
به گزارش راهبرد معاصر»؛ در یک دهه اخیر بندر چابهار ایران همواره محور راهبردی هند در رابطه با افغانستان و آسیای مرکزی توصیف میشد که این موضوع موجب سرمایهگذاری دهلی در پروژه توسعه آن شد.
موضوع چابهار را نمیتوان از گسست ژئوپلیتیکی بزرگ ناشی از جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ جدا کرد
اما این پروژه با چالشهای جدی مواجه شده است، به طوریکه در سال مالی ۲۰۲۶ هند هیچ بودجهای به آن اختصاص نیافت، معافیت تحریمهای ایالات متحده در ۲۶ آوریل منقضی شد و جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران برای تغییر شکل منطقه، هند را با پیچیدهترین معضل سیاست خارجی خود در سالهای اخیر مواجه کرده است.
هند در ماه مه ۲۰۲۴ قرارداد مهم ۱۰ساله با ایران برای تجهیز و بهرهبرداری از پایانه شهید بهشتی در بندر چابهار امضا کرد که در چارچوب آن، ۱۲۰ میلیون دلار برای تهیه تجهیزات و ۲۵۰ میلیون دلار خط اعتباری دیگر برای زیرساختهای مربوط به بندر اختصاص داده شده است.
این بندر در آبهای عمیق استان سیستان و بلوچستان ایران واقع و به عنوان دروازه هند به افغانستان و آسیای مرکزی و از همه مهمتر، مسیری برای دور زدن پاکستان طراحی شده است. برای سالها، دولت هند سالانه مبلغ ثابت ۱۰۰ کرور روپیه را برای توسعه چابهار اختصاص میداد. اما این وضعیت با حذف آن در بودجه ۲۰۲۶ تغییر کرد.
این موضوع در راستای بازگشت تحریمهای اقتصادی دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا علیه ایران در سپتامبر ۲۰۲۵ تفسیر شد که براساس آن، معافیت هند را لغو میکند. البته ایالات متحده معافیت مشروط ۶ ماهه دیگری به هند اعطا کرد که ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ پایان یافت و بر اساس برخی گزارشها، هند در حال بررسی انتقال موقت سهام خود در «منطقه آزاد چابهار» به شریک ایرانی است، البته براساس توافق دو طرف سهام پس از کاهش تحریمها بازگردانده میشود.
مقامهای هندی این موضوع را به عنوان «بازنگری تاکتیکی» به جای خروج دائمی توصیف میکنند. وزیر مشاور در امور خارجه هند گفت، این کشور پیشتر تعهدات مالی خود را انجام داده بود و اکنون هیچ تعهد مالی ندارد.
موضوع چابهار را نمیتوان از گسست ژئوپلیتیکی بزرگ ناشی از جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ جدا کرد. هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ حملات نظامی علیه ایران را آغاز کردند، هند واکنش محدودی به آن نشان داد. دهلی درخواستهای کلی برای کاهش تنش را مطرح، اما از محکوم کردن مستقیم حملات یا نام بردن از متجاوزان خودداری کرد. این موضوع انتقادات داخلی و بینالمللی را به دنبال داشت.
این رویکرد هزینههای واقعی برای دهلی داشت. انسداد کامل تنگه هرمز به وسیله ایران تقریباً ۴۶ تا ۵۰ درصد از واردات نفت خام هند و حدود ۹۰ درصد از واردات گاز مایع آن را مختل کرد و بهطور مستقیم بر میلیونها خانوار هندی تأثیر گذاشت. با وجود این، موضع عمومی هند تقریبا با واشنگتن و تلآویو همسو بود.
این تضاد در درون بریکس که هند ریاست دورهای ۲۰۲۶ آن را برعهده دارد، بیشتر زیر ذرهبین است. ایران به عنوان عضو بریکس، از حمایت صریح چین، روسیه و آفریقای جنوبی برخوردار شد، اما هند موضع دوگانه در پیش گرفت. رهبران اپوزیسیون هند به دلیل قربانی کردن روابط تاریخی هند و ایران در راستای روابط نزدیکتر با ایالات متحده و اسرائیل، از دولت انتقاد کردند.
دکترین سیاست خارجی هند مبتنی بر «استقلال راهبردی»، از عدم تعهد دوران جنگ سرد به چندوجهی امروزی تکامل یافته و به دهلی اجازه داده است تا به طور همزمان روابط خود را با اردوگاههای رقیب حفظ کند. هند همکاری دفاعی و فناوری با اسرائیل ایجاد کرد که در جریان سفر رسمی نارندرا مودی، نخست وزیر هند در فوریه ۲۰۲۶ به همکاری ویژه راهبردی ارتقا یافت. در مقابل رابطه با ایران را به عنوان شریک کلیدی در حوزه امنیت انرژی و اتصال منطقهای حفظ کرده است.
جنگ ایران محدودیتهای این تعادل را آشکار کرده است. استقلال راهبردی هند در زمان صلح عملکرد قابل قبولی داشت، اما در جنگ کنونی که سکوت یک طرف به معنی تأیید طرف دیگر تلقی میشود، برای دهلی هزینهزا بود. ناتوانی هند در ایفای نقش میانجی با وجود روابطش با همه طرفهای درگیر، این تنش را بیشتر آشکار کرده است. در مقابل، پاکستان خود را به عنوان میانجی بین ایالات متحده و ایران معرفی کرد که این موضوع انتقاد راهول گاندی، رهبر حزب کنگره را برانگیخت و سیاست خارجی مودی را به «شوخی» توصیف کرد.
البته استفاده دولت ترامپ از تحریمهای ثانویه و تهدید به وضع تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهای طرف تجاری ایران، فشار اقتصادی را به فشار دیپلماتیک افزود. تصمیم هند برای توقف تأمین مالی چابهار و بررسی انتقال سهام، نشان میدهد محاسبات اقتصادی به شدت بر محاسبات راهبردی غلبه میکنند.
مخاطرات رویکرد هند فراتر از یک بندر است. چابهار تنها مسیر مناسب هند به افغانستان و آسیای مرکزی با دور زدن خاک پاکستان بود. این بندر در گذشته انتقال ۲.۵ میلیون تن گندم و ۲ هزار تن حبوبات را در چارچوب کمکهای بشردوستانه به افغانستان تسهیل کرد. همچنین، بندر چابهار گره کلیدی در کریدور شمال-جنوب (INSTC) است که هند را به روسیه، آسیای مرکزی و اروپا متصل میکند.
خروج یا توقف طولانی مدت، خلاء راهبردی ایجاد میکند که چین میتواند آن را پر کند. باید توجه داشت که در حال حاضر اداره بندر گوادر پاکستان در ۱۷۰ کیلومتر چابهار برعهده پکن است. برهما چلانی، راهبردنویس هشدار داد، عقبنشینی هند از چابهار بهطور مستقیم به نفع جاهطلبیهای کریدوری پکن در منطقه خواهد بود.
چالش دهلی نداشتن دیدگاه راهبردی نیست، بلکه تأثیر فشارهای خارجی بر انتخاب بین شرکا و اصول است
گرفتاری هند در چابهار، حقیقت نظم بینالمللی کنونی را آشکار میکند مبنی بر اینکه با درخواست قدرتهای بزرگ برای همسویی، اعلام استقلال راهبردی آسانتر از عمل به آن است. چالش دهلی نداشتن دیدگاه راهبردی نیست، بلکه تأثیر فشارهای خارجی بر انتخاب بین شرکا و اصول است.
اکنون پرسش اصلی هند این نیست که آیا میتواند روابط خود را به طور همزمان با ایالات متحده و ایران حفظ کند یا خیر، بلکه این است چگونه تداوم این روابط بدون تبدیل به معامله انجام شود؟
اگر چابهار قربانی اینگونه محاسبات شود، هزینه آن برای دهلی علاوه بر حذف از اتصالات منطقهای، کاهش اعتبار به عنوان بازیگر مستقل در صحنه جهانی است. در نتیجه، برای کشور که درپی عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد و رهبری جنوب جهانی است، پر کردن شکاف بین آرمان و عمل در غرب آسیا به شدت دشوار میشود.