاحب نظران آن را نمودی عینی از اختلاف نظر ونس با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره جنگ ایران توصیف کردند.
ونس مأمور است تا حد ممکن به سهم خود، تبعات منفی جنگافروزی علیه ایران را برای اقتصاد جهانی مدیریت کند
در تحولی دیگر، ونس به تازگی در مصاحبه با رویترز به این موضوع پرداخت که اختلافاتی با ترامپ در زمینه ایران دارد. معاون رئیس جمهور آمریکا بارها مواضعی مطرح کرده و درونمایه همگی آنها این بوده که بهتر است با ایران مذاکره کرد تا اینکه کارزار جنگافروزی به راه انداخت و بر آن اصرار کرد. با وجود این، دلایل و شواهد مختلفی وجود دارند که تأکید می کنند دوقطبی ایجادشده با محوریت نگاه ونس و ترامپ به جنگ علیه ایران، بیش از آنکه واقعی باشد، معادله ای ساختگی و انحرافی است و اهداف خاصی را دنبال میکند. در این رابطه توجه به سه نکته بسیار مهم به نظر می آید.
نخست، اینکه میان ترامپ و ونس درباره معادله جنگ ایران نوعی تقسیم کار انجام شده است. در این چارچوب، ترامپ در قالب مدل همیشگی خود و تأکید بر رویکرد «مرد دیوانه»، تهدیدات نظامی و تهاجمی را علیه ایران مطرح می کند و به ادعای خود سعی دارد تا به صلح به وسیله اعمال قدرت دست یابد. به بیان سادهتر، ترامپ می خواهد با به اوج رساندن تهدیدات علیه ایران، کشورمان را وادار به عقبنشینی کند. با وجود این، مشکل اصلی ترامپ و متحدانش این است که کشورمان نیز دست و پا بسته نیست و توان تحمیل هزینه به دشمن دارد.
اوج گیری قیمت سوخت و تحمیل تورم به اقتصاد جهانی در پی انسداد تنگه هرمز، نمودهای عینی این موضوع هستند. در این فضا، ونس مأمور است تا حد ممکن به سهم خود، تبعات منفی جنگافروزی علیه ایران را برای اقتصاد جهانی مدیریت کند. در همین چارچوب، می توان به خوبی فهمید چرا معاون رئیس جمهور آمریکا زبانی نرمتر را در رابطه با کشورمان دنبال می کند.
دوم، اینکه ترامپ و جمهوری خواهان سعی دارند تا ونس را مهیای حضور در انتخابات ریاست جمهوری 2028 میلادی آمریکا کنند. طبیعی است که نامزد جمهوری خواهان در انتخابات یادشده باید حدی از فاصله را از ترامپ و سیاستهای ماجراجویانه وی در موضوعات مختلف نظیر جنگ ایران رعایت کند تا بتواند وجاهت عمومی و سبد رای قابلتوجهی داشته باشد. از این رو، ونس با فاصلهگرفتن هدفمند از ترامپ، بر آن است تا بخت انتخاباتی خود را برای سال 2028 میلادی تقویت کند و خودش را از تبعات به شدت منفی جنگافروزی علیه ایران دور نگه دارد.
ورای این ها، نباید از یاد برد ونس در حقیقت «پلیس خوب» در پرونده جنگافروزی علیه ایران است. فردی که مأمور است به تصور ترامپیست ها، میوه جنگافروزی دولت آمریکا علیه ایران را در قالب مذاکره با کشورمان بچیند. با وجود این، مشکل اصلی ونس و ترامپ این است که تهران دست آنها را خوانده و هیچ امتیازی به آنها نمی دهد.
سوم، اینکه ونس نیز گاه و بیگاه خود را لو می دهد و از قالب نقشی که برای وی در رابطه با ایران تعریف شده خارج می شود. به عنوان نمونه، به تازگی اعتراف کرد اگر آمریکا اکنون از کارزار جنگافروزی علیه ایران خارج شود، این یعنی بازار جهانی نفت به دست ایران می افتد. در عین حال، وی به تازگی به صراحت اقرار کرد ایران باید درباره موضوع هسته ای خود امتیازات قابل توجهی به آمریکا بدهد و کاخ سفید باید به دستاوردهایی ارزشمند در پرونده ایران برسد تا جنگافروزی علیه این کشور خاتمه یابد. از این رو، فاصله میان مواضع اعلام شده ونس و واقعیتهایی که وی در پی آنها است، از زمین تا آسمان است.