پیامدهای منطقهای بازگشت نوری المالکی به قدرت

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در فضای ملتهب سیاسی غرب آسیا، جایی که جغرافیا و قدرت در هم تنیدهاند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به دنبال ترسیم نقشهای جدید است؛ نقشهای که در آن «هندسه قدرت» بر پایه ائتلافهای نوین، ادغام اقتصادی و مهار قاطع نفوذ ایران بنا شده است.
در این میان، احتمال بازگشت نوری المالکی به کرسی نخستوزیری عراق، نه تنها یک تحول داخلی در بغداد، بلکه چالشی بنیادین برای راهبرد کلان واشنگتن در منطقه محسوب میشود. هشدار تند و بیسابقه ترامپ مبنی بر قطع کامل حمایتها از عراق در صورت روی کار آمدن مالکی نشاندهنده عمق شکافی است که میان دیدگاههای این دو شخصیت و پروژههای سیاسی آنها وجود دارد.
رویکرد ترامپ بر تمرکز بر توسعه اقتصادی و ثبات تجاری استوار است، در حالی که مالکی بر ساختارهای سنتی و قدرت گروه های مقاومت تکیه دارد
ریشههای نگرانی ترامپ؛ بازخوانی یک میراث جنجالی
ترامپ در مواضع اخیر خود به صراحت ادعا کرده است که بازگشت مالکی به معنای تکرار اشتباهات گذشته است؛ امری که با شعارش مبنی بر «عظمت بخشیدن دوباره به عراق» در تضاد کامل قرار دارد.
علاوه بر میراث داخلی، پیوندهای راهبردی مالکی با جمهوری اسلامی ایران، دومین ستون نگرانیهای واشنگتن را تشکیل میدهد. در حالی که ترامپ سیاست «فشار حداکثری ۲» را علیه تهران دنبال میکند، حضور چهرهای مانند مالکی در رأس قدرت بغداد، عراق را به «ریه تنفسی» حیاتی برای اقتصاد و نفوذ سیاسی ایران تبدیل خواهد کرد. از دیدگاه تیم سیاست خارجی ترامپ، مالکی نه بازیگری مستقل، بلکه بخشی از زنجیره قدرت ایران در منطقه است که میتواند تلاشهای آمریکا را برای منزوی کردن تهران خنثی کند.
این تقابل دیدگاهها را میتوان در چهار شاخص کلیدی مقایسه کرد:
- محور منطقهای: ترامپ به دنبال گسترش پیمانهای ابراهیم و ادغام رژیم صهیونیستی در منطقه است، در حالی که نوری المالکی و ائتلاف چارچوب بر تقویت محور مقاومت و هماهنگی با ایران تأکید دارند.
- نقش عراق: ترامپ این کشور را به عنوان پلی ارتباطی میان جهان عرب و غرب میبیند، اما مالکی آن را دژ دفاعی نفوذ ایران و مخالف عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی قلمداد میکند.
- مدل حکمرانی: رویکرد ترامپ بر تمرکز بر توسعه اقتصادی و ثبات تجاری استوار است، در حالی که مالکی بر ساختارهای سنتی و قدرت گروه های مقاومت تکیه دارد.
- رابطه با آمریکا: از دیدگاه ترامپ مشروط به دوری از ایران و مبارزه با فساد است، اما مالکی رویکردی تقابلگرا دارد و به «دخالتهای واشنگتن» معترض است.
هندسه جدید قدرت؛ معماری ترامپ برای غرب آسیا
برای درک بهتر چرایی تقابل ترامپ با مالکی، باید به مفهوم «هندسه جدید قدرت» در دکترین ترامپ نگریست. این هندسه بر سه ضلع اصلی استوار است: پیمانهای ابراهیم، یکپارچگی اقتصادی منطقهای و مهار نفوذ فرامرزی ایران.
ترامپ به دنبال آن است که غرب آسیا را از منطقه درگیر در جنگهای نیابتی به بلوک اقتصادی-امنیتی متحد تبدیل کند که در آن رژیم صهیونیستی به عنوان شریک کلیدی در کنار کشورهای عربی قرار میگیرد.
در این نقشه جدید، عراق نقشی ژئوپلیتیک و حیاتی ایفا میکند. عراق به عنوان سرزمینی که پیونددهنده خلیج فارس به مدیترانه و ایران به شامات است، میتواند یا به عنوان «حلقه وصل» در هندسه جدید عمل کند یا به عنوان «سد نفوذناپذیر». ترامپ مایل است عراق را به سمت بلوک عربی-آمریکایی سوق دهد تا پروژههایی نظیر «راه توسعه» و اتصال ریلی و انرژی میان کشورهای منطقه محقق شود. اما بازگشت مالکی، که به شدت با عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی مخالف است و حضور گروه های وفادار به ایران را تضمین میکند، عملاً این ضلع از هندسه قدرت ترامپ را درهم میشکند.
مالکی به عنوان مانع؛ ابعاد راهبردی یک تقابل
روی کار آمدن نوری المالکی میتواند به چندین طریق مانع تحقق نظم مدنظر ترامپ شود:
-
مالکی و ائتلافش بازگشت به قدرت را حقی قانونی و پاسخی به نیازهای پایگاه اجتماعی خود میدانند
تثبیت حضور گروه های طرفدار مقاومت : مالکی همواره به عنوان حامی اصلی گروههای طرفدار مقاومت در عراق شناخته شده است. قدرت گرفتن او به معنای نهادینه شدن قدرت این گروهها در ساختار رسمی دولت است. این امر نه تنها امنیت نیروهای آمریکایی باقیمانده در منطقه را تهدید میکند، بلکه مانع از ادغام این گروه ها در ارتش عراق میشود. - انسداد در گسترش پیمانهای ابراهیم: یکی از اهداف بلندپروازانه ترامپ، الحاق تدریجی عراق به فضای پیمانهای ابراهیم یا دستکم بیطرف کردن آن در قبال رژیم صهیونیستی است. مالکی با مواضع سرسختانه ضد صهیونیستی خود، عراق را به سنگر اول مخالفت با این روند تبدیل خواهد کرد و مانع از آن میشود که این هندسه جدید به کمال برسد.
- تسهیل دور زدن تحریمها: عراق تحت رهبری مالکی میتواند به بهشتی برای فعالیتهای مالی و تجاری ایران تبدیل شود که خارج از نظارت ساختارهای بینالمللی است. این موضوع به طور مستقیم کارایی ابزار تحریمهای آمریکا را زیر سؤال می برد و توان چانهزنی ترامپ را در برابر ایران کاهش میدهد. از همین رو ترامپ ژانویه گفت، «اگر مالکی به قدرت بازگردد، آمریکا دیگر به عراق کمک نخواهد کرد. بدون این حمایت، عراق شانس موفقیت، رفاه و آزادی نخواهد داشت».
نتیجهگیری؛ دوئل بر سر آینده بغداد
مخالفت قاطع ترامپ با نوری المالکی تنها لجبازی سیاسی یا مداخله در امور داخلی یک کشور نیست؛ بلکه دفاع از یک کلانپروژه راهبردی ای است که آینده غرب آسیا را هدف قرار می دهد. ترامپ به خوبی میداند بدون همراهی عراق، هندسه جدید قدرت او ناتمام خواهد ماند و ایران همچنان قادر خواهد بود نفوذ خود را تا سواحل مدیترانه گسترش دهد.
علاوه بر این، مالکی و ائتلافش بازگشت به قدرت را حقی قانونی و پاسخی به نیازهای پایگاه اجتماعی خود میدانند. این تقابل، عراق را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ جایی که باید میان حمایتهای حیاتی واشنگتن و آرمانهای سیاسی جریانهای حاکم، یکی را برگزیند. یادداشت حاضر نشان میدهد بازگشت مالکی نه تنها یک تغییر در کابینه، بلکه زلزله سیاسی در نظم نوین غرب آسیا خواهد بود که میتواند تمامی معادلات ترامپ را با چالشی جدی مواجه کند.