بازی فرامتنی دشمن در مذاکرات

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ یکی از تاکتیکهایی که از سوی دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا بارها در تاریخ سیاست خارجی این کشور به چشم خورده، دستکاری عوامل فرامتنی مذاکرات با هدف تسلط بر متن مذاکرات است.
ابعاد متنی مذاکرات اسلام آباد، حداقل از سوی جمهوری اسلامی ایران مشخص و مطالبات، خطوط قرمز و بایسته های راهبردی ما به صورتی شفاف و آشکار تبیین و تشریح شده است.
عملیاتی ترین و در دسترس ترین مسیر مواجهه با تاکتیک دشمن، تمرکز بر ابعاد متنی مذاکرات است
برخورداری از حق ذاتی غنی سازی، عدم انتقال ذخایر اورانیوم غنی سازی شده به خارج از کشور، رفع عملیاتی تحریمهای ضد ایرانی، حفظ اصل کلان وحدت ساحات با دیگر اضلاع جبهه مقاومت، استفاده از حق تعیین نظام و الگویی جدید در خصوص تنگه هرمز و ... جملگی در متن مطالبات ایران قرار دارند.
این مسئله در جریان مذاکرات اسلام آباد به جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و همراهانش تفهیم و پس از آن نیز بارها بر لزوم تحقق آنها از سوی مقامات ذی ربط در کشورمان تأکید شد. با این حال کاخ سفید از طریق سیاستمداران آمریکایی، شبکه های تبلیغاتی و رسانه ای تحت نظارت خود در جهان، درصدد تغییر این مطالبات و ثوابت از طریق اعمال فشارهای فرامتنی بر ایران است.
مصادیق این فشارهای فرامتنی فراوان هستند؛ از توییتهای تکراری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تا القای نیاز یکجانبه ایران به توافق با آمریکا و تکرار این ادعا که زمان به ضرر ایران در حال سپری شدن است. حتی محاصره غیرقانونی بنادر ایرانی از سوی پنتاگون و سنتکام نیز اقدامی با هدف فشار بر ایران مبنی بر عبور از خطوط قرمز و مطالبات ما در متن مذاکرات است.
نباید فراموش کرد که حتی در دوران حضور باراک اوباما و جو بایدن، رؤسای جمهور اسبق آمریکا در قدرت نیز چنین عملیات روانی و گسترده ای از سوی کاخ سفید با هدف تأثیرگذاری بر مطالبات کلان ایران در مذاکرات صورت گرفت.
عملیاتی ترین و در دسترس ترین مسیر مواجهه با این تاکتیک دشمن، تمرکز بر ابعاد متنی مذاکرات و تلاش مستمر برای تمرکززدایی از ابعاد فرامتنی و القائات بیرونی آمریکاست. دشمن معمولاً بخش اعظم بازی فرامتنی خود را با هدف تاثیرگذاری بر روی افکار عمومی و کمرنگ نمودن اتصال ملت-حاکمیت در عرصه مذاکرات صورت می دهد.
کاخ سفید و رژیم صهیونیستی در دوران سکوت میدان تلاش خود را جهت دگرگونی معادله دوچندان ساخته اند
نباید فراموش کرد که در جریان جنگ تحمیلی 40 روزه، تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای «دستکاری افکار عمومی ایران» به سود اهداف جنگی واشنگتن و تل آویو در صحنه نبرد نتیجه عکس داد و اتصال میدان و خیابان، یکی از سخت ترین شکستهای ممکن را برای دشمنان رقم زد.
در چنین شرایطی کاخ سفید و رژیم صهیونیستی در دوران سکوت میدان تلاش خود را جهت دگرگونی این معادله دوچندان ساخته اند. تشریح دقیق این بازی نخ نما اما خطرناک دشمن برای افکار عمومی کشور ، یک ضرورت غیرقابل انکار محسوب می شود که نهادها و دستگاههای ذی ربط در کشور باید بر روی آن تمرکز ویژه ای داشته باشند.