مدیریت بحرانهای اقتصادی به نفع مردم

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بیگانگان با هدف دامن زدن به اغتشاشات، ادامه اعتراضات بهحق اقتصادی بازاریان را که ناشی از دغدغههای معیشتی است هدف قرار دادهاند و نوع کنش جریانهای تخریبگر و تروریست نشاندهنده برنامهریزی مغرضانه ضدانقلاب، منافقان و پادوهای پهلوی برای افزایش فشار اقتصادی و معیشتی بر مردم و ایجاد ناامنی و بیثباتی در اقتصاد کشور است.
در شرایط بحرانی جامعه در معرض قطبیسازی، شایعه، تحریک و خشونت نمادین و عینی است
اتفاقات این روزها ادامه سناریوهای خصمانه غرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم مسلمان و انقلابی ایران و هدف اصلی آن تخلیه پشتوانه مردمی نظام جمهوری اسلامی است. از تحریم گرفته تا جنگ روانی و شناختی و نفوذ در لایههای تصمیمسازی اقتصادی هماهنگ طراحی شده است و همزمان با افزایش بیسابقه نرخ ارز و با بهرهگیری از فضای اعتراضات بهحق بازاریان به سیاستگذاریهای غلط اقتصادی (که آن هم ناشی از وادادگی فکری بخشی از مدیران اقتصادی به الگوی مسموم نئولیبرال آمریکاییست)، قطعه دیگر این بازی یعنی جنگ خیابانی رونمایی میشود.
تهدید کسبه و بازاریان به تعطیلی برای القای اعتصاب و در نتیجه کاهش عرضه کالا، افزایش نااطمینانیها در فضای کسبوکار و سرمایهگذاری و در نتیجه افزایش تقاضا برای بخشهای غیرمولد، مشغول سازی حاکمیت به رتق و فتق خرابکاریها و ... برخی اثرات مستقیم رفتارهای تروریستی این روزهای مزدوران آمریکا و رژیم منحوس بر اقتصاد و معیشت کشور است.
تهدید بیثباتی در جامعه
فشار اقتصادی ناشی از کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید مایحتاج عمومی، موجب نارضایتی روزافزون مردم و تهدید بیثباتی در جامعه شده است؛ موضوع مهمی که باید با نگاهی ژرف، جامعنگرانه، عقلانی، اخلاقی و ارتباطی به آن نگریست و احساسی، شعاری و مقطعی برخورد نکرد.
در شرایط بحرانی جامعه در معرض قطبیسازی، شایعه، تحریک و خشونت نمادین و عینی است. لذا مسئولیت اجتماعی هر شهروند این است از بازنشر اخبار تأیید نشده، بزرگنمایی بحران و دامن زدن به ترس جمعی خودداری کند.
باید میان نارضایتی مشروع و کنشهای مخرب تفکیک قائل شد و دانست خشم اجتماعی ناآگاهانه معمولاً بیش از آنکه اصلاحگر باشد، برای جامعه که با چالشهای عدیدهای مواجه است، هزینهساز خواهد بود و ضعیفترین اقشار بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد.
مسئولیت اجتماعی
باید به عاقلانه سخن گفتن و شنیدن عادت کرد. در وضعیت رکود، تورم و فشار معیشتی معمولاً گفتوگوهای روزمره، شبکههای اجتماعی و محافل عمومی به میدان انتقال معنا تبدیل میشوند و هر شهروند ناخواسته در هیبت کنشگر ارتباطی ظاهر میشود. لذا در چنین شرایطی مسئولیت ما نقد منصفانه کنشهاست و هوشیاری تا اعتراضات جمعی از کسبه و مردم رنجور از اوضاع اقتصادی به تحریکات سیاسی تبدیل نشود. درواقع، به جای نفی مطلق واقعیتها، باید راهحلمحور سخن گفت. این رفتار مانع سرایت هیجانی کنشهای مخرب میشود.
باید هوشیار بود نارضایتی از سیاستها یا ناکارآمدیهای دولتمردان به نفی کلی ارزشهای جامعه، به ویژه هویت ملی یا همبستگی اجتماعی منجر نشود. مسئولیت اجتماعی ما اقتضا میکند هر آسیب به اموال عمومی، کسبوکارهای بزرگ و کوچک و زیرساختها را آسیب به خود جامعه بدانیم و نیک دریابیم هرگونه فروپاشی قبل از هر کس، فقرا، کارگران و کسبوکارهای خرد را قربانی میکند.
در بحران اقتصادی افزایش تابآوری اجتماعی فقط با اعمال سیاستی خاص ممکن نیست؛ بلکه با همدلی اجتماعی امکان دارد. مسئولیت ما در چنین شرایطی در حد امکان کمک به همسایههای نیازمند، خانوادههای آسیبپذیر، کسبوکارهای کوچک، تقویت شبکههای غیررسمی حمایت اجتماعی، پرهیز از شکافسازی طبقاتی و اجتناب از تحقیرهای معیشتی اقشار کم برخوردار و ضعیف است.
این رفتارهای مسئولانه تا حدی سرمایه اجتماعیمان را حفظ میکند؛ سرمایهای که اگر فرو بپاشد، بازسازی آن بسیار دشوار و زمانبر است.
در بحران اقتصادی افزایش تابآوری اجتماعی فقط با اعمال سیاستی خاص ممکن نیست؛ بلکه با همدلی اجتماعی امکان دارد
برای استادان، نخبگان و فعالان رسانهای و کنشگران فرهنگی، سادهسازی افراطی بحران و برخی روایتهای آخرالزمانی مسئولانه نیست؛ نقدهای این قشر فرهیخته و پیشرو باید همزمان واقعگرا، اخلاقمدار و آیندهنگرانه باشد. در چنین شرایطی «امید بخشی کاذب» زیانبار است، اما ناامیدی سازمانیافته که آرزوی دشمنان این آب و خاکند نیز به همان اندازه خطرناک است.
بهره سخن
برخی تحلیلگران معاند و مزدوران اجارهای که در جنگ نظامی، اقتصادی و امنیتی علیه ایران نقش مشاور دشمن دارند، در مقام آسیبشناسی ناکامی اربابان خود، این خط تبلیغاتی را آغاز کردند که لازمه هرگونه ضربه کاری به جمهوری اسلامی، تقدم ضربه از درون و ایجاد آشوب است و برای ایجاد آشوب، باید با افزایش فشار اقتصادی، مردم به ستوه آیند، زیرا فشار اقتصادی زمینهساز اعتراضات اجتماعی خواهد شد و در اعتراض، میتوان رخنه و فضای خالی برای کلید زدن آشوب پیدا کرد.
ملت آگاه ایران در این مقطع حساس نباید سکوت مطلق کنند، نباید هیجان کور داشته باشند و نباید درد مردم نادیده گرفته و در زمین بیثباتسازی بازی شود؛ بلکه حفظ عقلانیت جمعی، تقویت همبستگی اجتماعی، اعتراض مسئولانه، حفظ امنیت و مراقبت از سرمایههای انسانی و اجتماعی کشور به ویژه نوجوانان و جوانان دانشجو و دانشآموخته لازم است.
باید دانست، با اتکا به نقاط قوت ضعفها برطرف بشود. ضعف را نمیتوان با ضعف برطرف کرد، بلکه ضعف با اتکا به نقاط قوت برطرف میشود و این رویکرد انقلاب اسلامی را بیش از چهار دهه پیش برده است.