تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید ادعای کاتس: به حضور تروریست کت و شلواری جولانی در سوریه نیازی نداریم! بن‌گویر: باید کل لبنان را به آتش‌ بکشیم درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون پس از جنگ ایران ویتکاف: بازرسان آژانس انرژی اتمی به ایران می‌روند ترامپ: قرار نیست آمریکا به ایران ۳۰۰ میلیارد دلار بدهد سنت‌کام رسما رفع محاصره علیه ایران را اعلام کرد ونس: به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم نخواهیم داد
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

توازن قوا/ ایران و ترکیه مقابل محور ابراهیمی

تعامل احتمالی ایران، عربستان و تا حدی ترکیه می‌تواند به موازنه در برابر گسترش محور ابراهیمی منجر شود.
محمد بیات؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۲ - ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 17
کد خبر: ۳۰۸۳۶۰

توازن قوا/ ایران و ترکیه مقابل محور ابراهیمی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سال‌های اخیر روند عادی‌سازی روابط میان امارات و رژیم صهیونیستی که با «پیمان‌های ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ میلادی آغاز شد، به تدریج از روابط دیپلماتیک و اقتصادی فراتر رفت و به حوزه همکاری‌های امنیتی و نظامی نیز گسترش یافته است. 

ایران، ترکیه و پادشاهی سعودی نسبت به شکل‌گیری معماری امنیتی آشکار با محوریت رژیم صهیونیستی در غرب آسیا ملاحظات جدی دارند

تحولات ناشی از جنگ رمضان و افزایش تهدیدات موشکی و پهپادی علیه زیرساخت‌های خلیج‌فارس، این روند را سرعت بخشیده و ابوظبی را به یکی از مهم‌ترین شرکای عملیاتی رژیم صهیونیستی در جهان عرب تبدیل کرده است. استقرار سامانه‌های پیشرفته پدافند هوایی رژیم صهیونیستی در خاک امارات و همکاری اطلاعاتی و نظامی میان دو طرف نشان می‌دهد رابطه ابوظبی–تل‌آویو در حال تبدیل شدن به محور امنیتی قابل توجه در معادلات خلیج فارس است. 

از منظر رژیم صهیونیستی، امارات نه‌تنها شریک امنیتی مهم در مهار تهدیدات منطقه‌ای تلقی می‌شود، بلکه دروازه‌ای برای گسترش ادغام صهيونيسم در اقتصاد و زیرساخت‌های منطقه‌ای و گسترش شبکه‌های همکاری شکل‌گرفته در قالب پیمان‌های ابراهیم اهمیت دارد. بر همین اساس برخی طرح‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی مانند ابتکار I2U2، مجمع نقب و کریدور اقتصادی هند–غرب آسیا–اروپا نیز بر نقش محوری امارات به‌عنوان پل ارتباطی رژیم صهیونیستی با جهان عرب تکیه دارند. 

گرچه نزدیکی ابوظبی و تل‌آویو می‌تواند به تقویت و گسترش دامنه پیمان‌های ابراهیم کمک کند، اما تحقق همگرایی گسترده‌تر منطقه‌ای با موانع مهمی روبه‌روست. سه بازیگر کلیدی منطقه یعنی ایران، ترکیه و پادشاهی سعودی نسبت به شکل‌گیری معماری امنیتی آشکار با محوریت رژیم صهیونیستی در غرب آسیا ملاحظات جدی دارند. 

ایران چنین روندی را تهدیدی مستقیم برای توازن امنیتی منطقه می‌داند، آنکارا نسبت به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی در پیرامون خود حساس است و سعودی نیز همچنان عادی‌سازی روابط با این رژیم را به تحولات پرونده فلسطین گره زده است. از این رو ائتلاف در حال شکل‌گیری میان امارات و رژیم صهیونیستی گرچه تحولی مهم در نظم امنیتی خلیج‌فارس به‌شمار  می‌رود، اما هنوز فاصله قابل توجهی تا تبدیل شدن به الگوی فراگیر منطقه‌ای دارد.

همین اواخر ابتکار عربستان برای شکل‌دهی به نوعی «پیمان عدم تجاوز» در غرب آسیا را می‌توان در چارچوب تلاش ریاض برای مدیریت پیامدهای جنگ و جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی ناشی از اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در منطقه تفسیر کرد. 

در شرایطی که حملات و تنش‌های فزاینده رژیم صهیونیستی پس از تحولات «طوفان الاقصی» و جنگ‌های متعاقب آن، بسیاری از بازیگران منطقه‌ای را نسبت به احتمال سرریز بحران به سایر جغرافیاهای غرب آسیا نگران کرده است، عربستان به‌تدریج در حال آزمودن الگویی از امنیت‌سازی درون‌زاست که در آن گفت‌وگو با ایران به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی امنیت خلیج‌فارس جایگاه محوری دارد. 

در این چارچوب، نزدیکی نسبی تهران و ریاض پس از توافق سال ۲۰۲۳ میلادی با میانجیگری چین، بستر اولیه‌ای برای طرح ایده‌های جدید همکاری امنیتی فراهم کرده است. ایده‌ای که می‌کوشد به‌وسیله سازوکارهای اعتمادساز، رقابت‌های امنیتی را مهار کند و مانع از آن شود تنش‌های ناشی از سیاست‌های تهاجمی رژیم صهیونیستی یا درگیری‌های مستقیم میان این رژيم و محورهای مقاومت به درون خلیج فارس کشیده شود. 

از این منظر طرح عدم تجاوز تنها ابزار کاهش تنش دوجانبه میان ایران و کشورهای عربی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای ایجاد نوعی موازنه منطقه‌ای در برابر بی‌ثباتی فزاینده ناشی از رفتارهای نظامی رژیم صهیونیستی نیز تلقی شود؛ به‌ویژه آنکه بخشی از نخبگان عربی معتقدند حذف رژیم صهیونیستی از هرگونه ترتیبات امنیتی منطقه‌ای، در عمل به معنای مهار نکردن یکی از مهم‌ترین منابع تنش در غرب آسیاست. 

در نتیجه گرچه این ابتکار هنوز در مرحله ایده‌پردازی قرار دارد، اما می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری درکی مشترک میان برخی بازیگران عربی و ایران درباره ضرورت مدیریت رقابت‌ها و جلوگیری از تبدیل غرب آسیا به صحنه درگیری‌های گسترده‌تر باشد.

بهره سخن

تحولات اخیر غرب آسیا را می‌توان در چارچوب رقابت میان دو الگوی متفاوت از نظم امنیتی تفسیر کرد. در سویی، محور در حال شکل‌گیری میان امارات و رژیم صهیونیستی قرار دارد که بر مبنای منطق «ائتلاف مبتنی بر تهدید» شکل گرفته است؛ مفهومی که والت در نظریه موازنه تهدید بر آن تأکید می‌کند و بر اساس آن دولت‌ها برای مقابله با تهدیدات ادراک‌شده به سمت همگرایی امنیتی حرکت می‌کنند. 

تلاش‌هایی برای شکل‌گیری نوعی نظم امنیتی منطقه‌ای مبتنی بر مدیریت رقابت‌ها و کاهش تنش دیده می‌شود

همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان ابوظبی و تل‌آویو نیز در همین چارچوب قابل فهم است، زیرا هر دو بازیگر تهدیدات منطقه‌ای، به‌ویژه از سوی ایران و شبکه‌های متحد آن، را به عنوان محرک اصلی همکاری خود تعریف می‌کنند. 

در سوی دیگر تلاش‌هایی برای شکل‌گیری نوعی نظم امنیتی منطقه‌ای مبتنی بر مدیریت رقابت‌ها و کاهش تنش دیده می‌شود که ابتکار عربستان برای پیمان عدم تجاوز و گفت‌وگو با ایران بخشی از آن است. این رویکرد بیشتر با نظریه‌های «امنیت جمعی منطقه‌ای» و «امنیت درون‌زا» در مطالعات منطقه‌ای همخوانی دارد که بر نقش بازیگران بومی در تنظیم موازنه‌های امنیتی تأکید می‌کنند. 

بنابراین تعامل احتمالی میان ایران، عربستان و تا حدی ترکیه می‌تواند به نوعی موازنه در برابر گسترش محور ابراهیمی منجر و مانع از تبدیل آن به معماری امنیتی فراگیر در غرب آسیا شود. در نتیجه آینده نظم منطقه‌ای نه صرفاً به گسترش پیمان‌های عادی‌سازی، بلکه به نحوه تعامل و رقابت میان این دو الگوی متفاوت از امنیت منطقه‌ای وابسته خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار