توقف دیپلماتها در تهران برای مهار جنگ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پس از مدتها رکود در روند مذاکرات و گفتوگوهای دوره توقف جنگ میان ایران و آمریکا، هفته گذشته شاهد اظهارات مقامهای سیاسی و افزایش ترافیک دیپلماتیک در تهران بودیم که نشان میدهد دریچهای جدید بهروی گفتوگوها باز شده است.
با وجود ادعاهای غرب، اظهارات مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران هیچ کدام از خطوط قرمز خود را درباره توافق با آمریکا زیر پا نمیگذارد
آنچه این فرضیه را تقویت میکند، تحولات پس از سفر بینتیجه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به چین، ازجمله مسئولیت جدید محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده در اسلام آباد به عنوان مسئول اصلی پرونده روابط با چین است. رفت و آمدهای وزیر کشور پاکستان و احتمال سفر فرمانده ارتش پاکستان (که نقش میانجی اصلی مذاکرات را برعده دارد) به تهران نیز ازجمله محرکهای روند گفتوگوها بهشمار میروند.
در این میان برخی رسانهها به نقل از منابع ناشناس و مبهم ادعای دست یافت به نسخهای از چارچوب توافقی اولیه میان تهران و واشنگتن با محوریت باز شدن تنگه هرمز و شروع دور جدید مذاکرات را مطرح میکنند. با وجود موارد دال بر دیپلماسی، تجربه شناخت از رویکرد خائنانه کاخ سفید به میز مذاکره و استفاده از دیپلماسی به عنوان پوشش حمله نظامی و مواضع متوهمانه ترامپ که مکرر از جنگ میگوید، چشمانداز در دسترس بودن توافق را به محاق میبرد.
با وجود ادعاهای غرب، اظهارات مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران هیچ کدام از خطوط قرمز خود را درباره توافق با آمریکا زیر پا نمیگذارد و منطق نیز حکم میکند مقامهای ایرانی بر مبنای وضعیت میدانی و معادلات جدید پس از جنگ تحمیلی بهویژه در خلیجفارس و تنگه هرمز به مذاکرات بنگرند؛ معادلهای که سه شکست آشکار را بر آمریکا تحمیل کرده است:
- نخست، ناتوانی در تحقق اهداف نظامی در جنگ
- دوم، بازگشایی تنگه هرمز بهوسیله اقدام نظامی موسوم به «پروژه آزادی»
- سوم، تسلیم کردن ایران با محاصره دریایی
جمهوری اسلامی ایران دلیلی برای عقبنشینی از خطوط قرمز خود بر مبنای منافع ملی و دادن امتیاز بزرگ به واشنگتن نمیبیند و ترامپ نیز با کارت سوخته تهدید به ازسرگیری جنگ نمیتواند در مذاکرات توافق مدنظر خود را به تهران تحمیل کند.
در این شرایط اگر فضاسازیها صرفاً نمایشی برای کاهش فشارهای داخلی ضدجنگ در آمریکا یا بازی گیجکننده از سوی ترامپ برای عملیات نظامی جدید در روزهای آینده نباشد (فرضیهای که با وجود احتمال کم، تمامی مقامهای ارشد نظامی و سیاسی ایران آن را جدی گرفته و خود را برای چنین سناریویی آماده کردهاند) باید انتظار عقبنشینی محسوس از جانب کاخ سفید برای به ثمر رساندن توافقی محدود یا کلی داشت.
ترامپ در مرحله کنونی به شدت به توافق نیاز دارد زیرا نیازمند سروسامان دادن به اوضاع به هم ریخته بازار نفت، قیمت سوخت و حتی برگزاری کم چالش جام جهانی فوتبال است که بهزودی آغاز خواهد شد. کارشناسان معتقدند، ادامه بسته ماندن تنگه هرمز با پایان یافتن ذخایر قابل استفاده راهبردی کشورها و نفتهای سرگردان مازاد در بازار نتیجه واقعی و انفجاری خود را بر روی قیمتها نشان میدهد.
علاوه بر این، کشورهای عربی بسیار محتاطانهتر از قبل به استفاده آمریکا از گزینه نظامی علیه ایران مینگرند، زیرا جنگ به آنها زوایای جدید و پیشبینی نشدهای از ابعاد گستردگی و آسیبپذیریها از ناامنی منطقهای نشان داد.
کشورهای عربی بسیار محتاطانهتر از قبل به استفاده آمریکا از گزینه نظامی علیه ایران مینگرند
برآوردها نشان نمیدهد این کشورها با وجود تمامی تمهیدات نظامی و لجستیکی جدیدی که در فرصت یک ماهه توقف جنگ سراغ گرفتند، به وضعیتی رسیده باشند که نقاط آسیبپذیری خود را پوشش دهند. شاهد این قضیه شکایت و اعتراض صریح اماراتیها از گامهای جدید میانجیگرایانه دیگر بازیگران شورای همکاری خلیج فارس (احتمالاً قطر و عربستان) در مرحله کنونی است که از ترس و نگرانیهای اعراب خبر میدهد.
به نظر میآید محتملترین سناریو درباره انگیزه ترامپ از فراهم سازی زمینه توافق در این مرحله یافتن راهکاری برای باز کردن موقت تنگه هرمز و رساندن نفسی تازه به بازار در حال احتضار نفت و عبور از شرایط جام جهانی فوتبال باشد، اما اینکه ایران با چه امتیازی و به چه شکلی حاضر به اعمال حکمرانی تنگه هرمز خواهد شد، مهمترین نقطه ابهام مذاکره و توافق در وضعیت کنونی است.