عارف: مکانیسم ماشه دارای اشکالات فراوان است/ تصمیم مقتضی را می‌گیریم قالیباف: شورای عالی راهبری برنامه هفتم باید موانع اجرای قانون را رفع کند انتقاد یک نماینده از وضعیت مراکز درمانی دولتی/تذکر درباره زیر‌میزی‌ها امیر ایرانی: تبلیغ دشمن خللی در اراده نیرو‌های مسلح ایجاد نمی‌کند جزئیات برگزاری جلسه سران قوا به ریاست پزشکیان قالیباف: احتمال جنگ وجود دارد؛ باید قوی شویم پزشکیان: ایران آماده کمک به سیل‌زدگان پاکستان است وحشت اسرائیل و آمریکا از موشک‌های آخرالزمانی ایران علم‌الهدی: هدف دشمن از مکانیزم ماشه، تخریب روحیه مردم و جبهه اقتصادی است مقتدایی: مکانیسم ماشه، اثرگذاری جدیدی نخواهد داشت مخبر: فعال‌سازی اسنپ‌بک منجر به پیچیده‌تر شدن فضای دیپلماتیک خواهد شد حاج‌ علی‌اکبری: با وحدت می‌توان در برابر ویروس تفرقه ایستاد افتتاح ۷۲۲ طرح صنعتی ایران با دستور پزشکیان بروجردی: اقدام اروپا برای خروج از انزوای سیاسی است طرح فوریتی مجلس برای خروج از «ان پی تی»

رهبرانقلاب در روز هفدهم شهریور۵۷ کجا بودند؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از پرستاران در دهه هفتاد شمسی به بیان خاطره‌ای از روز 17 شهریور سال 1357 پرداختند که در آن به ماجرای نامه‌ای که به یکی از افراد قم نوشته بودند نیز اشاره‌ای کرده‌اند.
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۷ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ - 2022 September 08
کد خبر: ۱۵۰۰۷۴

به گزارش راهبرد معاصر؛  حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از پرستاران در دهه هفتاد شمسی به بیان خاطره‌ای از روز 17 شهریور سال 1357 پرداختند که در آن به ماجرای نامه‌ای که به یکی از افراد در قم نوشته بودند نیز اشاره‌ای کردند.

 

متن کامل بیانات معظم‌له در بیان این خاطره به شرح ذیل است:

«من از روز هفدهم‌ شهریور سال ۱۳۵۷ خاطره‌ای در ذهن دارم. قبل از آن که این حادثه خون‌بار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستمشاهی به دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند.

 

این، نکته خیلی قابل توجّهی است که امروز مثل آیینه‌ای، همه عبرتها را به ما درس میدهد. کسی که روزنامه‌های آن وقت و اظهارات مسؤولان رژیم ستمشاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند.

 

عدّه‌ای را که طرفداران و علاقه‌مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، به عنوان تندرو و افراطی و متعصّب معرفی میکردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقه‌مند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، ولی دستگاه آن‌طور خیال میکرد اینها جدیّتی ندارند، به عنوان افرادی که معتدلند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرفی میکردند. من در آن روز این احساس خطر را کردم.

 

آن زمان من در جیرفت تبعید بودم. شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامه‌ای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم اینها با این تدبیرِ خباثت‌آمیز میخواهند بهانه‌ای برای سختگیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند. این نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم.

 

روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامه‌ها، خبر کشتار هفده شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیه مطّلع شدیم.

 

من برداشتم در حاشیه آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است». آن نامه را به وسیله مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سختگیریها را علیه مبارزان و انقلابیون حقیقی راه انداختن که نمونه‌اش کشتار هفدهم شهریور بود.»/ فارس

ارسال نظر
آخرین اخبار