بقائی: اقدام سه کشور اروپایی علیه ایران، تبعیت از دستور طرف ناقض برجام است نامه عراقچی به شورای امنیت سازمان ملل: ایران همواره پذیرای دیپلماسی است عراقچی خطاب به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا:از تفسیرهای گزینشی دست بردارید معاون عراقچی: تحریم‌ها را به رسمیت نمی‌شناسیم روسیه: اقدام اروپا برای فعال کردن مکانیسم ماشه علیه ایران هیچ تأثیر قانونی ندارد رئیس شورای عالی سیاسی یمن: حملات صهیونیستی شکست خورد درخواست گوترش برای مذاکره درباره توافق هسته‌ای درخواست دبیرکل سازمان ملل درباره تصمیم اروپا علیه ایران تکذیب شهادت رهبران انصارالله در حملات اسرائیل نمایندگی ایران در سازمان ملل: مکانیسم ماشه پیامدهای سنگینی را رقم می‌زند وزیر خارجه آمریکا: آماده تعامل مستقیم با ایران هستیم تروئیکای اروپا:فعال سازی مکانیشم ماشه، پایان مذاکره نیست جلسه شورای امنیت درباره فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران انفجارهای شدید در صنعا درپی حمله هوایی و دریایی اسرائیل عراقچی: ایران به اقدام اروپا در فعال‌سازی مکانیسم ماشه پاسخ خواهد داد
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

احتمال عادی‌سازی روابط سوریه- رژیم صهیونیستی

برای رژیم صهیونیستی عادی‌سازی روابط با سوریه پیروزی تاریخی و تحقق رؤیایی راهبردی است، موفقیتی که بدون جنگ به اهدافی دست می‌یابد که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود و عملاً جبهه شمالی را برای همیشه خنثی می‌کند.
محمد بیات؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۷ - ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - 2025 August 29
کد خبر: ۲۸۷۶۳۷

احتمال عادی‌سازی روابط سوریه- رژیم صهیونیستی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات در روابط سوریه و رژیم صهیونیستی که با نشست پاریس در ۱۹ اوت به نقطه اوج خود رسید، بیش از آنکه نشانگر «فرایند صلح» مبتنی بر اراده متقابل و مذاکرات برابر باشد، رونمایی از مرحله نهایی پروژه ای مهندسی‌شده و چندوجهی برای بازترسیم نقشه امنیتی و سیاسی منطقه است. این نقطه عطف دیپلماتیک که به دهه‌ها تخاصم رسمی پایان می‌دهد، نه چرخشی ناگهانی، بلکه محصول راهبردی فرسایشی و بلندمدت است که در آن، ابزارهای جنگ اقتصادی (تحریم‌های خردکننده سزار) و دیپلماسی اجباری، دولت انتقالی سوریه را به نقطه‌ای رساند که جز پذیرش «تجارت حاکمیت در برابر بقا» گزینه‌ای پیش روی خود نمی‌دید.

این توافق، منطقه‌ای حائل و غیرنظامی را در جنوب سوریه ایجاد می‌کند که کنترل عملی آن نه در دست دمشق، بلکه در اختیار ائتلاف تل‌آویو-واشنگتن خواهد بود

در این معماری جدید، توافق بر سر ایجاد کریدور به استان السویدا، نه ابتکار عملی بشردوستانه، بلکه اسب تروای راهبردی است؛ مکانیزمی هوشمندانه که به وسیله آن، ساختار امنیتی مورد نظر رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنوب سوریه، بدون نیاز به درگیری نظامی و با پوششی مشروع، در حال پیاده‌سازی و تثبیت است. این تحول در واقع آناتومی صلح تحمیلی است که در آن، طرف ضعیف‌تر برای تضمین موجودیت حداقلی خود، ناچار به پذیرش شرایطی می‌شود که در گذشته خط قرمز امنیت ملی‌اش به شمار می‌رفت.

توافق پاریس در ظاهر ساده و متمرکز بر هدفی انسانی به نظر می‌آید؛ یعنی ایجاد دالانی برای ارسال کمک به استان السویدا، اما بندهای اجرایی آن روایتی کاملاً متفاوت را از موازنه قدرت بازگو می‌کند. واگذاری امنیت هوایی کریدور به آمریکا و رژیم صهیونیستی و امنیت زمینی آن به نیروهای بین‌المللی یونیفل، عملاً به معنای سلب کامل کنترل دولت سوریه بر بخشی از خاک و حریم هوایی خود و رسمیت بخشیدن به حضور امنیتی بیگانگان است. تعهد دمشق به «حفاظت از کریدور، نه از کاروان‌ها» و مهم‌تر از آن، عقب‌نشینی کامل ارتش و تسلیحات سنگین از تمام مناطق جنوبی تا اواسط سپتامبر، تسلیم راهبردی تمام‌عیار به شمار می رود.

این توافق، منطقه‌ای حائل و غیرنظامی را در جنوب سوریه ایجاد می‌کند که کنترل عملی آن نه در دست دمشق، بلکه در اختیار ائتلاف تل‌آویو-واشنگتن خواهد بود. بنابراین «کریدور بشردوستانه» در حقیقت پوششی برای تحقق هدف دیرینه رژیم صهیونیستی، یعنی ایجاد کمربند امنیتی عمیق و پاکسازی شده از هرگونه تهدید نظامی در مرزهای شمالی خود است.

این مسیر منتهی به نشست پاریس، کلاس درسی از دیپلماسی مدرن مبتنی بر فشار حداکثری و ارائه پاداش‌های کنترل‌شده است. آمریکا ابتدا با استفاده از تحریم‌های فلج‌کننده سزار، اقتصاد سوریه را به نقطه فروپاشی رساند و مشروعیت دولت نوپا را در برابر نیازهای اولیه مردم به چالش کشید. سپس در دیدار کلیدی آوریل، راه نجات را به ابومحمد جولانی نشان داد؛ یعنی عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در ازای لغو تحریم‌ها.

لغو تحریم‌ها در ماه ژوئیه نخستین پاداش ملموس برای نشان دادن حسن نیت از سوی دمشق بود و این کشور را به صورت روانی و سیاسی مدیون و متعهد به برداشتن گام بعدی و این راهبرد، قدرت چانه‌زنی را به طور کامل از هیئت سوری سلب کرد. اوج این ضعف در مذاکرات زمانی آشکار شد که اسعد شیبانی با وجود دریافت نکردن تعهد از رژیم صهیونیستی مبنی بر تلاش نکردن برای سرنگونی حکومت مرکزی دمشق، توافقنامه امضا کرد؛ موضوعی که نشان می‌دهد دولت انتقالی سوریه نه در جایگاه مذاکره‌کننده برابر بلکه در مقام بازیگری زیر فشار قرار دارد که برای تضمین بقای حداقلی خود، مجبور به پذیرش شروط طرف مقابل، حتی در حیاتی‌ترین موضوعات امنیتی است.

هدف نهایی این فرایند، نه صرفاً ایجاد منطقه حائل، بلکه تحمیل پیمان صلحی پایدار بر اساس مدل «کمپ دیوید» است که کنترل رژیم صهیونیستی را بر بلندی‌های جولان برای همیشه تثبیت کند. طرح رژیم صهیونیستی برای ایجاد مناطق سه‌گانه امنیتی که حضور ارتش سوریه را کاهش می دهد و با تجهیزات سبک محدود می کند، رونوشتی مستقیم از الگوی امنیتی صحرای سیناست و به معنای تداوم حضور نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در خاک سوریه با عنوان «تضمین امنیتی» خواهد بود.

در این میان موضوع جولان به عنوان اصلی‌ترین مانع و در عین حال بزرگترین جایزه برای رژیم صهیونیستی مطرح است. طرح گزینه‌هایی همچون «اجاره ۹۹ ساله» یا سناریوی تکان‌دهنده «معاوضه جولان با استان طرابلس لبنان»، نشان از عمق تفکر راهبردی و بی‌اعتنایی کامل به اصول حاکمیت ملی کشورها برای تحقق هدف نهایی دارد. این گزینه‌ها نشان می‌دهد برای ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی، مرزهای ملی مفاهیمی سیال هستند که می‌توانند برای حفظ منافع امنیتی بلندمدت، با ابزارهای حقوقی یا ژئوپلیتیکی بازترسیم شوند.

هدف نهایی این فرایند، نه صرفاً ایجاد منطقه حائل، بلکه تحمیل پیمان صلحی پایدار بر اساس مدل «کمپ دیوید» است

بهره سخن

آنچه رخ می دهد، نه توافق صلح برخاسته از مصالحه، بلکه بازآرایی راهبردی در منطقه است که زیر فشار شرایط اضطراری و نبود گزینه‌های جایگزین، بر دولت سوریه تحمیل می‌شود. دولت موقت جولانی با این توافقات شاید بتواند بقای کوتاه‌مدت خود را در برابر فروپاشی اقتصادی و انزوای سیاسی تضمین کند، اما بهای آن واگذاری بخش‌های قابل توجهی از حاکمیت ملی و پذیرش ساختاری امنیتی است که به وسیله دشمن تاریخی‌اش تعریف، مدیریت و نظارت می‌شود. این وضعیت سوریه را در بلندمدت در موقعیت دولتی وابسته و تحت‌الحمایه قرار می‌دهد که استقلال عمل راهبردی خود را از دست داده است.

برای رژیم صهیونیستی این پیروزی تاریخی و تحقق رؤیایی راهبردی است؛ موفقیتی که بدون جنگ، به اهدافی دست می‌یابد که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود و عملاً جبهه شمالی را برای همیشه خنثی می کند. این روند علاوه بر فروپاشی کامل ایدئولوژی محور مقاومت در مرزهای سوریه، می‌تواند سرآغاز دومینوی همکاری‌های امنیتی جدیدی در منطقه باشد که در آن، دمشق از تهدید راهبردی به شریک امنیتی کنترل‌شده برای تل‌آویو تبدیل خواهد شد و نقشه ژئوپلیتیک غرب آسیا را به شکلی بنیادین و برای دهه‌های آینده، به نفع رژیم صهیونیستی و متحدانش تغییر خواهد داد.

ارسال نظر