عربستان و بازتعریف قطببندی هند و پاکستان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ماههای اخیر رقابت راهبردی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی از بُعد مناسبات خلیج فارس فراتر رفته و به عرصه آسیای جنوبی و بهویژه الگوی قطببندی میان پاکستان و هند نیز کشیده شده است. این رقابت که ریشه در تفاوت در مدلهای سیاست خارجی، اهداف اقتصادی و نگرشهای امنیتی دارد، نه تنها بر روابط دوجانبه دو کشور عربی تأثیر گذاشته، بلکه چارچوبی جدید برای تعامل آنها با بازیگران کلیدی مانند پاکستان، هند، ترکیه و حتی رژیم صهیونیستی پدید آورده است.
امارات متحده عربی با اتخاذ رویکرد اقتصادی و تجاری قدرتمند، رابطه خود را با هند به بُعدی بیسابقه ارتقا داده است
رقابت عربستان و امارات امروز دیگر فقط بر سر نفوذ در یمن یا بازار انرژی نیست، بلکه به نوعی بازآرایی ژئوپلیتیکی فرامنطقهای تبدیل شده که شرایط روابط کشورهای جنوب آسیا را نیز دگرگون میسازد. در این فضای جدید، عربستان تلاش دارد با حفظ و تقویت روابط سنتی خود با پاکستان و ورود به همکاریهای امنیتی عمیقتر، نقش برجستهتری در معادلات منطقهای ایفا کند، در حالی که امارات با رویکردی عملگرایانهتر در پی تسریع همکاریهای اقتصادی و امنیتی با هند است.
یکی از مهمترین جلوههای این تغییر، امضای پیمان دفاعی مشترک میان عربستان سعودی و پاکستان در سال گذشته است، توافقی که بر اساس آن هرگونه تجاوز علیه یکی از طرفین بهعنوان حمله علیه هر دو تلقی میشود و بهروزرسانی مناسبات امنیتی سنتی میان ریاض و اسلامآباد را به بُعد رسمی و راهبردی رسانده است؛ اقدامی که نشاندهنده تمایل عربستان به تقویت موقعیت پاکستان در معادلات منطقهای است و میتواند به سنگ بنای مهمی در مواجهه با تحولات امنیتی در جنوب آسیا تبدیل شود.
رویکرد عربستان در این زمینه، تا حد زیادی با منافع تاریخی و مذهبیاش در پاکستان نسبت به هند همسوست. روابط سنتی عمیق، کمکهای مالی، همکاریهای نظامی و همسویی در بحرانهای منطقهای باعث شده که اسلامآباد یکی از شرکای کلیدی ریاض باشد. این اتحاد نه فقط برای نشان دادن همبستگی سیاسی، بلکه برای گسترش نفوذ ریاض در جنوب آسیا و ایجاد کارایی راهبردی بیشتر در مواجهه با تهدیدات منطقه ای و رقابت با محورهای نوظهور، اهمیت یافته است.
در نقطه مقابل، امارات متحده عربی با اتخاذ رویکرد اقتصادی و تجاری قدرتمند، رابطه خود را با هند به بُعدی بیسابقه ارتقا داده است. دهلی نو اکنون یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ابوظبی محسوب میشود و تجارت غیرنفتی میان این دو کشور در سالهای اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده است. امارات با سرمایهگذاریهای کلان در بخشهای انرژی، زیرساختها، فناوری و حتی همکاریهای دفاعی و امنیتی، سعی دارد هند را در نقش یک شریک راهبردی در برابر رقابتهای منطقهای قرار دهد.
در سالهای اخیر هند و امارات متحده عربی در حال تقویت همکاریهای دفاعی و امضای نوعی «پیمان دفاعی راهبردی» هستند که فراتر از مناسبات اقتصادی سنتی دو کشور محسوب میشود. این روند بهویژه پس از سفر رسمی محمد بن زاید آل نهیان، به دهلی نو در ژانویه و دیدار با نارندرا مودی شدت گرفته است. ماهیت و هدف چارچوب مشارکت دفاعی راهبردی میان دو کشور نشاندهنده تمایل آنها برای ارتقای همکاری در حوزههای امنیتی و دفاعی است.
این تسریع روابط نتیجه یک محاسبه دقیق ژئوپلیتیکی است. هند با اقتصاد در حال رشد و موقعیت راهبردی خود در آسیا برای امارات فرصتی فراهم میکند تا جایگاه خود را بهعنوان پل اقتصادی و امنیتی میان جنوب شرق آسیا و غرب آسیا تقویت کند، بدون آنکه به وابستگی کامل به بازارهای غربی یا شرقی گرفتار شود. همین همکاریهای چندبعدی در زمینه تجارت، انرژی، دفاع و فناوری نشان میدهد که این اتحاد فراتر از یک تعامل صرفاً اقتصادی است و میتواند نقش مهمی در تعیین موازنه قدرت در منطقه ایفا کند.
تقسیمبندی جدید باعث شده که فضای مانور دیپلماتیک پاکستان محدودتر شده و دهلی نو در عین حال فرصتهای جدیدی برای تعامل با جهان عرب بهدست آورد
در همین حال، برخی تحلیلگران از شکلگیری نوعی محور سهجانبه میان امارات، هند و رژیم صهیونیستی خبر میدهند که با هدف تقویت موقعیت منطقهای و مقابله با محورهایی که عربستان در پی شکلدهی آنهاست، در حال شکلگیری است. این محور احتمالی میتواند تمرکز بر فناوریهای پیشرفته، امنیت شبکهای، تجارت و انرژی داشته باشد و نشاندهنده تغییرات عمیقتر در سیاست خارجی امارات است.
این دو مسیر متفاوت محور عربستان - پاکستان - ترکیه در مقابل محور امارات - هند - رژیم صهیونیستی، نمایانگر یک رقابت راهبردی بسیار گسترده در منطقه غرب آسیا و فراتر از آن است. محور عربستان - پاکستان با اتکا به روابط سنتی و امنیتی، تلاش دارد وزن خود را در مناطق بحرانی مانند دریای عرب، جنوب یمن و حتی جنوب آسیا افزایش دهد، در حالی که محور امارات - هند به دنبال تثبیت نفوذ خود در مسیرهای تجاری، فناوری و سرمایهگذاری است.
این تقسیمبندی جدید باعث شده که فضای مانور دیپلماتیک پاکستان محدودتر شده و دهلی نو در عین حال فرصتهای جدیدی برای تعامل با جهان عرب بهدست آورد. امری که تا همین چند سال پیش کمتر قابل تصور بود. رقابت میان ریاض و ابوظبی اکنون به شکلی کارا و دقیق در حال بازتعریف نقشهای منطقهای بازیگران فرامنطقهای است، بهگونهای که نه تنها مناسبات دوجانبه آنها با پاکستان و هند را تغییر داده، بلکه چارچوب کلی قدرت در منطقه را نیز متحول میکند.
در نهایت، میتوان گفت که منطقه غرب آسیا امروز عرصهای چندقطبی، پویا و رقابتی است که هر محور و بازیگری میتواند با سرعت وزن راهبردی خود را تغییر دهد، و این تغییرات نه تنها بر مناسبات منطقهای بلکه بر سیاستهای امنیتی و اقتصادی آسیا و فراتر از آن تأثیر میگذارد.