یادداشت مازن النجار، تحلیلگر عرب زبان؛

توطئه آمریکایی-صهیونی ضد ایرانی چگونه خنثی شد؟

آنچه در ایران اتفاق افتاد، تلاشی شکست خورده از سوی محور آمریکایی-صهیونی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تجزیه این کشور بود، مشابه کاری که آمریکا و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی برای تجزیه سوریه انجام دادند.
مازن النجار؛ تحلیلگر عرب زبان
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۳ - ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 19
کد خبر: ۳۰۲۱۲۲

توطئه آمریکایی-صهیونی ضد ایرانی چگونه خنثی شد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اغتشاشاتی که ماه گذشته در ایران فوران کرد، در راستای رویارویی محور آمریکایی- صهیونیستی با جمهوری اسلامی بود. محور آمریکایی-صهیونی این را به عنوان دور تعیین‌کننده برای تغییر نظام ایران، تجزیه کشور، اشغال نظامی آن و روی کار آوردن دولت دست‌نشانده، بسیار شبیه کودتای سازمان سیا علیه دولت مصدق، با دقت برنامه‌ریزی کرده بودند.

آنچه در ایران اتفاق افتاد، تلاش شکست خورده محور آمریکایی-صهیونیستی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود

رسانه‌های جریان غربی پیوسته اعتراضات اخیر ایران را صرفاً موضوعی داخلی جلوه دادند و ادعا کردند، مردم ایران به دلیل سختی‌های شدید ناشی از فساد و سوءمدیریت اقتصادی مسئولان و نیز سیاست‌های داخلی، به طور خودجوش قیام کردند. آنها همچنین مدعی شدند، تقریباً اعتراضات مسالمت‌آمیز بود، اما با «خشونت دولتی» روبرو شد. علاوه بر این، آنها این گونه القا کردند، قدرت‌های خارجی نقش ناچیزی در تحریک اعتراضات داشتند. 

جان مرشایمر، یکی از پژوهشگران برجسته علوم سیاسی آمریکا این تفسیر از آنچه در ایران اتفاق افتاده بود را کاملاً اشتباه می‌داند و با شواهد زیادی آن را رد می‌کند. وی می گوید، خواسته های مشروع بسیاری از معترضان مسالمت‌آمیز به وسیله دولت و رئیس جمهور ایران به رسمیت شناخته شد، اما این تنها بخشی از ماجرایی بزرگتر است. 

راهبرد آشنا

آنچه در ایران اتفاق افتاد، تلاشی شکست خورده از سوی محور آمریکایی-صهیونیستی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود، مشابه کاری که آمریکا، و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی برای تجزیه سوریه انجام دادند. 

به گفته مرشایمر، راهبرد به کار گرفته شده در ایران جدید نبود، بلکه راهبردی آشنا بود که از چهار عنصر تشکیل شده بود:

نخست، آمریکا به طور ساختاری اقتصاد ایران را با تحریم‌ها با چالش بزرگ مواجه کرده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پس از بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۱۵ میلادی، تحریم‌ها را افزایش داد. هدفش اعمال «فشار حداکثری» بر اقتصاد ایران بود و تا حد زیادی موفق شده است. در حالی که اقتصاد ایران بدون شک در برخی زمینه‌ها از سوء مدیریت رنج می برد، تحریم‌های غرب آسیب‌های بسیار بیشتری وارد کرده‌اند. هدف نهایی تحریم‌ها، تحمیل رنج و مجازات سخت مردم ایران است، به این امید که آنها را به شورش تحریک کند. 

دوم، محور آمریکایی- صهیونیستی کار خود را اواخر دسامبر ۲۰۲۵ میلادی برای تحریک و حمایت از اعتراضات خشونت‌آمیز که به واکنش شدید دولتی منجر می‌شد، با هدف ایجاد چرخه خشونت فراتر از کنترل آغاز کردند. به طور خاص، شواهد روشنی از حضور عناصر موساد در ایران و تقریباً مأموران سیا در کنارشان وجود دارد. آنها از نزدیک با آشوبگران محلی (آشوبگرانی که قصد تخریب و ترور داشتند) همکاری کردند تا اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را به اعتراضات خشونت‌آمیز تبدیل و در نتیجه نظام را به خشونت تحریک کنند. فیلم‌های فراوانی از اقدامات خرابکارانه آشوبگران موجود است. 

مرشایمر فاش می‌کند، تیم مشترک هزاران دستگاه اینترنتی استارلینک را قبل از شروع اعتراضات به ایران ارسال کرد تا اگر (همانطور که پیش‌بینی می‌شد) اینترنت و تلفن قطع شد، دستگاه‌های استارلینک به معترضان اجازه ‌دهد با یکدیگر و با لیدرهای خارجی حامی آنها ارتباط برقرار کنند. 

خلاصه اینکه کمپین «تغییر نظام» شکست خورد. رژیم صهیونیستی و آمریکا این دور را به ایران باختند

جای تعجب نبود که ترامپ معترضان را تشویق می‌کرد و ۱۳ ژانویه گفت، «ایرانی ها به اعتراض ادامه دهید و کنترل نهادهای دولتی را به دست بگیرید... کمک در راه است». دوم ژانویه نیز مایک پمپئو، نخستین مدیر سیا در دوران ترامپ عنوان کرد، «سال نو بر هر ایرانی در خیابان‌ها و بر هر مأمور موسادی که در کنار آنها حضور دارد، مبارک». با شروع اغتشاشات موساد پیامی به زبان فارسی برای ایرانیان فرستاد و گفت، «با هم به خیابان‌ها بیایید. زمان آن فرا رسیده است؛ ما با شما هستیم، نه فقط در حرف، بلکه در میدان عمل».

سوم، رسانه‌های غربی با محور آمریکایی- صهیونیستی تبانی کردند و این روایت را ترویج دادند که اعتراضات در وهله نخست واکنشی به سیاست‌های دولت تهران بوده است، نه به دلیل دخالت خارجی. آنها اعتراضات را مسالمت‌آمیز جلوه دادند و ادعا کردند دولت خشونت را آغاز کرده است. طبعاً، رژیم صهیونیستی و آمریکا در رسانه‌ها به عنوان پیروز به تصویر کشیده شدند. این تبلیغات نه تنها با هدف جلب حمایت از اعتراضات در غرب، بلکه با هدف تأثیرگذاری بر رویدادهای داخل ایران و تقویت این تصور که معترضان ناگزیر نظام جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد، انجام شد.

چهارم، ارتش های آمریکا و رژیم صهیونیستی در حالت آماده‌باش بودند تا به محض اوج گرفتن اعتراضات، با هدف از بین بردن نظام جمهوری اسلامی و ایجاد هرج و مرج گسترده در ایران، به این امید که به تجزیه کشور منجر شود، به ایران حمله کنند. 

شکست کارزار «تغییر نظام»

این راهبرد شکست خورد، در وهله نخست به دلیل اقتدار نظام جمهوری اسلامی در مهار سریع و قاطع اعتراضات. یکی از عوامل کلیدی موفقیت ایران، قطع اینترنت استارلینک بود که ارتباط بین معترضان، اغتشاشگران و جهان خارج را به شدت مختل کرد. به محض این اتفاق، اعتراضات محکوم به شکست شد و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و ترامپ متوجه شدند این هم پیمانی نمی‌تواند از توان نظامی برای دستیابی به کودتای نهایی استفاده کند و ایران محکم مقابلشان ایستاد.

خلاصه اینکه کمپین «تغییر نظام» شکست خورد. رژیم صهیونیستی و آمریکا این دور را به ایران باختند. البته، رسانه‌های صهیونیستی و غربی از به تصویر کشیدن نتیجه به این شکل خودداری کرده اند. 

وقایع اخیر ارتباط نزدیکی با جنگ تحمیلی 12 روزه ایران و محور آمریکایی-صهیونیستی داشت. به گفته مرشایمر، رژیم صهیونیستی با توجه به خساراتی که دید، مشتاق پایان دادن به جنگ تحمیلی 12 روزه بود. صهیونیست ها در حال کاهش ذخایر موشکی خود بودند، در حالی که ایران به طور فزاینده‌ای در استفاده از زرادخانه عظیم موشک‌های بالستیک و کروز خود برای بمباران رژیم صهیونیستی مهارت می‌یافت. برخی حتی آن زمان استدلال می‌کردند ایران نباید حملاتش را متوقف می‌کرد، زیرا در حال کسب برتری بر رژیم صهیونیستی بود. به نظر نمی‌آید این نتیجه به هیچ وجه خوشایند رژیم صهیونیستی باشد. 

از گزارش‌های خبری غربی و اظهارات صهیونیست ها مشخص است نتانیاهو از ترامپ خواست ایران را بمباران نکند (۱۴ ژانویه) زیرا می‌ترسد رژیم صهیونیستی نیروهای کافی برای دفاع از خود در برابر حمله متقابل ایران نداشته باشد. به عبارت دیگر، رژیم صهیونیستی امروز به همان اندازه که در روز توقف جنگ در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ میلادی آسیب‌پذیر بود، در برابر موشک‌های ایران آسیب‌پذیر است. این گواه دیگری است که رژیم صهیونیستی نه در جنگ تحمیلی 12 روزه و نه در آخرین تلاش خود برای تغییر نظام جمهوری اسلامی، بر ایران برتری نداشته است. 

زیرساخت‌های هسته‌ای ایران

درباره جنگ تحمیلی 12 روزه، برخی شاید استدلال کنند گرچه رژیم صهیونیستی در رویارویی مستقیم قبلی خود شکست سختی متحمل شد، اما حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۵ میلادی به عنوان موفقیت هر دو طرف محور شرارت به تصویر کشیده شد. به عنوان نمونه، ترامپ ادعا کرد ارتش آمریکا تأسیسات هسته‌ای ایران را «کاملاً نابود» کرده است. با وجود این، آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) اندکی پس از حمله، با این دیدگاه مخالفت کرد و نتیجه گرفت این حمله برنامه هسته‌ای ایران را نابود نکرده، بلکه صرفاً آن را چند ماه به تأخیر انداخته است. ترامپ و متحدانش ارزیابی آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا را رد کردند.

برای مرشایمر، عجیب به نظر می‌آید که هیچ اطلاعات معناداری در اسناد عمومی (نه از گزارش‌های رسانه‌ها، مقالات مطبوعاتی، تحقیقات یا گزارش‌های کنگره) درباره تأثیر حمله احتمالی آمریکا در 22 ژوئن 2015 میلادی بر زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، به ویژه تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم و نیز 400 کیلوگرم اورانیومی که ایران تا 60 درصد غنی‌سازی کرده بود، وجود ندارد. اگر همه چیز، همانطور که رئیس جمهور ترامپ ادعا می‌کند نابود شده بود، ائتلاف آن را اعلام و دست کم با برخی داده‌ها از ادعاهایش پشتیبانی می‌کرد. 

به همین ترتیب، جای تعجب است چرا ائتلاف تا این حد مشتاق است و تهدید می‌کند؛ مگر نمی گویند در جنگ تحمیلی 12 روزه به «پیروزی چشمگیر» دست یافته اند، پس چرا می خواهند دوباره به ایران حمله کنند؟ همچنین می‌توان پرسید، ایران این روزها در رابطه با توسعه یا تعمیر تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم خود چه می‌کند؟

اینها سؤالات بسیار مهمی هستند، زیرا آنچه محور آمریکایی-صهیونیستی با ایران انجام داده است (و احتمالاً به انجام آن ادامه خواهد داد) به تهران انگیزه قوی برای دستیابی به عامل بازدارنده می‌دهد. 

به طور خلاصه؛ اینکه محور آمریکایی-صهیونیستی در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران شکست خورد، گرچه بی تردید از این هدف دست نکشیده است و اینکه  دلیل خوبی وجود دارد باور کنیم رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ تحمیلی 12 روزه ناکام ماندند. 

ارسال نظر