عراقچی: نتایج مذاکرات در حال بررسی است/ مذاکرات فقط هسته‌ای است ناو «آبراهام لینکلن» در حرکت؛ تهران واکنش نشان داد وزیر اقتصاد وارد عربستان شد همسر ولیعهد نروژ از مردم این کشور به خاطر دوستی با جفری اپستین عذرخواهی کرد واکنش مقام سابق وزارت خارجه به «توافق احتمالی ایران و آمریکا» نتانیاهو چهارشنبه با ترامپ درباره مذاکرات با ایران دیدار می‌کند شروع جدید ترامپ در مورد سلاح‌های هسته‌ای الجزایر توافق‌نامه هوایی با امارات را لغو کرد طراح حمله تروریستی در اسلام‌آباد دستگیر شد بازگشت یک مجسمه غارت‌شده به خانه + عکس  رایزنی اردوغان و پادشاه اردن درباره پرونده‌های سوریه، غزه و ایران وزیر خارجه گرینلند: نتایج مذاکره با آمریکا نامعلوم است نتانیاهو به آمریکا سفر می‌کند/ مذاکرات ایران محور دیدار آتی نتانیاهو ـ ترامپ بیانیه شدید عربستان علیه نیرو‌های پشتیبانی سریع سودان آکسیوس: ویتکاف و کوشنر از ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بازدید کردند
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

فرامتن مذاکرات مسقط

پس از چندین ساعت هیاهوی رسانه‌ای مشخص شد لحن تنش زای واشنگتن پیش از آغاز مذکرات مسقط به معنای لغو گفت وگوها نبود، بلکه بیشتر با هدف یافتن راهی برای ورود به مذاکرات بود، به طوری که تهران شروطش را بپذیرد.
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۱ - ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 08
کد خبر: ۳۰۱۲۶۷

فرامتن مذاکرات مسقط

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نزدیک شدن پهپاد ایرانی شاهد-۱۲۹ به ناو هواپیمابر آمریکایی تنها مدتی قبل از شروع مذاکرات حیاتی بین واشنگتن و تهران، صرفاً حادثه تصادفی ناشی از ضرورت نظارت فنی یا مانور تاکتیکی معمول در دریایی مملو از توان نظامی آمریکا نبود. بلکه، در عمق راهبردی خود، تجسم عملی و ملموس سیاست «خطرپذیری» بود که هر دو طرف قبل از نشستن پشت میز مذاکره در اجرایش مهارت دارند.

وزیر امور خارجه کشورمان فضای مذاکرات را «خوب و جدی» توصیف، اما به وضوح خطوط قرمز تهران را مشخص و تأکید کرد، مذاکرات به موضوع هسته‌ای محدود شده است

پرواز پهپاد شاهد در حریم هوایی حیاتی پیشرفته‌ترین ناوهای نیروی دریایی آمریکا، تلاشی برای تحمیل واقعیتی بر روی زمین بود که قدمتی پیش از زبان دیپلماتیک دارد. در آن لحظه حساس، اعلام سرنگونی پهپاد به وسیله واشنگتن نشان داد این پرواز را «عمل تجاوزکارانه» عمدی می‌داند که راه را برای واکنش آمریکا با هدف قرار دادن مرکز یا نقطه ای خاص باز می‌کند و به طور بالقوه می‌تواند اوضاع را به سمت جنگ سوق دهد، به ویژه اگر دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به دنبال «بهانه‌ای برای جنگ» یا فرصتی برای وارد کردن ضربه‌ای ویرانگر به اهداف راهبردی باشد. 

این واقعیت که اعلام سرنگونی هواپیما به وسیله آمریکا با اعلام متقابل ایران مبنی بر «انجام موفق مأموریت» مواجه شد، تمایل ضمنی دو طرف برای جلوگیری از درگیری تمام عیار را آشکار کرد. سکوت متقابل پس از حادثه، آشکارترین نشانه این بود که موضوعات فنی پیچیده، ازجمله اختلاف نظر درباره محل مذاکرات، با وجود هیاهوی رسانه‌ای و تهدیدهای پنهان آمریکا مبنی بر لغو مذاکرات در صورت عقب‌نشینی نکردن تهران از خواسته‌هایش، در حال حل شدن است. در واقع، تهران عقب‌نشینی نکرد و مذاکرات در مسقط، همان جایی که اصرار داشت به عنوان زمین بی طرف، برگزار شد.

عزیمت به مسقط

این واقعیت که هر دو طرف بر موانع غلبه کردند و هیئت‌ها همانطور که تهران نیز تأکید کرد، برای شروع مذاکراتی که دقیقاً بر پرونده هسته‌ای متمرکز بود به سلطان نشین عمان عزیمت کردند، نشان می‌دهد فضای امنیتی و لجستیکی قبل از مذاکرات با هدف لغو مذاکرات نبود، بلکه با هدف یافتن راهی مناسب برای ورود به آن با درک متقابل دو طرف بود. در این زمینه، مذاکرات مسقط این راهبردها را به بوته آزمایش گذاشت، زیرا رایزنی ها با توافق برای ادامه گفت وگوها پایان یافت.

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان فضای مذاکرات را «خوب و جدی» و «شروعی موفق» توصیف، اما به وضوح خطوط قرمز تهران را مشخص و تأکید کرد، مذاکرات به موضوع هسته‌ای محدود شده است و «پرهیز از تهدید و فشار» تضمینی برای ادامه آن است. این نشان دهنده تمایل تهران برای تبدیل زمان سیاسی به دستاوردهای ملموس اقتصادی و امنیتی است. واشنگتن نیز با هیئتی شامل چهره‌هایی مانند جرد کوشنر، فرمانده سنتکام و استیو ویتکاف در تلاش برای اعمال فشار دوگانه (سیاسی و نظامی) وارد مذاکرات شد.

تمرکز آمریکا همچنان بر تلاش برای گنجاندن برنامه موشک‌های بالستیک و حضور منطقه‌ای ایران در قلب مذاکرات یا حتی در حاشیه آن است. این موضوع در خواسته‌های مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا قبل از جلسه برای «امتیازات قابل توجه در ازای هرگونه کاهش فشار» مشهود بود.

بنابراین، مسیر دراماتیک حادثه پهپاد و بازگشت آمریکا به میز مذاکره، ما را به نتیجه ای اساسی درباره ساختار درگیری آمریکا و ایران می‌رساند؛ اینکه رویارویی نظامی در این مقطع پیچیده به خودی خود هدف نیست و تمایلی به نابودی کامل وجود ندارد، بلکه به عنوان ابزاری از دیپلماسی سخت طبقه‌بندی و در وهله نخست با هدف اعمال فشار حداکثری بر طرف مقابل انجام می‌شود.

بر مبنای این دیدگاه، باور غالب که آغاز فرآیند مذاکره فعال لزوماً به آرامش در میدان یا فروکش کردن خصومت‌ها می‌انجامد، رد می‌شود. برعکس، در علم مدیریت منازعه، سرعت حملات تلافی‌جویانه و شدت تحریکات و درگیری‌های امنیتی در مناطق نفوذ اغلب با نزدیک شدن به لحظه حل و فصل دیپلماتیک افزایش می‌یابد. این حرکات، به دور از تصادفی بودن، «پیام‌هایی» هستند که به دقت محاسبه شده‌اند.

هدف نهایی افزایش کنترل‌شده‌ تنش، در صورت وقوع، می‌تواند سنجش «نقطه‌ شکست» یا میزان انعطاف‌پذیری طرف مقابل و تعیین میزان تمایلشان به پایبندی به شروط یا کنار گذاشتن مواضع اولیه‌شان، قبل از بستن در و شروع به تهیه‌ پیش‌نویس توافقات نهایی باشد. به طور خلاصه، این فرآیندی برای تعیین حوزه‌های نفوذ با زور است تا بیشترین دستاوردهای ممکن در میز مذاکره تضمین شود. 

آنچه محاسبات اتاق‌های عملیات آمریکا را پیچیده‌تر می‌کند اینکه تهران مرز بین رویارویی محدود و جنگ تمام‌عیار را محو کرده است

ایجاد معادله قبل از مذاکره

اما فراتر از آنچه که معمولاً شناخته شده، ویژگی‌های راهبرد ایران مبتنی بر بازدارندگی جامع به وضوح آشکار است. این راهبرد صرفاً مبتنی بر موازنه سنتی قوا نیست، بلکه مبتنی بر موازنه وحشت و گسترش دامنه هزینه است، به ویژه از آنجایی که جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران همزمان و بین دورهای مذاکرات رخ داد.

حتی پیش از آنکه مذاکرات فعلی آغاز شود، تهران با موفقیت معادله میدانی محکمی ایجاد و اعلام کرد، حاکمیت ایران میدان آزمایش یا موضوع فشار در بحبوحه مذاکرات نیست. هشدار رسمی صریح بود، «هرگونه حمله مستقیم، صرف نظر از مقیاس یا توجیه آن، به عنوان اعلام آشکار جنگ تلقی خواهد شد». این قاطعیت صرفاً لفاظی نبود؛ بلکه دکترین امنیتی است که با هدف محروم کردن دشمن از «برتری حمله محدود» انجام می‌شود.

آنچه محاسبات اتاق‌های عملیات آمریکا را پیچیده‌تر می‌کند اینکه تهران مرز بین رویارویی محدود و جنگ تمام‌عیار را محو کرده است. طبق چشم‌انداز راهبردی ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی ترسیم فرموده اند، هرگونه درگیری کوچک می‌تواند به جنگ منطقه ای تبدیل شود و در کمترین زمان ممکن به درگیری منطقه‌ای فراملی تبدیل می‌شود که تمام منافع آمریکا را هدف قرار می‌دهد. این لزوماً به پیوند ساختاری بین متحدان منطقه‌ای تهران نمی پردازد، بلکه بر توانایی انحصاری تهران در حمله به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، ازجمله پایگاه‌های رژیم صهیونیستی تأکید می کند.

این واقعیت راهبردی، واشنگتن را در برابر گزینه‌های خطرناکی قرار داده و استفاده از فشار نظامی به عنوان ابزاری برای بهبود شرایط مذاکره که تاکتیک ترجیحی تاریخی آمریکا بوده، اکنون به گزینه‌ای منسوخ یا دست کم مملو از خطرات بزرگ تبدیل شده است. واشنگتن اکنون متوجه شده است هزینه یک پیام نظامی می‌تواند جنگ منطقه‌ای فراگیر باشد.

ایران چه می‌خواهد؟

با توجه به شرایط فعلی، هنگام تحلیل جدی بودن این دور از مذاکرات، فرضیه‌هایی که تهران را به وقت‌کشی بی‌فایده متهم می‌کنند، یا فرضیه‌هایی که واشنگتن را به عنوان طرفی که از گفت وگو صرفاً به عنوان پوششی برای تجاوز نظامی قریب‌الوقوع استفاده می‌کند، به تصویر می‌کشند، بعید به نظر می‌آیند. مذاکره و زمان در حال حاضر اتحادی را تشکیل می‌دهند که در خدمت منافع ایران است، زیرا تهران صرفاً برای خرید زمان به دیپلماسی روی نمی‌آورد، بلکه برای تثبیت قدرت داخلی و تقویت حمایت مردمی خود وارد این عرصه می‌شود.

تصمیم‌گیرندگان در تهران دریافته‌اند ثبات و قدرت مذاکره جمهوری اسلامی در وهله نخست از درون ناشی می‌شود. بنابراین، سقف آرمان های ملی قابل قبول برای ایران و سقفی که با آرمان‌های مردم و حتی بخش‌های وسیعی از معترضانی که از تورم و گرانی ها خسته شده‌اند، همخوانی دارد و آن دستیابی به توافق عمل‌گرایانه درباره موضوع هسته‌ای است که به لغو تحریم‌های اقتصادی منجر شود. لغو این تحریم‌ها صرفاً مطالبه مالی نیست؛ بلکه ضرورت حیاتی برای تقویت مشروعیت ملی و خنثی کردن تنش‌های اجتماعی است که قدرت‌های خارجی روی آن حساب می‌کنند.

علاوه بر این، زمان عنصری حیاتی در دکترین امنیتی ایران است که با هدف به تأخیر انداختن هرگونه رویارویی نظامی مستقیم تا حد امکان، به ویژه پس از تحولات اخیر که آسیب‌پذیری‌هایی را آشکار کرده است و نیاز به ارزیابی جامعی ایجاب می‌کند، طراحی شده است. در این بازه زمانی، تهران به دنبال افزایش کنترل بر گروه‌های ضدانقلاب و خنثی کردن هرگونه تلاش برای هماهنگ کردن اقدامات این گروه‌ها با دستور کارهای خارجی در صورت حمله غافلگیرانه است. این نوعی مسابقه با زمان است تا شکاف‌های داخلی، به ویژه پس از آشوب های اخیر ترمیم و اطمینان حاصل شود امنیت ملی ایران در بالاترین میزان آمادگی خود، متناسب با بزرگی تهدیدات وجودی پیش رو قرار دارد.

پیچیدگی‌های اوضاع برای واشنگتن

اوضاع برای واشنگتن پیچیده‌تر به نظر می‌آید. آمریکا با آگاهی کامل از اینکه گزینه جنگ دیگر پیشنهاد آسانی نیست که تندروهای واشنگتن، با وجود تقویت نظامی همزمان در منطقه، تبلیغ می‌کنند، وارد مذاکرات ‌شد. هدف اصلی آمریکا تلاش برای گرفتن امتیازات قابل توجه از تهران به وسیله فشار حداکثری است، بر مبنای آنچه واشنگتن «دستاوردهایی» می‌داند که سال‌های اخیر در منطقه کسب کرده است. این رویکرد با واقعیت به جا مانده از جنگ تحمیلی 12 روزه که سیاست‌گذاران آمریکایی را در معضل غیرقابل حل قرار داده، در تضاد است.

تناقض آشکار در این واقعیت نهفته که واشنگتن اکنون برای مذاکره درباره همان برنامه هسته‌ای ای که رسانه‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی و بالاترین مقام کاخ سفید پیش تر به عنوان برنامه‌ای که به وسیله حملات نظامی نابود یا خنثی شده بودند، تبلیغ می‌کردند، وارد عمل می شود. مذاکراتی که در آن زمان گفته می‌شد کاری را که رژیم صهیونیستی آغاز کرده بود، تکمیل کرده است.

حتی گیج‌کننده‌تر، اصرار آمریکا بر گنجاندن برنامه موشک‌های بالستیک به عنوان مورد اجباری روی میز مذاکره است، موضعی که روایت قبلی رژیم صهیونیستی را که بارها موفقیت خود را در تضعیف، خنثی‌سازی یا حتی محدود کردن این قابلیت‌ها در جنگ تحمیلی اخیر اعلام کرده بود، تضعیف می‌کند. 

از این رو، مشخص می‌شود موضع فعلی آمریکا، که بین تهدید به جنگ و تمایل به مذاکره در نوسان است، از نظر راهبردی تزلزل دارد و فاقد پایه و اساسی در جنگ یا دستاوردهای میدانی ملموس است.

بهره سخن

به نظر نمی‌آید هیچ یک از دو طرف در حال حاضر تمایلی به تبدیل مذاکرات فعلی به رویارویی نظامی تمام عیار و مستقیم داشته باشند، هرچند ایران اعلام کرده برای همه گزینه های موجود آمادگی دارد. هر دو طرف هزینه‌های بالا و پیچیده چنین افزایش تنشی را در محیط منطقه‌ای که از قبل بی‌ثبات است، تشخیص می‌دهند. با وجود این، ظرفیت درگیری همچنان وجود دارد، زیرا واشنگتن، زیر فشار محاسبات ژئوپلیتیکی جدید یا ارزیابی‌های اطلاعاتی، امکان دارد با تکیه بر داده‌های جدید درباره اهرم نظامی، رویکرد «آزمون و خطا» را انتخاب کند.

در عین حال، تهران نشان می‌دهد اکنون قدرت ارائه پاسخی بی‌سابقه دارد، برخلاف هر چیزی که دشمنش در رویارویی‌های قبلی با آن مواجه شده است، چه از نظر ماهیت تلافی و چه از نظر دامنه جغرافیایی.

ارسال نظر