«دور زدن تنگه هرمز» ممنوع

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در شرایطی که اعمال محدودیت شدید تردد دریایی در تنگه هرمز به تلافی جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اقتصاد جهانی را زیر فشار قرار داده، به نظر میرسد برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در جستوجوی مسیرهای جایگزین هستند.
تنگه هرمز از دیرباز به دلیل یگانه مسیر ورود به خلیج فارس برای امپراتوریها و کشورهای منطقه حائز اهمیت بسیار بوده است
همچنین برخی از کارشناسان از طرح دور زدن تنگه هرمز و کاهش ثقل و اهمیت ژئوپلیتیک این تنگه راهبردی سخن به میان آوردهاند. حال این پرسش به ذهن متبادر میگردد که آیا دور زدن کامل تنگه هرمز امکان پذیر است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین، راهبردی و حساسترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی و انرژی جهان به شمار میرود. این تنگه، مسیر اصلی اتصال خلیج فارس به آبهای آزاد است و نقش حیاتی در تجارت جهانی انرژی ایفا میکند. اهمیت آن به حدی است که هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای جهانی نفت و گاز را دچار نوسان شدید و حتی پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای در سطح بینالمللی ایجاد کند.
تنگه هرمز از دیرباز به دلیل یگانه مسیر ورود به خلیج فارس و تنها راه دسترسی دریایی به کشورهای منطقه، برای امپراتوریها و کشورهای استعمارگر و کشورهای منطقه حائز اهمیت بسیار بوده است. اما این اهمیت زمان کشف نفت در خلیجفارس مضاعف و فوقالعاده شد و تا امروز این ماده یکی از اصلیترین منابع انرژی جهان و اصلیترین منبع درآمد کشورهای منطقه بوده است.
روزانه بخش قابل توجهی از نفت جهان از این تنگه عبور میکند؛ برآوردها نشان میدهد حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در روز از این مسیر انتقال مییابد. این مقدار تقریباً معادل یکپنجم تجارت جهانی نفت است. علاوه بر نفت، حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (ال.ان.جی) نیز از این مسیر صادر میشود، بهویژه از کشورهایی مانند قطر که یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع جهان است.
این سطح از وابستگی باعث شده است که تنگه هرمز نه تنها یک مسیر حملونقل دریایی، بلکه اهرم ژئوپلیتیکی مهم در عرصه روابط بینالملل باشد. به همین دلیل، هم کشورهای صادرکننده و هم مصرفکنندگان انرژی همواره به دنبال کاهش وابستگی به آن بودهاند.
در دهههای گذشته، چند مسیر جایگزین برای کاهش وابستگی به این تنگه راهبردی ایجاد شده است، اما هیچیک نتوانستهاند نقش آن را بهطور کامل جایگزین کنند. یکی از این مسیرهای جایگزین خط لوله شرق – غرب عربستان سعودی است. این خط لوله نفت را از میادین شرق عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و بخشی از صادرات عربستان را بدون عبور از تنگه هرمز امکانپذیر میسازد.
دوم، خط لوله الفجیره - حبشان است. امارات متحده عربی از طریق این خط لوله، نفت خود را به بندر فجیره در دریای عمان منتقل میکند تا از تنگه هرمز عبور نکند.
سوم، خط لوله کرکوک - جیهان است. این مسیر، نفت عراق را به ترکیه و از آنجا به بازارهای جهانی منتقل میکند، هرچند با محدودیتهای فنی و سیاسی مواجه است.
علاوه بر اینها، برخی طرحهای زیرساختی و کریدوری جدید همانند آیمک در سالهای اخیر مطرح شدهاند، اما هنوز در مرحله توسعه یا برنامهریزی هستند و ظرفیت عملیاتی محدودی دارند. همچنین شرکت سوموی عراق در سال گذشته تفاهمنامهای با سلطنت عمان برای کشیدن خط لولهای از استان بصره به این کشور امضا کرده است.
با وجود این گزینهها، دور زدن کامل تنگه هرمز امکانپذیر نیست. یکی از دلایل اصلی محدودیت ظرفیت است. مجموع ظرفیت خطوط لوله جایگزین تنها بخش کوچکی و حدود 30 درصدی از نفت عبوری از تنگه را پوشش میدهد. بنابراین بخش عمده صادرات همچنان وابسته به تنگه هرمز باقی میماند.
دومین دلیل، بن بست یا تنگنای جغرافیایی برخی از کشورهای منطقه است. همه کشورهای منطقه امکان دسترسی به مسیرهای جایگزین ندارند. کشورهایی مانند کویت، قطر، بحرین و بخشهایی از عراق همچنان وابسته به مسیر دریایی تنگه هرمز هستند.
علاوه بر آن دور زدن تنگه هرمز هزینههای بسیار سنگینی ایجاد میکند، چرا که خطوط لوله جدید یا توسعه مسیرهای زمینی و بندری نیازمند سرمایهگذاریهای بسیار بزرگ، زمان طولانی و فناوری پیشرفته است.
سوم، خطرات امنیتی دور زدن تنگه هرمز را دشوار میسازد. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز در معرض تهدیدات قرار دارند. برای مثال، خطوط انتقال در عربستان سعودی یا امارات متحده عربی میتوانند در شرایط بحران هدف حملات قرار گیرند یا دچار اختلال شوند.
اگرچه مسیرهای جایگزین بخشی از فشار وابستگی به تنگه هرمز را کاهش میدهند، اما همچنان این تنگه نقش کلیدی خود را حفظ کرده است
چهارمین دلیل دشواری جایگزینی کامل تنگه هرمز، ساختار جغرافیایی منطقه است. خلیج فارس یک پهنه نیمهبسته و تنها خروجی طبیعی آن تنگه هرمز است. این ویژگی جغرافیایی منحصر به فرد باعث شده که ایجاد مسیرهای کاملاً مستقل از آن بسیار محدود باشد. علاوه بر این، رقابتهای ژئوپلیتیکی در منطقه نیز مانع توسعه کامل مسیرهای جایگزین میشود. بسیاری از پروژههای کریدوری به همکاری چند کشور نیاز دارند، در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی منطقهای این همکاریها را پیچیده میکند.
در واقع، اگرچه مسیرهای جایگزین بخشی از فشار وابستگی به تنگه هرمز را کاهش میدهند، اما همچنان این تنگه نقش کلیدی خود را حفظ کرده است. به بیان دیگر، این مسیرها بیشتر بهعنوان مسیرهای پشتیبان عمل میکنند نه مسیر جایگزین کامل. در صورت هرگونه اختلال در تنگه، بازار جهانی انرژی به سرعت دچار افزایش قیمت و بیثباتی میشود. این مهم نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان یک نقطه حساس در امنیت انرژی جهانی است.
بهره سخن
با وجود تلاشهای گسترده برای ایجاد مسیرهای جایگزین، دور زدن تنگه هرمز همچنان دشوار و محدود است. دلیل اصلی آن ترکیبی از عوامل جغرافیایی، ظرفیت ناکافی زیرساختها، هزینههای بالا، و خطرهای ژئوپلیتیک، امنیتی و سیاسی است.
در نتیجه، این تنگه همچنان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان باقی مانده و نقش آن در معادلات ژئوپلیتیکی و اقتصادی بینالمللی همچنان تعیینکننده است.