۴ سناریوی تقابل احتمالی ایران و آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تمام جهان، به استثنای حکام عرب که کاملاً از حوزه نفوذ در امور عربی عقبنشینی کردهاند، در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند و در نتیجه تهدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حمله به ایران با هدف دستیابی به سه هدف عمده، اضطراب بیسابقهای تجربه میکنند:
نخست، اینکه کنترل خود را بر نفت ایران گسترش دهد، همانطور که نفت ونزوئلا را کنترل میکرد.
دوم، اینکه سلطه جهانی دلار را حفظ کند.
سوم، اینکه رژیم صهیونیستی را از شکست و انزوا نجات دهد، بزرگترین تهدید وجودی علیه آن را از بین ببرد و از فروپاشی آن پس از آنکه جنگهایش در هفت جبهه نتوانست به پیروزی قاطعی دست یابد، جلوگیری کند.
اگر دکترین جدید ترامپ در ونزوئلا موفق شده باشد، پس احتمال شکست آن در ایران بسیار زیاد به نظر می آید
جنگ علیه ایران اگر به وسیله ترامپ شعلهور شود، امکان دارد نتیجه نامشخصی داشته باشد و آنچه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی خطرناکتر است، اینکه نتیجه امکان دارد برعکس باشد. بقای جمهوری اسلامی و ادامه قدرت نمایی حکومت اسلامی از نظر نظامی و اخلاقی، پیروزی بزرگ ایران و شکست منطقهای برای آمریکا و عواملش در غرب آسیاست.
این روزها به دلیل افزایش کمپینهای دروغپراکنی و اظهارات متناقضی که هدفشان پنهان کردن هدف واقعی آمریکاست، تصویر فضای ایران و آمریکا مبهم به نظر می آید. برخی تأیید میکنند ترامپ تصمیم به جنگ گرفته است، در حالی که برخی دیگر میگویند افزایش تهدیدها برای باز کردن کانالهای گفت وگو و دادن فرصتی به دیپلماسی، به عنوان راه فرار یا عقبنشینی از توسل به زور، از ترس عواقب و افزایش مخالفتها از سوی دولت پنهان، انجام شده است.
اگر دکترین جدید ترامپ مبنی بر «قدرت، حق میآورد» در ونزوئلا موفق شده باشد، پس احتمال شکست آن در ایران بسیار زیاد به نظر می آید. آمریکا یک بار و رژیم صهیونیستی سه بار به ایران حمله کردند و این تجاوزات به هیچ یک از اهداف خود یعنی سرنگونی نظام، نابودی قابلیتهای هستهای و موشکی آن، قطع بازوهای منطقهای قدرتمند و از بین بردن چنگالها و نیشهای نظامیاش دست نیافت.
جمهوری اسلامی ایران با وجود گذشت نزدیک به سه هفته از آغاز اعتراضات، هنوز کنترل اوضاع را در دست دارد و «مغزهای متفکر» بحران فعلی را مدیریت کردهاند و با فتنه انگیزی در رژیم صهیونیستی و آمریکا و نیز حملات متقابلی که آمادگی قبلی آنها را برای مقابله تأیید میکند، مانند قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی خارجی و دستگیری مأموران موساد یکی پس از دیگری و در نهایت، آموزش نیروهای وفادار به نظام در زمان مناسب و کاملاً محاسبهشده، برای حضور در میادین و خیابانها در اعتراضات متقابل میلیونی، مقابله کردهاند.
آنچه ترامپ و مرشدش نتانیاهو نمیدانند اینکه «خرابکاران» در پوشش معترضان ادعا میکنند در اعتراض به تورم، افزایش قیمتها و کاهش ارزش پول ملی مبارزه میکنند، در حالی که جمهوری اسلامی و نظام حاکم برای حفظ امنیت، ثبات، وحدت ملی و سرزمینی در ایران و حفظ حاکمیت ملی، عزت و دکترین اسلامی در مواجهه با دشمنی یاغی، متکبر، استعمارگر، صلیبی و صهیونیستی مبارزه میکند.
ما با مطالعه و پیگیری تحولات دو هفته گذشته بحران ایران و آمریکا، احتمالات و مشاهدات متعددی استخراج کردهایم که در نکات زیر خلاصه میکنیم:
نخست، کسی که ایران را تهدید و به تجاوز و سرنگونی نظام و برای آن سوگند یاد میکند، طرف آمریکایی و به ویژه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکاست، در حالی که نتانیاهو و رژیمش به سیاستی نزدیک به سکوت و اکتفا به اعلام وضعیت اضطراری در ارتش و بیمارستانها و باز کردن پناهگاهها پایبند هستند. آیا این یعنی ترامپ و کشورش به تنهایی در این جنگ درگیر هستند تا ضعف راهبردی اتحاد آمریکا و رژیم صهیونیستی را که همان بمباران تلافیجویانه ایران به قلب رژیم اشغالگر با موشکهای فاتح، سجیل و خیبر است، بپوشانند؟ از این موشکها تنها ۵۰۰ موشک به سامانه های دفاع موشکی نفوذ و در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به طور دقیق به اهداف خود اصابت کردند. هدف از حیلهگری صهیونیستی این است بگویند ایران به کشوری حمله کرده که به دلایل بعدی که ما نمیدانیم در این جنگ علیه آن شرکت نکرده است.
انقلاب اسلامی ایران از این بحران قویتر، مقاومتر و باتجربهتر بیرون خواهد آمد
دوم، اگر حمله آمریکا علیه ایران آغاز شود، تجاوز موشکی و هوایی برای نابودی برخی اهداف راهبردی خواهد بود و سپس ادعای پیروزی میکنند. حملات هوایی بدون تهاجم زمینی، جنگها را به نفع صاحبان آنها پیروز نمیکند و نظامها را تغییر نمیدهد، بلکه امکان دارد پوششی مشروع برای استفاده از حداکثر ابزار زور برای از بین بردن اعتراضات و پاسخ به اهداف آمریکایی در منطقه، به ویژه ۵۵ پایگاهی که ۷۰ هزار سرباز در آن مستقر هستند، فراهم کند.
سوم، ترور فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش، دستگاه های امنیتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا ربایش آنها به سبک حمله به ونزوئلا در حرکتی هالیوودی و استفاده از آن به عنوان بهانهای برای شکست ایران در صورت میسر نشدن سرنگونی نظام. این روش در ابتدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه مورد استفاده قرار گرفت، زمانی که رژیم صهیونیستی همان نقشهها را اجرا کرد و از زمان نخستین پاسخ کوبنده ایران، شکست بزرگی متحمل شد.
چهارم، ایران در سه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی تسلیم نشد، حتی یک گرم اورانیوم غنیشده که ۴۶۰ کیلوگرم از آن را در اختیار دارد، تسلیم نکرد و در تمام دورهای مذاکرات خود با آمریکا و غرب که بیش از دو سال در وین و مسقط برگزار شد، حتی یک سامانه موشکی نیز از بین نبرد و رهبر انقلاب اسلامی توانایی بالای خود را در مانور و جلوگیری از افتادن در دامهای فریب آمریکاییها و اروپاییها ثابت کرد.
اگر آمریکا از منابع خود برای خدمت به رژیم صهیونیستی و تضمین بقای آن، نجات دلار از فروپاشی و کنترل منابع انرژی (نفت و گاز) و فلزات گرانبها برای کاهش بدهیهای خود و جلوگیری از ورشکستگی استفاده کند، پیروزی در جنگ برای آمریکا دشوار یا ناممکن خواهد بود. تأکید میکنیم که هدف اشتباهی (ایران) را انتخاب و گاوها را گیج کرده است. رهبر ایران، مادورو نیست و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ۲۰۰ هزار شهید تقدیم نظام کرده است، قابل قیاس با ارتش ونزوئلا نیستند. آنها اکنون منتظر رویارویی بزرگ و مشتاق جهاد و شهادت هستند.
انقلاب اسلامی ایران از این بحران قویتر، مقاومتر و باتجربهتر بیرون خواهد آمد. ما این مقاله را با تأکید بر برجستهترین بند اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به پایان میرسانیم، زمانی که گفت: برای هر عملی آمادگی داریم. اگر میخواهند گزینه نظامی را که پیش تر آزمایش کردند دوباره امتحان کنند، آمادهایم. اکنون آمادگی ما نسبت به پیش از جنگ تحمیلی 12 روزه در ابعاد کمی و کیفی بسیار بیشتر است.
همانطور که ایران در جنگ یادشده با موشکهای خود که قادر به نابودی نیمی از تلآویو بزرگ هستند، رژیم صهیونیستی را غافلگیر کرد، همانطور که بیش از یک منبع نظامی نزدیک به تصمیمگیرندگان ایران گفته اند، در جنگ چهارم نیز با موشکها و سلاحهای جدید و بسیار پیشرفته، رژیم صهیونیستی و آمریکا را غافلگیر خواهند کرد.