گزارش ‌اندیشکده «Foreign Policy in Focus»؛

بحران کارگری در خلیج فارس

نقش مردم در مقایسه با ناو‌های هواپیمابر یا سامانه‌های دفاع هوایی در کشور‌های خلیج فارس مهم‌تر است. اما تلاش هزاران کارگر معمولاً نادیده گرفته می‌شود، درحالیکه آن‌ها ستون فقرات ساختار اقتصاد خلیج فارس هستند.
تاریخ انتشار: دوشنبه ۰۸ تير ۱۴۰۵ - 29 June 2026

بحران کارگری در خلیج فارس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اکنون کارگرانی که ستون فقرات ساختار اقتصاد خلیج فارس هستند، منطقه را ترک می کنند و سیاست و گفتمان راهبردی دولت‌ها نیز نتوانسته است درک کند این موضوع نه نگرانی فرعی، بلکه بحران امنیتی اساسی است. حتی آتش‌بس بین ایالات متحده و ایران که آوریل ۲۰۲۶ به دست آمد، این روند را تغییر نداده است.

با وجود آتش‌بس، تنگه هرمز تقریباً به روی تردد کشتی‌های تجاری بسته است و طبق گزارش سازمان بین‌ المللی دریانوردی سازمان ملل متحد، تقریباً ۲۰ هزار دریانورد در خلیج فارس سرگردان هستند. هرچند آتش‌بس به عملیات نظامی پایان داد؛ اما اعتماد نهادی برای ماندن کارگران هنوز احیا نشده است. 

نزدیک به ۱۸ هزار دریانورد هندی در کشتی‌های تجاری غرب آسیا کار می‌کنند

جنگ خلیج فارس

ماه ژوئن، سه کشتی در مدت سه روز مورد حمله قرار گرفتند و چهار ملوان هندی جان باختند. یکی از آن‌ها نه بر اثر حمله، بلکه به دلیل نقص سازوکار طراحی‌شده برای محافظت از وی کشته شد. اما واکنش رهبران قابل پیش‌بینی بود؛ دولت‌ها بیانیه‌های دیپلماتیک صادر و تحلیلگران در مورد روابط ایالات متحده و هند و قوانین دریایی بحث کردند. این موضوع هرچند از نظر راهبردی مرتبط بود، اما نکته اصلی در حال وقوع را نادیده گرفت. 

نزدیک به ۱۸ هزار دریانورد هندی در کشتی‌های تجاری غرب آسیا کار می‌کنند. در مدت ۴۸ ساعت پس از حملات، اتحادیه دریانوردان هند تغییرات کیفی در شرایط کارگران ثبت کرد. این موضوع مربوط به مذاکرات حقوق یا بحث‌های قراردادی نبود، بلکه درخواست‌های آن‌ها مبتنی بر تخلیه فوری، افزایش مشکلات روانی و ترک منطقه است. 

همچنین، نهادهای کاریابی هند تحت تأثیر قرار گرفتند، زیرا به دلیل شرایط خلیج فارس و داده‌های گزارش فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل و نقل مبنی بر اینکه شرکت‌های کشتیرانی سال ۲۰۲۵، تقریبا ۶ هزار و 223 دریانورد را در ۴۱۰ کشتی رها کردند، از کار در این منطقه خودداری و خانواده‌ها نیز فرزندان خود را از پذیرش موقعیت‌های شغلی در نفتکش‌های منطقه منع می‌کنند. در واقع، کارگران کشتی‌ها را به طور کامل رها و از دستمزد خود به بهای رسیدن به خانه صرف نظر می‌کنند. 

این موضوع مشکل دیپلماتیک نیست که نیاز به راه‌حل‌های سنتی سیاست خارجی داشته باشد. بلکه این بحران اقتصادی ساختاری است که مقام ها توانایی درکش را نداشتند. بدون تردید، قدرت اقتصادها نه بر اساس توان نظامی، بلکه براساس توانایی ساختار در محافظت از آن‌ها دارد، زیرا زندگی افراد ارزشی فراتر از کاربرد ابزاری دارد. به طوری که، اگر کارگران نسبت به پاسخگویی و عدالت اطمینان حاصل کنند، در آن صورت به تعهدات خود پایبند خواهند بود. 

اما کارگران پس از مرگ سه ملوان کشتی ام‌تی ستبلو، اعتماد به نفس خود را از دست دادند. آن‌ها شاهد اعتراض شدید دولت و سپس سکوت آن بودند. پیام نیز واضح بود: مرگ کارگران دریایی، خسارت جانبی قابل قبولی در محاسبات قدرت‌های بزرگ است.

کارگران این پیام را دریافت و کار خود را ترک کردند. البته، این سازوکار در اقتصاد دوران معاصر قابل ردیابی است، برای نمونه و در بحران مالی سال ۲۰۰۸، اشتغال نه به دلیل حذف مشاغل، بلکه به دلیل‌ محافظت نکردن سامانه های نهادی از کارگران نابود شد. ترمیم روانی این موضوع، مشارکت نیروی کار را سرکوب و بهبود اقتصادی را برای سال‌ها پس از شوک مالی متوقف کرد. 

مرحله بعدی

البته چالش یادشده در دیگر مناطق جنگی دو دهه اخیر هم مشاهده شد. مشکل استخدام کارگران هنگامی پدیدار می‌شود که کارگران باقی‌مانده تقاضای حق بیمه خطر دارند و شرکت‌ها را ناگزیر به ارائه دستمزد بالاتر می‌کنند.  شرکت‌ها با استخدام کارگران کم‌تجربه و هزینه پایین، به این وضعیت واکنش نشان می دهند و باعث افت مهارت‌های عملیاتی می‌شوند که به همان نسبت نرخ حوادث را افزایش می‌دهد. 

امارات متحده عربی پنج سال اخیر را صرف ایجاد چارچوب‌های قانونی و نهادی برای حمایت از کارگران کرد

درنهایت، کارگرانی که موقعیت‌های شغلی پذیرفته بودند، خطر‌گریز می شوند و سعی در خروج زودهنگام می‌کنند. سپس اختلال عملیاتی رخ می‌دهد و هزینه‌ها به دلیل‌ جایگزین نشدن خدمه آموزش‌دیده افزایش می‌یابد. همچنین، حق بیمه کشتی‌های فعال در مناطق مورد مناقشه، به شدت جهش می‌یابد. در نتیجه، شرکت‌ها برای دوری از مناطق پرخطر، مسیرها را متنوع و هزینه‌های زنجیره تأمین را در کل ساختار افزایش می‌دهند. 

مرحله سوم شامل انقباض محسوس بازار کار است. شرکت‌های کوچک نمی‌توانند پرسنل واجد شرایط پیدا کنند و شرکت‌هایی که به دنبال خدمه هستند، صلاحیت‌های پایین‌تر از استاندارد می‌پذیرند که آن نیز به افزایش نرخ حوادث منجر می‌شود. در نتیجه، بهره‌وری عملیاتی کاهش می‌یابد و کل اقتصاد منطقه بهای آن را می‌پردازد. این چرخه نیز در خلیج فارس آغاز شده است و تنها چند هفته از مرگ ملوانان هندی می‌گذرد. 

اتحادیه دریانوردان هند اکنون خواستار ۵ میلیون دلار غرامت و تحقیقات سازمان ملل متحد است. این درخواست ادعای مالی نیست و به باور رئیس این اتحادیه، اعتراضات عادی دیگر مؤثر نیست و به ساختار کنونی برای پاسخگویی به رویکردهای متعارف اعتمادی وجود ندارد. اتحادیه به اقدامات فوق‌العاده روی آورده، زیرا ساختار در عملکرد خود شکست خورده است. وقتی نمایندگان کارگران باور خود به کانال‌های دیپلماتیک متعارف را از دست می‌دهند، ساختار نهادی زیربنایی از هم می‌پاشد. 

کشورهای خلیج فارس تأثیری در این بحران نداشته‌اند، بلکه حملات نظامی این روند را آغاز کرد. اما این منطقه ظرفیت توقف این بحران را به وسیله واکنش سیاسی دارد. 

واکنش‌ خلیج فارس

امارات متحده عربی پنج سال اخیر را صرف ایجاد چارچوب‌های قانونی و نهادی برای حمایت از کارگران کرد. ساختار جدید حمایت از دستمزد ماه ژوئن امسال اجرا شد و این موضوع سازوکارهایی ایجاد می‌کند که برای معرفی به کارگران جهانی طراحی شده‌اند، مبنی بر اینکه این سازوکار قابل اعتمادتر هست و از افراد درون آن محافظت می‌کند. 

براساس برآوردها؛ بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ تقریباً ۶ هزار و 500 کارگر مهاجر از هند، پاکستان، نپال، بنگلادش و سریلانکا در قطر جان خود را از دست دادند که بسیاری از آن‌ها در ساخت ورزشگاه‌های میزبان جام جهانی نقش داشتند.  آمارهای رسمی، بیشتر مرگ‌ها را به «علل طبیعی» و «ایست قلبی» نسبت می‌دهند و از همین روی، هیچ پاسخگویی یا اصلاح ساختاری در پی آن انجام نشد. 

اکنون، مرگ ملوانان نیز اتفاق غیرعادی نیست. آن‌ها بخشی از الگوی بلندمدت هستند که در آن کارگران خارجی اقتصاد خلیج فارس را تقویت می‌کنند، اما سازوکارهای نهادی خلیج فارس مرگ آن‌ها را به عنوان هزینه سربار می‌پذیرد.  این پرسش نیز مطرح است آیا حمایت نهادها شامل کارگران کشتی‌ها در آب‌های مورد مناقشه منطقه‌ای یا منحصراً شامل کارگران در زمینه‌های اشتغال متعارف می‌شود؟ 

رهبران کشورهای خلیج فارس برای جلب اعتماد کارگران، باید به هند پیوسته و رسماً درخواست غرامت از ایالات متحده کنند. این رهبران باید پروتکل‌های ایمنی دریایی از پیش تعیین‌شده‌ای را با کشورهای صادرکننده نیروی کار و سازوکارهای بیمه‌ای روشنی را برای پوشش مرگ و میر ناشی از جنگ ایجاد و همچنین اعلام کنند ایمنی کارگران بر محاسبات راهبردی قدرت‌های بزرگ اولویت دارد. اگر این اقدامات انجام نشود، کارگران منطقه را ترک می کنند، هزینه‌های حمل و نقل به طرز چشمگیری افزایش می یابد و اقتصاد منطقه‌ای منقبض خواهد شد. 

کشورهای خلیج فارس رونق اقتصادی خود را بر این فرض بنا نهاده اند که نیروی کار خارجی آن‌ها قابل اعتماد، مشتاق، ماهر و فراوان است. اما این فرض نیز بی‌اساس  شده، زمان در حال گذر است و کارگران در حال ترک منطقه هستند. در واقع، آینده خلیج فارس به درک دلیل و اقدامات جبرانی این روند بستگی دارد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار