برگزاری جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا با سه مصوبه فرمانده نیروی دریایی ارتش: حضور ایران در اقیانوس‌ها، پیام‌آور اقتدار و اخلاق اسلامی به جهان است بازداشت ۲۰ هسته تروریستی و آشوبگر در خراسان جنوبی دستگیری ۸ عامل مسلح و متهم به آتش‌زدن مسجد و پایگاه بسیج در اسلامشهر حمله پهپادی به ساختمان سپاه در بندر عباس تکذیب شد شنیده شدن صدای انفجار در قصر شیرین + علت و جزئیات اسلامی: درمان، سلامت و امنیت غذایی اولویت‌ سازمان انرژی اتمی ایران است تحریم‌های خصمانه جدید آمریکا علیه ایران لاریجانی: ارتش برخی کشورهای اروپایی از این پس تروریستی محسوب می‌شود ابوترابی: ملت ایران به سپاه افتخار می‌کند آیت‌الله عبدخدایی درگذشت عراقچی: مسائل منطقه ایجاب می‌کند تا با ترکیه مشورت نزدیک داشته باشیم دستیار رهبری: دشمن آرزوهای واهی برای تقابل با موقعیت راهبردی ایران دارد دولت پیگیر وضعیت زنان بازداشت شده در اعتراضات واکنش قالیباف به اقدام سیاسی اروپا علیه سپاه

خاطره شنیدنی رهبر انقلاب به مناسبت روز دختر

در همان اوقات، خدای متعال یک فرزند دختری به ما داد که به من خیلی انس داشت. زیاد سراغ من می‌آمد دفتر ریاست جمهوری، من بغلش می‌گرفتم. یواش‌یواش دیدم با این دست هم می‌توانم بغلش بگیرم.
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۷ - ۱۳ تير ۱۳۹۸ - 2019 July 04
کد خبر: ۱۵۳۷۶

به گزارش راهبرد معاصر؛ صفحه تاریخ ایران و جهان؛ درس و عبرت، منتسب به پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از کمک دخترشان به بهبودی مجروحیت دست ایشان در جریان ترور سال ۶۰ را منتشر کرده است.

 متن این خاطره به شرح زیر است:

 

دست من، آن اولی که فلج شد، به خاطر حادثه ترور، تا مدتی این دست، اصلاً حرکت نمی‌کرد و ورم داشت.

 

بعد به‌تدریج دیدم که یک‌کمی از شانه حرکت می‌کند.

 

در همان اوقات، خدای متعال یک فرزند دختری به ما داد که به من خیلی انس داشت. زیاد سراغ من می‌آمد دفتر ریاست جمهوری، من بغلش می‌گرفتم. یواش‌یواش دیدم با این دست هم می‌توانم بغلش بگیرم.

 

دکترم یک روز دید که با این دست بغلش گرفته‌ام، خیلی تشویق کرد. گفت این بچه دست تو را خوب می‌کند!

 

وقتی از روی محبت این بچه را بغل می‌گیری، همین باعث می‌شود سنگینی‌اش را تحمل کنی؛ همین‌طور هم شد. بغل می‌گرفتم، می‌آوردم و می‌بردم. بعد یواش‌یواش این دست قوت پیدا کرد.»

ارسال نظر
آخرین اخبار