نمایندگی ایران در سازمان ملل: اگر تهدید شویم، پاسخ بی‌سابقه خواهیم داد غریب آبادی: اولویت ما دفاع از ایران است نه مذاکره با آمریکا المیادین به نقل از منبعی ایرانی: «آمریکا با لشکرکشی نظامی نمی‌تواند ما را وادار به مذاکره کند» ترامپ مجددا ایران را تهدید کرد: حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود/ ایران سریعا پای میز مذاکره بیاید کرملین: پوتین فردا با رئیس امارات دیدار و گفت‌و‌گو می‌کند ادعای جعلی درباره محاصره دریایی ایران انصارالله: عراق برای انتخاب رهبران خود به اجازه آمریکا نیاز ندارد هشدار عراقچی و بن فرحان نسبت به پیامد‌های خطرناک تشدید تنش در منطقه ترامپ: ایران برای توافق «منصفانه و عادلانه» پای میز مذاکره بیاید گفتگوی فرمانده سنتکام آمریکا با رئیس ستاد کل ارتش ترکیه پ‌ک‌ک: تحولات سوریه، نشان‌دهنده شکست فرآیند صلح ترکیه است ترامپ: اوضاع در گرینلند خوب پیش می‌رود؛ پایان جنگ اوکراین در راه است ترامپ: بدون من، اکنون اسرائیلی وجود نمی‌داشت جنبش نجباء: در صورت حمله به ایران، مقاومت عراق فوراً واکنش نشان می‌دهد بن‌سلمان در گفت‌و‌گو با پزشکیان: عربستان هرگونه تهدید علیه ایران را قابل‌پذیرش نمی‌داند
یادداشت ویلیام سرافینو، پژوهشگر مسائل سیاسی ونزوئلا؛

«نه» بزرگ بولیواری به ۲ ادعای ترامپ

رئیس جمهور آمریکا در حال ساختن توهمی سیاسی است که می‌کوشد آن را به‌عنوان نوعی قیمومت بر ونزوئلا جا بزند، قیمومتی که قرار است بر انتخاب معاون رئیس جمهور سابق ونزوئلا از سوی واشنگتن استوار باشد. اما این روایت با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد.
ویلیام سرافینو؛ پژوهشگر مسائل سیاسی ونزوئلا
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۳ - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 27
کد خبر: ۳۰۰۱۸۸

«نه» بزرگ بولیواری به ۲ ادعای ترامپ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به دنبال تجاوز نظامی گسترده و کاملاً غیرقانونیِ آمریکا علیه ونزوئلا که به ربایش نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور و همسرش انجامید و تاکنون دست‌کم 100 کشته برجای گذاشته است، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تلاش گسترده‌ای در بُعد روایت‌سازی رسانه‌ای آغاز کرده تا القا کند اکنون اوست که اداره امور ونزوئلا را در دست دارد.

ونزوئلا عراق نیست و ترامپ به عملیات‌های نظامی محدود تمایل دارد تا هزینه‌های حیثیتی و انتخاباتی را کاهش دهد

زبان آشکارا استعماری ترامپ همچنین شامل ارعاب و قلدرمآبی به‌عنوان تاکتیک تحریک‌آمیز بوده است؛ تا جایی که به تازگی در شبکه اجتماعی Truth Social خود را «رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا» معرفی کرد. همزمان، اظهارات متناقض وی درباره دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا و ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان راست افراطی مکمل چارچوب این روایت است. ترامپ درباره رودریگز از «همکاری» و «کار خوب مشترک» سخن می‌گوید، درحالی‌که همزمان ماچادو را تحقیر می‌کند و مدعی‌ست وی در کشورش مورد احترام نیست.

بر پایه این دو گزاره، ترامپ در حال ساختن توهمی سیاسی است؛ توهمی که می‌کوشد آن را به‌عنوان نوعی قیمومت یا نیابت استعماری آمریکا بر ونزوئلا جا بزند؛ قیمومتی که قرار است بر «انتخاب» رودریگز از سوی واشنگتن استوار باشد. اما این روایت با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. با وجود تلاش رسانه‌های جریان مسلط برای سرپوش‌گذاشتن بر حقیقت، شکاف‌های این روایت کاملاً آشکار است.

محاسبه‌ای با نتیجه معکوس

اگر به بامداد تلخ سوم ژانویه بازگردیم و محاسبات آمریکا را بدون تعصب بررسی کنیم، ساده‌لوحانه خواهد بود اگر تصور کنیم هدف نهایی این تجاوز نظامی صرفاً ربایش مادورو بوده است. به همان اندازه ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم حذف عالی‌ترین مقام سیاسی یک کشور، بخشی از راهبرد کلان برای فروپاشی و بی‌ثبات‌سازی دولت نبوده است.

شوک روانی و اجتماعی و سیاسی ناشی از بمباران کاراکاس و دیگر شهرهای ونزوئلا، معیار عینی این جاه‌طلبی بود؛ جاه‌طلبی‌ای که هرگز به‌طور رسمی به‌عنوان بخشی از «عملیات عزم خلل‌ناپذیر» اعلام نشد. به احتمال زیاد، محافل قدرت در واشنگتن (که سال‌هاست در استعمار فکری روایت‌های تکراری درباره شکاف‌های داخلی جنبش چاویستی قرار دارند) انتظار فروپاشی سریع و دومینویی در ونزوئلا داشتند.

پس از فروپاشی مورد انتظار (ابتدا سیاسی و سپس حکومتی) آمریکا می‌توانست مدیریت هرج‌ومرج را به دست بگیرد؛ الگویی مشابه غارت عراق پس از تهاجم نظامی سال ۲۰۰۳ میلادی. دولتی ضعیف و تکه‌تکه، ناتوان از اداره سرزمین و حفظ انسجام ملی، شرایطی ایده آل برای اشغال، متمرکز بر تصاحب میادین نفتی ایجاد می‌کرد، درحالی‌که همزمان آمریکا داور منازعات داخلی میان نیروهای نظامی و سیاسی می‌شد و کفه را به نفع جناح‌های طرفدار واشنگتن سنگین می‌کرد.

می‌توان استدلال کرد، ونزوئلا عراق نیست و ترامپ (برخلاف نومحافظه‌کاران دوران جرج بوش پسر) به عملیات‌های نظامی محدود تمایل دارد تا هزینه‌های حیثیتی و انتخاباتی را کاهش دهد. این استدلال تا حدی درست است، اما پس از بمباران‌ها شکاف‌های بزرگی باقی می‌ماند که مستلزم توضیح است.

ترامپ هیچ دستاورد مثبتی به‌دست نیاورده که هم‌سنگ خطر حمله نظامی به یک کشور آمریکای جنوبی و ربایش رئیس‌جمهور آن باشد. افکار عمومی آمریکا تصمیمش را محکوم کردند و افزایش معناداری در میزان اقبال خود در نظرسنجی‌ها ندیده؛ شکاف‌ها میان جناح‌های انزواطلب جنبش MAGA افزایش یافته است و دیدار اخیرش با مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی غربی (که قرار بود پیروزی اقتصادی بزرگی در داخل آمریکا رقم بزند) بدون هیچ تعهد سرمایه‌گذاری پایان یافت.

با درنظرگرفتن بازده مورد انتظار این تجاوز، تداوم دولت ونزوئلا به رهبری دلسی رودریگز هیچ تناسبی با موقعیت پیروزمندانه‌ای که ترامپ انتظار داشت دو هفته پس از پرخطر‌ترین اقدام ژئوپلیتیکی دوران سیاسی‌اش در آن قرار داشته باشد، ندارد. به‌وضوح پیداست روی‌کارآمدن معاون مادورو در شرایط فوق‌العاده، نه بخشی از طراحی این عملیات و نه حاصل مذاکره‌های پشت‌پرده یا انتخابات، بلکه پیامدی پیش‌بینی‌نشده بوده است که ترامپ ناچار شده موقت با آن کنار بیاید.

اکنون با حضور رودریگز در رأس دولت ونزوئلا، ترامپ با مجموعه‌ای از متغیرهای انفجاری مواجه است:

  • تب‌وتاب انتخابات میان‌دوره‌ای
  • خطر افزایش دوباره تنش‌ها
  • نیاز به صرف زمان و منابع برای مذاکراتی که بتواند منافع سیاسی و اقتصادی ملموسی برای بهره‌برداری انتخاباتی فراهم کند

به‌طور خلاصه، «انتخاب» ادعایی رودریگز از سوی ترامپ هیچ منطقی ندارد، وقتی نتیجه آن مواجهه با همان موانعی است که پیش‌تر با مادورو وجود داشت؛ یعنی تلاش برای افزایش حضور نفتی آمریکا به وسیله مذاکره با دشمنان مارکو روبیو. میزان خطری که برای «پیروزی پیروس‌گونه» (به تعبیر تاریخ‌دان آرژانتینی، لائوتارو ریبارا) انجام شد، گواه روشنی است بر اینکه رئیس‌جمهور موقت کنونی ونزوئلا و ماچادو، هیچ‌کدام بخشی از برنامه‌های ترامپ نبوده‌اند.

«انتخاب» ادعایی رودریگز از سوی ترامپ هیچ منطقی ندارد، وقتی نتیجه آن مواجهه با همان موانعی است که پیش‌تر با مادورو وجود داشت

فروپاشی روایت «ما سررشته امور را در دست داریم»

با وجود اصرار لفظی ترامپ بر حکومت خیالی‌اش بر ونزوئلا، قیمومیت‌ها و سرپرستی‌های استعماری به وسیله اقدامات حقوقی و نهادی مشخص اعمال می‌شوند. دقیقاً همین نکته است که باعث می‌شود نیازی به تکرار مداوم این ادعا نباشد که «ما همه‌کاره‌ایم». در این منطق، تکرارهای ترامپ وی را به هدفش نزدیک نمی‌کند، بلکه از آن دورتر می‌کند.

در سنت امپریالیستی-استعماری آمریکا، این شکل‌های سلطه خارجی در قالب‌هایی مانند اصلاحیه پلات ۱۹۰۱ میلادی برای کوبا و قانون ارگانیک فیلیپین ۱۹۰۲ میلادی متجلی شده‌اند؛ سازوکارهایی که پس از شکست امپراتوری اسپانیا، سلطه رسمی آمریکا بر این کشورها را تثبیت کردند. هیچ‌یک از این سازوکارها درباره ونزوئلا اعمال نشده‌اند، هرقدر هم که برخی بکوشند با تحریف تاریخ، باج‌گیری انرژی و ژئوپلیتیکی کنونی آمریکا را نوعی قیمومیت خاص جلوه دهند.

ازآنجاکه حاکمیت ملی مفهومی تجزیه‌ناپذیر است، قیمومیت‌های میانی امکان‌پذیر نیستند. فشار کنونی ترامپ علیه ونزوئلا (حتی اگر با تجاوز نظامی همراه و مزیت‌هایی برای تحمیل اراده آمریکا ایجاد کرده باشد) به‌طور خودکار به معنای تولیت نیست. نمونه روشن نبود چنین قیمومیتی، موضع اخیر اکسون‌موبیل است؛ جایی که دارن وودز، مدیرعامل این شرکت در دیدار با ترامپ از سرمایه‌گذاری در ونزوئلا خودداری کرد. ترامپ نیز سپس خبر داد امکان دارد اکسون‌موبیل را از راهبرد انرژی خود در ونزوئلا کنار بگذارد، زیرا نتوانسته است خواسته این شرکت (یعنی تغییر ساختار حقوقی ونزوئلا) را برآورده کند.

اگر ترامپ واقعاً بر ونزوئلا حکومت می‌کرد، تحقق چنین درخواستی چه دشواری‌ای می‌داشت؟ به تعبیر آنتونیو کاندیدو مقاله‌نویس برزیلی که گفته بود «ادبیات، رؤیاپردازی تمدن‌هاست»، مفهوم قیمومیت نیز رؤیاپردازی امپراتوری آمریکا درباره ونزوئلاست. این اعلام نیت، نشانه‌ای خطرناک است از اینکه نومحافظه‌کاران (به رهبری مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا) که رؤیای «عراقی دیگر در کارائیب» در سر دارند، از وضعیت پسامادورو رضایت ندارند و در حال طراحی تهاجمی تازه‌اند؛ زیرا بار دیگر دستشان از پاداش نهایی، یعنی فروپاشی جمهوری بولیواری ونزوئلا کوتاه مانده است.

ارسال نظر
آخرین اخبار