هیئت بلندپایه پاکستان فردا به سوئیس سفر می‌کند / شهباز شریف و عاصم منیر میانجی مذاکرات ایران و آمریکا الجزیره: ایران در حال اعمال فشار حداکثری علیه ترامپ است در پی بسته شدن تنگه هرمز؛ نتانیاهو دستور توقف حملات نظامی در لبنان را صادر کرد قالیباف، عراقچی و باقری‌کنی در راه ژنو + جزئیات ترکیب تیم مذاکره‌کننده ایران با آمریکا ادعای سنتکام درباره «افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز» تنگه هرمز دوباره بسته شد + بیانیه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا فوری / هیئت دیپلماتیک ایران عازم سوئیس شد تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

تحلیل روان‌پریشی تصمیمات ترامپ

تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران یکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای دوران ریاست‌ جمهوری وی است که با پیامدهای راهبردی منفی همراه شد.
علی قادری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۷ - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 May 23
کد خبر: ۳۰۸۸۵۹

تحلیل روان‌پریشی تصمیمات ترامپ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پس از جنگ رمضان و مقالات و یادداشت‌های متعدد که درباره تحلیل تصمیمات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نگارش شد، یکی از این مقالات که به تحلیل دقیق روان پریشی وی پرداخت، مقاله نیویورک تایمز با عنوان «دولت ترامپ در وضعیت روان‌پریشی قرار دارد»، است. 

دولت ترامپ بدون تعیین اهداف روشن، راهبردی مشخص یا برنامه‌ریزی برای پیامدهای احتمالی، وارد درگیری نظامی شد

این مقاله چارچوبی برای درک این پدیده ارائه می‌دهد که فراتر از تحلیل‌های فردی، به گسست ساختاری از واقعیت در سطح نهادی اشاره دارد. این یادداشت به تحلیل این وضعیت، ابعاد شناختی و ادراکی تصمیمات ترامپ و پیامدهای جنگ می‌پردازد.

روان‌پریشی نهادی: گسست از واقعیت

مفهوم «روان‌پریشی» در زمینه تحلیل دولت ترامپ، آنگونه که در مقاله نیویورک تایمز مطرح شده است، به معنای اختلال روانی فردی نیست، بلکه به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک سیستم یا نهاد سیاسی، ارتباط خود را با واقعیت‌های عینی از دست می‌دهد. این گسست می‌تواند ناشی از عوامل متعددی باشد، ازجمله:

نادیده گرفتن اطلاعات: بی‌توجهی به گزارش‌های اطلاعاتی معتبر و تحلیل‌های کارشناسی که با روایت‌های از پیش تعیین‌شده همخوانی ندارند.

ایجاد اتاق پژواک: احاطه شدن توسط مشاورانی که تنها دیدگاه‌های رئیس را تأیید و از ارائه نظرات مخالف پرهیز می‌کنند.

تصمیم‌گیری‌های تکانشی: اتخاذ تصمیمات مهم و راهبردی بدون بررسی دقیق پیامدها و مشورت با نهادهای ذی‌ربط.

در مورد تجاوز به کشورمان، روان‌پریشی نهادی به وضوح قابل مشاهده بود. دولت ترامپ بدون تعیین اهداف روشن، راهبردی مشخص یا برنامه‌ریزی برای پیامدهای احتمالی، وارد درگیری نظامی شد. این رویکرد، نه تنها نشان‌دهنده ضعف در برنامه‌ریزی راهبردی، بلکه حاکی از گسست عمیق‌تر از واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه و توانایی‌های ایران بود .

تحلیل شناختی و ادراکی اشتباهات محاسباتی

تصمیمات ترامپ در قبال ایران، به ویژه در آستانه جنگ تحمیلی، تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی و الگوهای ادراکی خاصی قرار داشت که به اشتباهات محاسباتی فاجعه‌بار منجر شد:

۱. سوگیری خوش‌بینی (Optimism Bias)

ترامپ و تیمش به شدت خوش‌بین بودند که ایران در برابر فشار نظامی و اقتصادی به سرعت تسلیم خواهد شد. این خوش‌بینی افراطی باعث شد آن‌ها توانایی ایران در مقاومت و تحمل فشار را دست‌کم بگیرند، ارزیابی واقع‌بینانه از هزینه‌ها و منافع جنگ را مختل کرد و به این باور غلط دامن زد که حمله نظامی سریع می‌تواند به اهداف مورد نظر دست یابد. 

تصمیم گیران ارشد نظام با درک دقیق این سوگیری و با مقاومت نیروهای مسلح و حضور بی نظیر مردم موجب شکست محاسباتی دشمن شدند. 

۲. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)

دولت ترامپ تمایل داشت تنها اطلاعاتی را بپذیرد که فرضیات از پیش تعیین‌شده آن‌ها را تأیید می‌کرد. هشدارهای اطلاعاتی درباره توانایی‌های موشکی و پهپادی ایران، پیچیدگی‌های منطقه‌ای و پیامدهای احتمالی درگیری گسترده، نادیده گرفته شد. در عوض، بر گزارش‌هایی تمرکز شد که ضعف‌های ساختاری ایران را برجسته و این تصور را تقویت می‌کرد که ایران قادر به پاسخگویی مؤثر نیست .

۳. سوگیری لنگر انداختن (Anchoring Bias)

بستن تنگه هرمز توسط ایران به جهش بی‌سابقه قیمت نفت و اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین جهانی منجر شد

تصمیم‌گیرندگان به شدت تحت تأثیر موفقیت‌های گذشته در عملیات‌های محدود (مانند ترورهای هدفمند) قرار گرفتند و این تجربیات را به عنوان لنگری برای پیش‌بینی نتایج جنگی تمام‌عیار با ایران به کار بردند. این سوگیری باعث شد آن‌ها تفاوت‌های اساسی بین یک عملیات محدود و یک درگیری گسترده را نادیده بگیرند و به اشتباه تصور کنند الگوی موفقیت‌های قبلی قابل تعمیم است .

۴. تکانشگری و زوال ادراکی

برخی تحلیل‌ها و گزارش‌های پزشکی-سیاسی به کاهش توانایی ترامپ در پردازش اطلاعات پیچیده و تمایل او به راه‌حل‌های ساده‌انگارانه اشاره داشتند. این تکانشگری در تصمیم‌گیری، همراه با عدم تمایل به مشورت با کارشناسان و نهادهای تخصصی به اتخاذ تصمیمات شتاب‌زده و بدون پشتوانه منجر شد. 

این وضعیت، به ویژه در مورد تجاوز به  ایران، به عنوان «اشتباه محاسباتی راهبردی» بزرگ تلقی می‌شود که در آن هزینه‌های واقعی جنگ (مانند بستن تنگه هرمز و تبدیل شدن به جنگ فرسایشی) به مراتب بیشتر از منافع فرضی آن بود .

ابعاد اشتباه محاسباتی و پیامدها

جنگ رمضان با ایران، پیامدهای گسترده‌ای داشت که بسیاری از آن‌ها نتیجه مستقیم اشتباهات محاسباتی دولت ترامپ بود:

دست‌کم گرفتن تاب‌آوری ایران: دولت ترامپ به اشتباه تصور می‌کرد فشار نظامی و اقتصادی باعث شورش داخلی یا فروپاشی سریع نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. در عمل، این جنگ به انسجام و همبستگی داخلی ایران کمک و مقاومت ملی را تقویت نمود.

پیامدهای اقتصادی جهانی: بستن تنگه هرمز توسط ایران به جهش بی‌سابقه قیمت نفت و اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین جهانی منجر شد. این امر نه تنها به اقتصاد آمریکا، بلکه به اقتصاد جهانی آسیب جدی وارد کرد .

انزوای بین‌المللی آمریکا: آغاز جنگ بدون ائتلاف بین‌المللی قوی و حمایت گسترده به انزوای آمریکا در صحنه جهانی منجر شد. بسیاری از متحدان سنتی آمریکا از این اقدام انتقاد کردند و این امر به تضعیف جایگاه جهانی آمریکا انجامید .

جنگ فرسایشی و هزینه‌های انسانی: آنچه قرار بود یک حمله برق‌آسا باشد، به سرعت به جنگ فرسایشی طولانی‌مدتی تبدیل شد. ترامپ که نتوانست به اهداف خود در تجاوز به کشورمان دست یابد به طور شتابزده ای به دنبال دستیابی به یک پیروزی هر چند کوچک و خروج از این بحران است، اما هوشمندی تصمیم گیران نظام موجب عدم رهایی او از باتلاق خود خواسته خواهد بود. 

نتیجه‌گیری

جنگ رمضان با ایران، نمونه‌ای بارز از پیامدهای مخرب «روان‌پریشی نهادی» و سوگیری‌های شناختی در تصمیم‌گیری‌های راهبردی است. تحلیل شناختی و ادراکی نشان می‌دهد خوش‌بینی افراطی، سوگیری تأیید، سوگیری لنگر انداختن و تکانشگری، نقش کلیدی در اشتباهات محاسباتی ترامپ ایفا کردند. 

این اشتباهات نه تنها به شکست اهداف اعلام‌شده منجر شد، بلکه پیامدهای منفی گسترده‌ای برای منطقه و جهان به همراه داشت. این رویداد تأکیدی بر اهمیت ارزیابی واقع‌بینانه، مشورت با کارشناسان و پرهیز از گسست از واقعیت در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری سیاسی است.

به نظر می رسد اشتباهات فاحش محاسباتی و شناختی-ادراکی ترامپ او را در مخمصه ای گرفتار کرده است که خلاصی و رهایی از آن به این زودی ها اتفاق نخواهد افتاد و این اشتباهات محاسباتی موجب پشیمانی او و ماشین جنگی آمریکا خواهد شد. 

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار