به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از بیروت سال ۱۹۸۲ میلادی تا کییف سال ۲۰۲۲ میلادی، از کابل گرفته تا غزه، تاریخ بارها و بارها ثابت کرده است مردمی که بدون نیرویی برای محافظت از خود به تضامین خارجی متکی هستند، بهای سنگینی میپردازند. وعدههای بینالمللی به سرعت در نخستین محک جدی دود میشوند، در حالی که سلاحها تنها عنصری هستند که بازدارندگی ایجاد و از سرزمین و ملت ها محافظت میکنند.
در دهه ۱۹۷۰ میلادی رژیم صهیونیستی تلاش کرد برای اخراج گروههای فلسطینی به دره اردن نفوذ کند، اما با مقاومت ارتش اردن و فداییان مواجه شد
درخواستها برای خلع سلاح مقاومت در غزه و لبنان هر از گاهی بر اساس وعدهها و تضامین بینالمللی یا منطقهای مبنی بر اینکه امنیت این جنبشها در صورت کنار گذاشتن قدرت نظامیشان تضمین خواهد شد، مطرح میشود. با وجود این، مطالعه دقیق تاریخ نشان میدهد چنین وعدههایی به سرعت در نخستین تقابل با منافع رژیم صهیونیستی یا آمریکا از بین میروند.
۲۷ فوریه ۱۹۸۲ میلادی رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا به الیاس سرکیس، همتای لبنانی خود قول داد رژیم صهیونیستی به بیروت حمله نخواهد کرد. با وجود این، حملات ژوئن همان سال رخ داد و نیروهای صهیونیست وارد بیروت، پایتخت لبنان شدند و واقعیتهای جدیدی را در عرصه میدانی تحمیل کردند و تعهدات آمریکا را کاملاً نادیده گرفتند.
این نمونه حادثه منحصر به فردی نبود، بلکه در چارچوب سیاست دیرینه رژیم صهیونیستی با هدف اخراج مقاومت فلسطین از کشورهای محاصرهکنندهاش جای میگیرد. در دهه ۱۹۷۰ میلادی رژیم صهیونیستی تلاش کرد برای اخراج گروههای فلسطینی به دره اردن نفوذ کند، اما با مقاومت ارتش اردن و فداییان مواجه شد. با وجود این، وقایع سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی با خروج این گروهها از اردن پایان و فشارها برای اخراج مقاومت از لبنان پس از سال ۱۹۸۲ میلادی افزایش یافت.
همین تجربیات در خارج از منطقه نیز در حال تکرار است. اگر اوکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (که آن زمان سومین قدرت بزرگ جهان بود) زرادخانه هستهای اش را حفظ میکرد، کسی جرئت نمیکرد به اوکراین حمله کند. اوکراین تضامین غرب را در تفاهمنامه بوداپست (۱۹۹۴ میلادی) پذیرفت، که در آن آمریکا و انگلیس متعهد شدند در ازای کنار گذاشتن سلاحهای اتمی، به حاکمیت و امنیت کی یف احترام بگذارند. با وجود این، هنگامی که عملیات ویژه نظامی روسیه رخ داد، حمایت غرب فراتر از سلاحهای متعارف و تحریمها علیه مسکو نرفت و مانع از عملیات نظامی نشدند.
درباره کسانی که برای تأمین آینده ملتهای عربی به واشنگتن یا تلآویو تکیه میکنند باید گفت، آنها اشتباه تاریخ را تکرار میکنند و سرنوشت ملت ها را به خطر میاندازند
همین درس را میتوان در تجربه افغانستان نیز یافت. پس از دو دهه اشغال به وسیله آمریکا، طالبان سلاحهای خود را زمین نگذاشتند، بلکه به جنگ ادامه دادند تا اینکه واشنگتن مجبور شد با آنها پای میز مذاکره بنشیند. این مذاکرات درنهایت به توافق دوحه در سال ۲۰۲۰ میلادی و به دنبال آن خروج فضاحت بار نیروهای آمریکایی از افغانستان در تابستان ۲۰۲۱ میلادی منجر شد. این موارد نشان میدهند حفظ ابزارهای قدرت است که باعث قدرت چانه زنی و بستن توافقات می شود، نه وعدههای بینالمللی.
معادله واضح است:
روشنترین درسی که تاریخ، چه در بیروت و کی یف و چه در کابل و غزه ارائه میدهد، اینکه امنیت مردم و جنبشهای مقاومت نه بر اساس بیانیهها و تعهدات خارجی، بلکه بر اساس داشتن عناصری از قدرت داخلی است که مانع تجاوز شود و تعادل را حفظ کند.
بنابراین، هرگونه درخواست برای تسلیم سلاحهای مقاومت در این مرحله تنها میتواند به عنوان پاسخی به فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و ابراز ناتوانی رسمی اعراب در محافظت از آرمان فلسطین تلقی شود. تجربه ثابت کرده است سلاحهای مقاومت، آنطور که به ادعا میشوند، باری بر دوش نیستند، بلکه آخرین تضمین در برابر توطئههای ویرانگر و سلطهجویانه هستند. درباره کسانی که برای تأمین آینده ملتهای عربی به واشنگتن یا تلآویو تکیه میکنند باید گفت، آنها اشتباه تاریخ را تکرار میکنند و سرنوشت ملت ها را به خطر میاندازند.