خنثی‌سازی توطئه ناامنی در خراسان جنوبی شمخانی: پاسخ به اقدام نظامی آمریکا بی‌سابقه خواهد بود توضیح سخنگوی دولت درباره گرفتن خسارت حوادث اخیر از سلبریتی‌ها + جزئیات ضرب‌الاجل یک هفته‌ای عارف درباره خسارات جنگ ۱۲ روزه و حوادث اخیر پزشکیان: قدرت خرید دهک‌های یک تا هفت بهبود یافته است بررسی صلاحیت نامزد‌های انتخابات شورا کلید خورد / ۱۵ درصد داوطلبان زن هستند ولایتی: ترامپ از ترس شکست به سرعت تسلیم می‌شود تدوین برنامه اصلاح نظام اداری با ۶ محور و ۴۸ برنامه پزشکیان: آمریکا و اروپا نگران مردم ایران نیستند/ تا زمانیکه مردم با ما باشند، حل مسائل ممکن خواهد بود عارف: هدف از اصلاحات ساختاری، تثبیت نسبی ارز، رسیدن به رشد قابل قبول و مهار تورم است وزیر کشور: دشمن اعتراضات مردم را به آشوب و اقدامات تروریستی تبدیل کرد لاریجانی: ترامپ این را لو داد که اگر بحران اجتماعی در ایران ایجاد شود، ما عملیات نظامی اجرا می‌کنیم اطلاعات سپاه: بازداشت و احضار ۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های ضدامنیتی/ شناسایی ۴۶ نفر از عوامل مرتبط با سرویس‌های بیگانه دستگیری لیدر‌های اصلی اغتشاشات در غرب و شرق تهران پزشکیان: اگر مدیران ما به شکل صحیح آموزش دیده بودند، امروز وضعیت بسیار متفاوت بود

خاطره شنیدنی رهبر انقلاب به مناسبت روز دختر

در همان اوقات، خدای متعال یک فرزند دختری به ما داد که به من خیلی انس داشت. زیاد سراغ من می‌آمد دفتر ریاست جمهوری، من بغلش می‌گرفتم. یواش‌یواش دیدم با این دست هم می‌توانم بغلش بگیرم.
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۷ - ۱۳ تير ۱۳۹۸ - 2019 July 04
کد خبر: ۱۵۳۷۶

به گزارش راهبرد معاصر؛ صفحه تاریخ ایران و جهان؛ درس و عبرت، منتسب به پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از کمک دخترشان به بهبودی مجروحیت دست ایشان در جریان ترور سال ۶۰ را منتشر کرده است.

 متن این خاطره به شرح زیر است:

 

دست من، آن اولی که فلج شد، به خاطر حادثه ترور، تا مدتی این دست، اصلاً حرکت نمی‌کرد و ورم داشت.

 

بعد به‌تدریج دیدم که یک‌کمی از شانه حرکت می‌کند.

 

در همان اوقات، خدای متعال یک فرزند دختری به ما داد که به من خیلی انس داشت. زیاد سراغ من می‌آمد دفتر ریاست جمهوری، من بغلش می‌گرفتم. یواش‌یواش دیدم با این دست هم می‌توانم بغلش بگیرم.

 

دکترم یک روز دید که با این دست بغلش گرفته‌ام، خیلی تشویق کرد. گفت این بچه دست تو را خوب می‌کند!

 

وقتی از روی محبت این بچه را بغل می‌گیری، همین باعث می‌شود سنگینی‌اش را تحمل کنی؛ همین‌طور هم شد. بغل می‌گرفتم، می‌آوردم و می‌بردم. بعد یواش‌یواش این دست قوت پیدا کرد.»

ارسال نظر