طالبان و معمای پیروزی برق‌آسا در افغانستان-راهبرد معاصر
یِوون ریدلی، نویسنده و خبرنگار انگلیسی در گفتگو با «راهبرد معاصر» بررسی می کند؛

طالبان و معمای پیروزی برق‌آسا در افغانستان

«یوون ریدلی»، نویسنده و خبرنگار انگلیسی که در سال 2001 برای مدتی در بازداشت طالبان بوده، در گفتگو با «راهبرد معاصر» می گوید: «اگر حمایت هایی در داخل افغانستان از گروه طالبان نمی شد، این گروه به هیچ عنوان از ظرفیت پیروزی در این کشور برخوردار نبود»
یِوون ریدلی؛ نویسنده و خبرنگار انگلیسی
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۹ - ۰۶ شهريور ۱۴۰۰ - 2021 August 28
کد خبر: ۹۹۸۷۴
تعداد نظرات: ۱ نظر

طالبان و معمای پیروزی برق‌آسا در افغانستان

 

به گزارش راهبرد معاصر؛ همزمان با اوج گیری طالبان در افغانستان و تسلط آن ها بر اغلب بخش های این کشور، هنوز پرسش های زیادی در مورد اینکه این گروه چگونه توانست در مدت زمانی کم، افغانستان را به کنترل خود در آورده و دولت افغانستان را ساقط کند، مطرح می شوند. از سویی، ناظران و تحلیلگران نسبت به مختصاتِ یک دولت جدید در افغانستان که طالبان قدرت غالب در آن خواهند بود و همچنین جهت گیری های عمده و اصلی یکچنین دولتی در عرصه های سیاست داخلی و خارجی نیز گمانه زنی های مختلفی را مطرح می کنند.

 

در این راستا،  «راهبرد معاصر» در گفتگو اختصاصی با «یِوون ریدلی»، تحلیلگر سیاسی و خبرنگار سرشناس انگلیسی که در سال 2001 میلادی و هنگام انجام ماموریت خود در افغانستان(به عنوان خبرنگار)، از سوی دولت وقتِ طالبان دستگیر شد(وی بعدها کتابی با عنوان "در چنگ در طالبان" در مورد خاطرات خود از اسارتش به دست طالبان نوشته) و دستگیری وی جنجال های جهانی زیادی را نیز به پا کرد، سعی داشته تا تصویرِ روشن تری از تحولات جاری افغانستان ارائه کند. متن تفصیلی گفتگوی راهبرد معاصر با یوون ریدلی را در ادامه بخوانید.

 

طالبان و معمای پیروزی برق‌آسا در افغانستان

تصویر و مصاحبه یوون ریدلی با نشریه بریتانیایی دیلی اکسپرس در صفحه اول روزنامه مذکور(اندکی پس از آزادی وی از اسارت طالبان). یوون ریدلی پس از اشغال افغانستان، از اسارات طالبان رها شد و با بدرقه رسمی "حامد کرزای" رئیس جمهور وقت افغانستان به انگلیس بازگشت.

 

طالبان و معمای پیروزی برق‌آسا در افغانستان

یِوون ریدلی با روزنامه های مطرح انگلیسی نظیرِ ساندی تایمز، ایندیپندنت، آبزرور، دیلی میرور، نیوز آو دِ وورلد، همکاری داشته است. وی کتابی با عنوان "در چنگ طالبان" را که خاطرات وی از دوران اسارتش به عنوان خبرنگار توسط رژیم طالبان است منتشر کرده است.

 

*برخی کارشناسان و تحلیلگران بر این اعتقادند که عقب نشینی ناگهانی آمریکا و ناتو از افغانستان،  به سقوط سریع دولت این کشور و پیروزی طالبان منجر شد. آیا شما با این مساله موافقید؟ 

 

علی رغم آنچه که در رسانه های غربی می خوانیم، گروه طالبان یک گروه کوچک که پس از اقدام اخیر دولت آمریکا در خارج کردنِ ناگهانی و بی ملاحظه نظامیانش از افغانستان، بار دیگر ظهور کرده باشد نیست. طالبان از بخشی از مردم افغانستان تشکیل شده و در بخش هایی از این کشور از آن حمایت می شود. حتی من معتقدم که این گروه هیچگاه از بین هم نرفته است. طالبان از مبارزانی تشکیل شده که در داخل کشورشان و برای کشورشان با اهداف مشخصی می جنگندند.

 

واقعیت این است که اگر حمایت هایی در داخل افغانستان از گروه طالبان نمی شد، این گروه به هیچ عنوان از ظرفیت پیروزی در افغانستان برخوردار نبود. حمایت ها از طالبان در افغانستان، پس از سال 2001 و سقوط دولت طالبان در این کشور، به تدریج و باناامید شدنِ تدریجی و رو به رشد مردم افغانستان از اشغالگری آمریکا و ناتو در کشورشان، افزایش یافت و در نهایت، وضعیت کنونی در افغانستان را ایجاد کرد. 

 

*بر اساس آمارها، ارتش ملی افغانستان 300 هزار پرسنل نظامی در اختیار داشت. این ارتش برای سال ها تحت آموزش ارتش آمریکا و ناتو بوده و از حمایت تسلیحاتی و مالی آن ها نیز برخوردار بوده است. در طرف مقابل، طالبان تنها از 75 هزار شبه نظامی که آموزش چندانی ندیده اند و از تسلیحات نظامی پیشرفته ای نیز برخوردار نبوده اند تشکیل می شود. روی کاغذ، شکست ارتش افغانستان از طالبان امکان پذیر نیست. چطور در تحولات اخیر افغانستان، امرِ محال به واقعیت پیوست؟ شما در این رابطه چه فکر می کنید؟

 

حقوقِ 300 هزار پرسنل ارتش ملی افغانستان، با استفاده از کمک های مالی و نظامی دولت آمریکا به افغانستان تامین می شد با این حال این پول ها هیچگاه به نحو درستی به دستِ سربازان و پرسنل نظامی افغانستان نمی‌رسیدند. این عدم رسیدگی به ارتش افغانستان، می تواند تا حد زیادی هر ارتش و نیروی مسلحی را در دنیا بی روحیه کند. بدتر از همه اینکه آمریکا نیز در جریان مذاکرات دوحه با طالبان، عملا دولت افغانستان را کنار گذاشت و به نوعی بر این مساله صحه گذاشت که دولت و تشکیلات آن نظیر ارتش ملی افغانستان هیچ کاره هستند و طرف اصلی آن ها(آمریکایی ها) در مساله افغانستان، طالبان است. حتی پس از اینکه توافق دوحه امضا شد نیز دولت افغانستان هیچ کاره تلقی شد و کنشگری آن به رسمیت شناخته نشد.

 

این ترکیب از فساد، عدم حضور موثر دولت افغانستان در مذاکرات صلح، و عدم پرداختِ درست دستمزدهای پرسنل ارتش ملی افغانستان، عملا روحیه ارتش این کشور را از بین برده بود. در این چهارچوب در ادامه راه شاهد بودیم که برخی نیروهای ارتش ملی افغانستان با گروه طاالبان احساس نزدیکی و همدلی پیدا کرده بودند و برخی دیگر نیز عملا روحیه ای برای خدمت درست و متعهدانه در ارتش افغانستان نداشتند. از سویی اینکه بگوییم ارتش ملی افغانستان 300 هزار پرسنل و نیرو داشته، می تواند تا حدی نادرست و گمراه کننده باشد. دولت آمریکا شاید حقوق و مزایای 300 هزار نیروی ارتش افغانستان را به طرق مختلف در اختیار دولت افغانستان قرار می داده با این حال، به احتمال فراوان، تعداد پرسنل نظامی افغانستان را بالا اعلام کرده اند تا بتوانند حقوق و مزایای سربازانی را که اساسا وجود ندارند، خود به جیب بزنند. مساله ای که نمونه آن پیشتر در موارد و حوزه های دیگر نیز در افغانستان به وضوح مشاهده شده است.

 

*تحلیلگران و افکار عمومی دیدگاه ها و نظرات مختلفی در مورد فرار "اشرف غنی" رئیس جمهور سابق افغانستان از این کشور دارند. شما در این رابطه چه نظری دارید؟ آیا به عقیده شما او گزینه های بهتری هم داشت؟

 

من شخصا می دانم که سال گذشته، به اشرف غنی پیشنهادهایی جهت خروج از افغانستان داده شد و پیشنهادهای دیگری نیز در اوایل سال جاری میلادی به او ارائه شد، با این حال وی تمامی آن ها را قویا رد کرد. به نظر من وی می توانست خروج آبرومندانه ای را از افغانستان داشته باشد و یا حتی یک عنوان تشریفاتی را در افغانستان، بدون هرگونه قدرت و نفوذی داشته باشد. با این حال خودِ او این مساله را نخواست. من معتقدم که او شدیدا از حضور شبه نظامیان و سربازان طالبان در حومه کابل پایتخت افغانستان شوکه شده است. حدس من این است که وی به تنها گزینه خود در لحظه، که فرار از افغانستان بود چنگ زد و فرار کرد.

 

فرار او از افغانتسان تا حد زیادی مرا به یادِ خروج و فرار سریعِ "زین العابدین بن علی" رئیس جمهور سابق تونس(وی در فاصله سال های 1987 تا 2011، رئیس جمهور تونس بود) از کشورش در جریان بهار عربی انداخت. در آن زمان بن علی هنگامی که در مسیر فرودگاه جهت سوار شدن بر هواپیما و فرار از تونس بود، با رهبران غربی تماس های زیادی را برقرار کرد، با این حال هیچکدام از آن ها جواب او را ندادند. حتی وقتی هواپیمایش از زمین برخواست، وی نمی دانست که باید کجا برود. البته که اندکی بعد وی به عربستان سعودی پناهنده شد.

 

شکی نیست که روزی هم ما از تحقیرهای احتمالی که اشرف غنی در جریان فرارش از افغانستان، از سوی دوستان غربی اش با آن ها رو به رو شده آگاه خواهیم شد.

 

*در روزهای ابتدایی اوج گیری حملات طالبان در افغانستان، رهبران این گروه تاکید داشتند که طالبان بنا ندارد کابل پایتخت افغانستان را تصرف کند. بسیاری این اعتقاد را داشتند که آن ها نگران واکنش شدید جامعه بین‌المللی به تحرکات خود در افغانستان هستند. به نظر شما چه شد که طالبان توانست کل افغانستان و به طور خاص شهر کابل را با سرعتی خیره کننده فتح کنند؟ چرا جامعه بین المللی هیچ واکنشِ محکمی در این رابطه اتخاذ نکرد؟

 

کلید و رمز اصلی هر کارزار نظامی این است که باید مولفه غافلگیر کننده بودن را داشته باشد. از سوی طرف های درگیری، راهبردهای اصلی نظامی خود را به طور آشکار بیان نمی کنند. در این رابطه "سون تِزو" استراتژیست نظامی قدیمی چینی می گوید: "سعی کن بدانی که چه زمان بجنگی و چه زمان نباید بجنگی. از آنچه قدرتمند است دوری کن و به آنچه ضعیف است حمله کن. بدان که چگونه می توانی دشمنت را فریب دهی. هنگامی که قوی هستی خود را ضعیف نشان بده و هنگامی که ضعیفی خودت را قوی نشان بده. نقاط ضعف و قوت خود را بشناس. اگر دشمن و خودت را به خوبی می شناسی، نیازی نیست از نتیجه یِ صدها جنگ و درگیری با دشمنت نیز هراس داشته باشی".

 

*در روزهای اخیر و پس از فتح کابل پایتخت افغانستان، طالبان بارها اعلام کرده که می خواهد در قالب یک دولت عادی در جهان عمل کند. شما تا چه اندازه یکچنین وعده ای از سوی طالبان را قابل اعتماد می دانید؟

 

گروه طالبان کاملا با گروهی که در سال 2001 در اثر حمله آمریکا و ناتو به افغانستان از قدرت خلع شد، تفاوت دارد. استراتژیست ها و تصمیم سازان اصلی طالبان، افکار و اعتقادات مذهبی خود را کنار نگذاشته اند. با این حال، آن ها دیدگاه ها و رویکردهای عملگرایانه تری را که پخته تر و مدرن تر از آنچه در گذشته از طالبان دیده ایم، در عرصه مسائل مرتبط با سیاست جهانی از خود نشان می دهند.

 

در موضوعِ اینکه آیا می شود به وعده های طالبان اعتماد کرد یا خیر نیز باید گفت که گذشتِ زمان این مساله را نشان خواهد داد. طالبان تاکنون وعده هایی را در مورد: صلح، حقوق زنان، صدور فرمان عفو عمومی و اینکه اجازه نخواهند داد افغانستان به پایگاهی برای تروریسم جهانی تبدیل شود داده اند. اگر آن ها به این وعده های خود عمل نکنند، طبیعی است که اعتماد به این گروه نیز از بین خواهد رفت و متعاقبا آن ها با مشکلات خاصی نیز رو به رو خواهند شد.

 

ارسال نظر
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۴:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۶/۰۸
0
0
با سلام
وقتی ملتی از دست مسئولین دولتی خسته شده باشند یعنی در یه کلام گرسنه باشند مجبورند با افراد بیگانه همدست شوند تا مسئولین و دولتی ها را سرنگون کنند که چ بسا از گرسنگی و ظلم در امان بمانند
در هر کشوری وقتی ملتی از بی عدالتی و تبعیض و دروغ مسئولین خسته باشند و به ستوه بیایند قطعا با حمایت افرادی بزرگ در آن کشور با بیگانگان همدست خواهند شد که چه بسا بیگانگان حق ضایعه شدنشونو از مسئولین و دولت آن کشور بگیرند
در بعضی از کشور های دیگر هم باید منتظر بود چون همه از مسئولین ناراضی هستند
تحلیل های برگزیده