طرح آمریکا و رژیم اسرائیل برای حذف آرمان فلسطین از دروازه «شورای صلح»

به گزارش راهبرد معاصر، کنفرانس اخیر داووس در سوئیس که در آن تشکیل نهاد موسوم به «شورای بینالمللی صلح» در غزه اعلام و اساسنامه آن امضا شد، به همراه ارائه طرح دولت آمریکا توسط جرد کوشنر، نقطه عطف خطرناکی را در مسئله فلسطین رقم زد.
در این زمینه تحلیلگران و سیاستمداران منطقه این سوال را مطرح میکنند که آیا نهاد موسوم به شورای صلح، برای آغاز بازسازی این باریکه است یا چارچوبی برای اعمال قیمومیت بین المللی بر غزه خواهد بود.
تحلیلگران و ناظران امور معتقدند که آینده غزه را نمیتوان از بستر سیاسی گستردهتر آرمان فلسطین جدا کرد و تلاشهایی برای محدود کردن این آرمان به ابعاد صرفاً بشردوستانه و اقتصادی به قیمت تثبیت اشغالگری صهیونیستها و از بین رفتن حق فلسطینیان برای تعیین سرنوشت خود وجود دارد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در 15 ژانویه، به عنوان بخشی از طرح 20 مادهای خود برای آتشبس در نوار غزه که نوامبر گذشته توسط شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد، تأسیس «شورای صلح» را اعلام کرد.
در این زمینه دکتر سامی العریان، مدیر مرکز مطالعات اسلامی و امور بینالملل، اظهار داشت که بحث بینالمللی درباره غزه، از اجماع تقریبی بر سر یک راه حل سیاسی جامع، به رویکردهایی که صرفاً بر بازسازی متمرکز هستند، تغییر یافته است.
وی افزود: آنچه امروز پیشنهاد میشود «یک طرح صلح نیست»، بلکه تلاشی برای دستیابی به دستاوردهای سیاسی است که اشغالگران نتوانستهاند از طریق نظامی تحمیل کنند.
این تحلیلگر عرب زبان همچنین هشدار داد که تبدیل غزه به یک مسئله بشردوستانه، جدا از زمینه آزادسازی ملی «انحراف خطرناکی از ماهیت درگیری» با اشغالگران است.
شورای صلح ترامپ برای خدمت به منافع اسرائیل است
از سوی دیگر، معین نعیم، نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطینی، استدلال کرد که مشکل اساسی صرفاً مربوط به شورای صلح نیست، بلکه مربوط به فروپاشی نظام بینالمللی و ناتوانی نهادهای آن در اجرای قوانین بینالمللی است.
وی افزود: میبینیم که حتی خود دیوان بین المللی دادگستری به عنوان یک نهاد جهانی، زمانی که تلاش دارد اسرائیل را پاسخگو کند، با مجازات مواجه میشود. در واقع شورای صلح برای خدمت به منافع اسرائیل و پروژههای آن تشکیل شده و بازسازی غزه عرصهای برای منافع اقتصادی بین المللی است؛ منافعی که میان بازیگران اصلی مشترک بین المللی تقسیم میشود و حداقلترین امتیازها را فلسطینیها دریافت میکنند.
جمال نزال، سخنگوی جنبش آزادیبخش ملی فلسطین هشدار داد که مدلهای اداری پیشنهادی برای غزه، نمایانگر دیدگاه وسیعتر اسرائیل است که فراتر از نوار غزه گسترش مییابد. دور زدن تشکیلات خودگردان فلسطین منجر به از بین رفتن وحدت سرزمینی فلسطین خواهد شد.
از طرف دیگر، اسامه ابورشید، مدیر اجرایی سازمان موسوم به آمریکاییها برای عدالت در فلسطین گفت که شورای صلح کاملاً تحت کنترل ایالات متحده است و توسط ترامپ اداره میشود. همچنین در این زمینه هماهنگی مستقیمی میان واشنگتن و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر وجود دارد.
وی در ادامه نسبت به در هم تنیدگی سیاستها و منافع اقتصادی هشدار داده و گفت که شرکتهای مرتبط با محافل بانفوذ آمریکایی ممکن است از پروژههای بازسازی سود ببرند و غزه را به جای بخشی از مبارزه آزادیبخش ملی، به یک «میدان آزمایش بینالمللی» تبدیل کنند.
حازم خیرات، سفیر سابق مصر در فلسطین اشغالی هم به این منظور اعلام کرد که شورای صلح از یک مشکل سیاسی رنج میبرد و عدم حضور واقعی فلسطینیان، مسئولیت بیشتری را بر دوش اعراب، به ویژه مصر، میگذارد.
وی اظهار داشت: هرگونه مشارکت اعراب در این فرآیندها باید مشروط به جلوگیری از تحمیل راهحلهایی باشد که حقوق فلسطینیان را کاهش میدهد و به دنبال راههایی برای توقف نقض حقوق فلسطینیان توسط اسرائیل و محافظت از غیرنظامیان فلسطینی باشد.
شورای صلح نمی تواند راهکاری برای مسئله فلسطین باشد
ایاد القرا، نویسنده و تحلیلگر سیاسی از غزه، تأیید کرد که تمام پیشنهادهای اقتصادی ارائه شده به عنوان راهحل، مانند پیشنهادهای قبلی، شکست خواهند خورد، زیرا هسته اصلی بحران سیاسی است و با ادامه اشغال نوار غزه و سیاستهای اسرائیل مرتبط است.
وی تاکید کرد که اولویت امروز فلسطینیها، شوراها یا ساختارهای اداری نیست، بلکه تضمین خروج ارتش اسرائیل، جریان کمکها و جلوگیری از بازگشت به جنگ است.
ناظران امور تاکید دارند که نهاد موسوم به شورای صلح، به عنوان چارچوبی برای مدیریت مسئله غزه بعد از جنگ ارائه شد، اما در واقع تلاشی برای ایجاد یک سیستم بینالمللی موازی است که شورای امنیت و سازمان ملل را از قدرت خود محروم میکند و مرکز تصمیم گیری جهان را به حلقه باریکی به سرکردگی آمریکا منتقل میکند؛ جایی که تنها وفاداری سیاسی به آمریکا و متحدان آن اهمیت دارد، نه پایبندی به قوانین بینالمللی.
شورای صلح غزه به هیچ وجه بر اساس اصل تعادل بینالمللی نیست و پروژه صهیونیستی هم دشمنان خود را فراموش نکرده؛ بلکه برای تضعیف تدریجی آنها تلاش میکند، چه از طریق فشارهای سیاسی و چه با فشار برای تغییر نظامها از طریق ابزارهای دموکراتیک دستکاری شده یا از طریق اتحاد با راست افراطیهای اروپایی در راستای دیدگاه ترامپ.
در واقع، آنچه که امروز اتفاق میافتد، صرفاً بحثی در مورد مدیریت غزه نیست، بلکه مبارزه بر سر ساختار نظام بینالمللی جدید است که در آن پروژه صهیونیستی- آمریکایی میخواهد یک سیستم یک جانبه مبتنی بر انتقام را تحمیل کند و اروپا هم تلاش دارد آنچه که از تعادل بینالمللی باقی مانده را در راستای منافع خود حفظ کند. در قلب این درگیریها، غزه بار دیگر نقطه اشتعالی است که واقعیت تغییر شکل جهان را آشکار میسازد./تسنیم