شکست مفتضحانه پروژه پهلوی در اروپا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در تجمع پراکنده خیابانهای مونیخ که با وجود 10 روز تبلیغات فشرده، هزینههای سنگین، وعده شام و اتوبوسهای رایگان انجام شد، اپوزیسیون و ضد انقلاب نتوانستند «نمایش قدرت» به راه بیندازند و پروژه شان مفتضحانه به یکی از آشکارترین نمونههای فروپاشی روایتسازی دیجیتال تبدیل شد.
پروژه نواده پهلوی برای کشاندن ایرانیان خارج نشین به تجمعی علیه نظام جمهوری اسلامی با وجود هوچی گری های اینترنشنال در زیاد نشان دادن تعداد شرکت کنندگان، فیلمبرداری از زوایای خاصی، سرخط کردن سیاه لشکر هوش مصنوعی در تجمع و ... شکست خورد.
با وجود تمام تبلیغات و هزینهها، روز تجمع تنها جمعیتی اندک حاضر شدند. این جماعت محدود در تضاد کامل با ادعاهای روزهای قبل اپوزیسیون ضد انقلاب بود
10 روز تبلیغات، 10 روز وعده
در روزهای منتهی به تجمع، شبکههای اجتماعی پر بود از فراخوانها، پوسترها، ویدئوهای تبلیغاتی و ادعاهایی درباره «حمایت گسترده». هزینهها هم کم نبود و بریز و بپاش ها فراوان؛ از اتوبوسهای رایگان برای انتقال افراد تا وعده شام و پذیرایی و تبلیغات هدفمند در شبکههای اجتماعی و نیز ویدئوهای حرفهای برای ایجاد هیجان.
اما همه سرمایهگذاری پهلوی چی ها درنهایت نتوانست پایگاه اجتماعی واقعی بسازد و بار دیگر مورد تمسخر دنیا قرار گرفتند. یکی از جنجالیترین بخشهای این پروژه، انتشار تصاویری بود که کاملاً می شد استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را در آن تشخیص داد. تصاویر، جمعیتهای عظیمی را نشان میدادند که در واقعیت وجود خارجی نداشتند.
این تکنیک که سالهای اخیر در برخی کمپینهای سیاسی دیده شده است، تلاش میکند واقعیت را با تصویرسازی مصنوعی جایگزین کند؛ اما در واقع هیچ تصویر هوش مصنوعی نمیتواند جای خالی مردم را در خیابان ها پر کند.
از واقعیت خیابان تا روایت شبکههای اجتماعی
با وجود تمام تبلیغات و هزینهها، روز تجمع تنها جمعیتی اندک حاضر شدند. این جماعت محدود در تضاد کامل با ادعاهای روزهای قبل اپوزیسیون ضد انقلاب بود. از میان ۱.۵ میلیون ایرانی ساکن اروپا، آنچه در مونیخ دیده شد، تنها گروه کوچکی حضور داشتند. حتی اتوبوسهای رایگان و تطمیع غیرایرانیان برای پر کردن قاب دوربین ها نتوانستند به پروژه ضدانقلاب کمک کنند.
لیلی فوز، فعال سیاسی و رسانهای ساکن سوئد می گوید، «از میان دست کم ۱.۵ میلیون ایرانی ساکن اروپا آنچه در مونیخ دیده شد همین جمعیت محدود بود؛ حتی با در نظر گرفتن اتوبوسهای مجانی و افراد خارجی کرایهای».
واقعیت خیابان موضوعی است و هیجان شبکههای اجتماعی موضوعی دیگر؛ اینجاست که به تعبیر یکی از کاربران شبکه های اجتماعی «میشه فهمید لایکهای ۲۰ و ۳۰ هزار تایی قادر نیستن روی آسفالت راه برن»!
روایتسازی جعلی که فرو ریخت
روزهای قبل از تجمع، روایتهایی ساخته شده بود که از «استقبال گسترده» و «حمایت عظیم» سخن میگفت؛ اما روز تجمع این روایتها یکییکی فرو ریختند. با توجه به تصاویر دریافتی از تجمع تورنتو و تطبیق با گوگل مپ و هوش مصنوعی، مشخص شد در فشردهترین حالت ممکن، در تجمع نهایت 100 هزار نفر امکان حضور دارند. این در حالی است که شبکه تروریستی اینترنشنال 350 هزار نفر و لیدرهای اینستاگرامی بیش از 450 هزار نفر برآورد کردند.
پروژه مونیخ درس مهمی برای همه آنهایی است که تصور می کنند می توانند با کمک رژیم صهیونیستی و آمریکا مقابل مردم انقلابی ایران و آرمان هایشان بایستند
پروژه تجمع نشان داد هیجان شبکههای اجتماعی الزاماً به حضور میدانی تبدیل نمیشود. لایکها، بازنشرها و موجهای هیجانی، اگر پشتوانه اجتماعی نداشته باشند، تنها توهم جمعیت میسازند؛ توهمی که در نخستین آزمون واقعی فرو میریزند.
در برابر فرد معلوم الحالی که مسبب اغتشاش و آشوب ۱۸ دی در کشور است، هزاران جوان و نوجوان را بدون ذره ای احساس ناراحتی جلوی گلوله های موساد، ضدانقلاب و تروریست های آموزش دیده میفرستد تا برای روایت های دروغین شبکه های معاند کشته شوند و بعد هم می گوید «برای پیروزی باید کشته داد»، انتظاری غیر از توسل به روایت سازی به وسیله هوش مصنوعی نمیتوان داشت.
این شکست فقط تجمعی ناموفق نبود؛ آزمایش میدانی بود که نشان داد پایگاه اجتماعی واقعی را نمیتوان با تبلیغات ساخت، اعتماد عمومی با تصویرسازی مصنوعی بهدست نمیآید و قطعاً روایتسازی بدون پشتوانه دیر یا زود رسوا میشود. باید گفت، مردم واقعی، معیار قدرتاند نه تصاویر هوش مصنوعی.
پیامدهای شکست مفتضحانه ضدانقلاب
این اتفاق چند پیام مهم دارد، از فرسایش اعتماد نسبت به روایتهای دیجیتال تا بیاعتبار شدن ادعاهای بزرگ بدون پشتوانه، از افزایش شکاف میان جامعه ایرانی خارج از کشور و جریانهای مدعی نمایندگی آن تا آشکار شدن این حقیقت که پایگاه اجتماعی را نمیتوان جعل کرد.
پس از انتشار تصاویر هوش مصنوعی و حضور اندک در تجمع مونیخ، رسانهها و فعالان اجتماعی نقش مهمی در افشای این شکاف داشتند. تحلیلها، ویدئوها و گزارشهای میدانی نشان دادند واقعیت خیابان با روایتهای دیجیتال همخوانی ندارد.
پروژه مونیخ درس مهمی برای همه آنهایی است که تصور می کنند می توانند با کمک رژیم صهیونیستی و آمریکا مقابل مردم انقلابی ایران و آرمان هایشان بایستند. اعتماد، مشارکت و پایگاه اجتماعی را نمیتوان خرید، نمیتوان جعل کرد و نمیتوان با هوش مصنوعی ساخت. پایگاه اجتماعی یعنی همان مشارکت میلیونی مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن، محصول ارتباط واقعی امام امت با مردم است، نه محصول تبلیغات، هزینهها یا تصاویرسازی مصنوعی.