
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در هر گامی که برای تغییر چهره منطقه برداشته شکست خورده است و بنابراین سعی دارد با جنگ افروزی مجدد علیه جمهوری اسلامی، این شکست را جبران کند.
کمتر از یک هفته از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در داووس، جلوی دوربینها منشور به اصطلاح «شورای صلح» خود را امضا کرد، میگذرد و خاورمیانه در آستانه فاجعه قرار گرفته است و احتمال واقعی وقوع جنگ سوم خلیج فارس وجود دارد .
در صورت تکرار اشتباه، جمهوری اسلامی پاسخ خود را تنها به اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا محدود نخواهد کرد
این حس آشناست. گروه ضربت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن وارد دایره آتش ایران شد. جنگندههای F-15E Strike Eagle و بمبافکنهای B-52 نیز به ترتیب در اردن و قطر مستقر شدند .
کانال ۱۳ اسرائیل گزارش کرد، ارتش آمریکا در حال آماده شدن برای تقویت سامانههای دفاع زمینی خود است و انتظار میرود سامانه دفاع هوایی تاد در روزهای آینده به این رژیم برسد . اسرائیل هیوم نیز گزارش کرد، اردن، امارات متحده عربی و بریتانیا در صورت حمله، پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی را در اختیار ارتش آمریکا قرار خواهند داد .
این موضوع باعث شد امارات متحده عربی علنی تعهد خود را اعلام کند که اجازه نمیدهد از حریم هوایی، خاک یا آبهایش در هیچ اقدام نظامی خصمانهای علیه ایران استفاده شود و تعهد خود را مبنی بر ارائه نکردن هیچ گونه پشتیبانی لجستیکی برای هیچ اقدام نظامی خصمانهای علیه ایران بار دیگر تأیید کرد.
با وجود این، ایران موضع امارات را نادیده نخواهد گرفت، زیرا مقام های ارشد ایرانی هشدار دادهاند امارات متحده عربی از خطوط قرمز عبور کرده است و در صورت تکرار اشتباه، جمهوری اسلامی پاسخ خود را تنها به اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا محدود نخواهد کرد .
یک مقام ارشد ایرانی سال گذشته گفت، اسرائیل از کشورهای منطقه در «جنگ کثیف» خود علیه ایران سوءاستفاده میکند. وی افزود: ما بی تردید آماده دور دیگری از جنگ هستیم و این بار ایران غافلگیر نخواهد شد و در حالت دفاعی قرار نخواهد گرفت، بلکه تهاجمی عمل خواهد کرد.
بحران اقتصادی ایران نتیجه ترکیبی از سوء مدیریت داخلی و تحریمهای فلجکننده اعمال شده به وسیله دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکاست، کسی که در دوره نخست ریاست جمهوری اش از توافق هستهای ایران خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را اعمال کرد؛ سیاستی که به وسیله دولت دموکرات جو بایدن ادامه یافت .
همانند نسلکشی غزه، تلاش برای مهار اقتصاد ایران سیاستی دو حزبی در ایالات متحده است. قربانیان اصلی این سیاست مردم ایران هستند که غرب ادعا میکند به آنها اهمیت میدهد . ایجاد شرایط ناامیدی و سپس سوءاستفاده از آن به عنوان بهانهای برای جنگ علیه کل کشور برای موساد، سیا یا MI6 و نیز تلاش بیوقفه برای تبدیل اعتراضات اقتصادی به شورش مسلحانه موضوعات جدیدی نیستند. با وجود این، آنچه این بار متفاوت است، اینکه برای پنهان کردن دخالتشان، اگر نگوییم هیچ، کار بسیار کمی انجام شد.
موساد هرگز دخالت خود را پنهان نکرده است و ۲۹ دسامبر در پستی به زبان فارسی در سکوی X (توییتر سابق) ایرانیان را به تظاهرات تشویق و حتی ادعا کرد در میدانهای اعتراض در کنار آنها حضور فیزیکی خواهد داشت. موساد نوشت: همه شما به خیابانها بروید. زمان آن فرا رسیده است. ما با شما هستیم. نه فقط از دور و با حرف، ما در میدان با شما هستیم.
موساد ۲۹ دسامبر در پستی در سکوی X ایرانیان را به تظاهرات تشویق و حتی ادعا کرد در میدانهای اعتراض در کنار آنها حضور فیزیکی خواهد داشت
همین موضوع میتواند به تنهایی عاملی در جهت افزایش تعداد جان باختگان نیروهای امنیتی باشد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران شبکههای مرتبط با اسرائیل را عامل نفوذ در اعتراضات، اقدامات خرابکارانه و حملات هدفمند برای افزایش درگیریها و تعداد جان باختگان دانست .
با وجود این، راهبرد اسرائیل زمانی شکست خورد که اغتشاشگران به خیابانها آمدند، اینترنت قطع شد و هزاران آشوبگر دستگیر شدند. در ادامه، ترامپ به طور قابل توجهی از ملاقات با رضا پهلوی خودداری کرد. وقتی مجری آمریکایی از وی پرسید، آیا با رضا پهلوی که در ایالات متحده اقامت دارد، ملاقات خواهد کرد، ترامپ گفت: من وی را زیر نظر داشتهام و به نظر آدم خوبی میآید. اما مطمئن نیستم در حال حاضر برای من به عنوان رئیس جمهور مناسب باشد که این کار را انجام دهم.
ما پیش تر بارها این مسیر را طی کردهایم. اما این بار تفاوت اساسی با تلاشهای قبلی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی وجود دارد . جهان عرب (که مدتها احساس میکرد هدف شبکه رو به گسترش گروههای مورد حمایت ایران قرار گرفته) شروع به روی آوردن به ایران کرده است .
این تغییر ناشی از آگاهی روزافزون از منافع ملی اعراب در رابطه با حاکمیت و استقلال است. ایران به طور فزایندهای به عنوان کشوری در نظر گرفته میشود که مانند کشورهای عربی در حال مبارزه با هژمونی و اشغالگری است .
اعراب بیم دارد اسرائیل در مسیر تبدیل شدن به هژمون نظامی منطقه باشد و تجزیه کشورهای همسایه سریعترین راه برای رسیدن به این هدف است . چشمگیرترین تغییر علیه اسرائیل در عربستان سعودی دیده میشود، کشوری که در دهه گذشته دژ مستحکمی برای برنامهریزی ضد ایرانی بوده است.
۶ اکتبر ۲۰۲۳، یک روز قبل از حمله حماس به جنوب اسرائیل، عربستان سعودی در آستانه امضای توافقنامه ابراهیم بود که میتوانست به عادیسازی روابط بین پادشاهی سعودی و اسرائیل منجر شود . امروز برعکس، نه تنها این گزینه از روی میز برداشته، بلکه کمپین رسانهای شدیدی نیز علیه اسرائیل آغاز شده است .
احتمالاً آخرین اقدام نتانیاهو حمله جدیدی به ایران خواهد بود. با وجود این، متحد اصلی اش، امارات متحده عربی پس از اخراج از یمن، نفوذ قابل توجهی را از دست داده است .
اگر اسرائیل حملهای را آغاز کند، سه سناریوی احتمالی وجود دارد :
نخست، وارد کردن ضربهای سخت به ایران و ارعاب ارکان نظام برای تسلیم شدن: این گزینه در ایران بعید است، زیرا شخص جایگزین رهبر معظم انقلاب اسلامی، به احتمال زیاد مصممتر به محو اسرائیل خواهد بود که تنها عامل بازدارنده و قادر به جلوگیری از هرگونه حمله جدید است.
دوم، در صورت فروپاشی نظام، ایجاد مجمعی مورد حمایت اسرائیل با ریاست پهلوی: این احتمال نیز بعید است، با توجه به اینکه پهلوی در داخل ایران اقبالی ندارد و اگر به قدرت دست یابد، حتی بیشتر از پدرش دستنشانده اسرائیل خواهد بود .
سوم و محتملترین گزینه، وقوع جنگ داخلی و تجزیه ایران در صورت فروپاشی نظام: این موضوع موج عظیمی از ایرانیان را به سمت شمال و غرب به سمت عربستان سعودی و ترکیه روانه و به طور خطرناکی کل منطقه را بیثبات میکند .
رؤیاهای عربستان سعودی برای مدرنیزاسیون در لحظه ای از بین خواهد رفت. هیچ همسایه ایران پس از چنین فروپاشی ای روی صلح نخواهد دید و ترکیه از مدتی پیش شروع به تدوین برنامههایی برای دفاع از مرزهای خود و جلوگیری از ورود میلیونها ایرانی به خاک خود کرده است .
ایران حق دارد این تحولات را به عنوان تهدید وجودی تلقی کند و همه در منطقه، صرف نظر از مواضع قبلی خود درباره جمهوری اسلامی، باید تمام تلاش خود را برای دفاع از ایران و تضمین حاکمیتش انجام دهند .
نتانیاهو در حال برنامهریزی برای حمله به ایران و هر گام دیگری که برداشته، شکست خورده است. مبارزه ایران، مبارزه ای موجودیتی برای خود و کل منطقه است و هیچ حاکم عربی نباید این را فراموش کند .