ابلاغ سلام و دعای رهبر انقلاب به رزمندگان در تنگه هرمز دیدار طائب با مهرداد اخلاقی/ وزیر پیشنهادی دفاع بر اهمیت توسعه توانمندی‌های فناورانه تاکید کرد حمله به ستاد قوه قضائیه تکذیب شد شنیده شدن صدای انفجار در منطقه کوهستک و بخش‌هایی از سیریک انفجار دومین سوپر نفتکش بعد از برخورد با مین دریایی امام‌جمعه اهل‌سنت هیدوچ: امنیت و کرامت زنان باید حفظ شود/ ضرورت پیگیری حوادث خشونت‌آمیز در بلوچستان رهبر انقلاب: در زمانه‌ای که شبکۀ خبیث استکبار با ایجاد انواع محدودیت‌های مربوط به امور درمان و دارو به دنبال تحمیل رنج بر ملّت بزرگ ایران است، کرامت پرستاران تأثیر مهمّی بر سلامت و امنیّت جسمی و روحی جامعه دارد فرمانده سپاه تهران: در همه عرصه‌ها برای دفاع و تهاجم در اوج آمادگی قرار داریم پزشکیان به ارمنستان می‌رود پزشکیان: با بمب و موشک نمی‌توان یک جامعه را وادار به تسلیم کرد دریادار سیاری: تنگه هرمز بسته است/ تا زمانی که کشور‌ها به دنبال تأمین بنزین و گازوئیل هستند، یعنی تنگه هرمز بسته است سخنگوی سپاه: حمله به کشتی‌های متخلف با هماهنگی مسئولان ارشد نظام انجام شد انتخابات شورا‌ها در نیمه اول آبان برگزار می‌شود + جزئیات وضعیت مجروحان حمله پهپادی امروز به لنج صیادی در سیریک مقام سپاه: انسداد کامل باب‌المندب در صورت ورود آمریکا به جنگ یمن/ وضعیت داخلی آمریکا بسیار وخیم است/ تنگه هرمز در دستان نیرو‌های مسلح است

روایت تکان‌دهنده از نوه رهبر شهید در هرندی؛ «من فقط همین یک جفت کفش را دارم...»

نوه رهبر شهید  قصه «خانم حسینی» و فرزندش در زمین چمن هرندی؛ روایتی از گمنامی و اخلاص خانواده رهبر شهید
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۴ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 05
کد خبر: ۳۱۲۴۵۹

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، گاهی عظمت انسان‌ها در گمنامی‌شان آشکار می‌شود؛ آنجا که سال‌ها در میان محرومان زندگی می‌کنند و هیچ‌کس از نسبت و جایگاه‌شان خبر ندارد.

امیرمهدی جعفری، فعال فرهنگی، از بانویی روایت می‌کند که سال‌ها در محله آسیب‌پذیر هرندی تهران، در همان کوچه‌هایی که بسیاری جرأت حضور خانواده خود را در آن ندارند، کلاس قرآن و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌کرد.

همه او را تنها با نام «خانم حسینی» می‌شناختند.

در همان روزها محمد انصاری، در زمین چمن محله هرندی برای کودکان کلاس فوتبال راه انداخته بود. خانم حسینی نیز پسرش را برای ثبت‌نام به آنجا آورد؛ بی‌آنکه کسی بداند این کودک، نوه رهبر انقلاب است.

روزی مربی به او گفت: «برای فوتبال باید کفش مناسب بیاوری؛ با این کفش نمی‌شود بازی کرد.»

و پاسخ کودک، روایتی شد که امروز دل هر شنونده‌ای را می‌لرزاند:

«آقای انصاری! من فقط همین یک جفت کفش را دارم؛ با همین به مدرسه می‌روم، مهمانی می‌روم و فوتبال هم بازی می‌کنم...»

سال‌ها بعد، وقتی «خانم حسینی» دیگر به هرندی بازنگشت و در نخستین روزهای جنگ رمضان به شهادت رسید، اهالی محله با ناباوری فهمیدند که او شهیده زهرا حدادعادل،عروس قائد شهید و همسر رهبر انقلاب بوده است؛ بانویی که بی‌هیچ نام و عنوانی، سال‌ها در قلب محروم‌ترین محله تهران خدمت کرده بود و آن پسربچه، نوه قائد شهید است.

حتی پدرش، آقای حدادعادل، بعدها با چشمانی اشکبار گفته بود:

«به خدا نمی‌دانستم دخترم به هرندی می‌آید و در آنجا فعالیت می‌کند.»

این روایت، تنها یک خاطره عاطفی نیست؛ تصویری روشن از خانواده‌ای است که پیش از دعوت دیگران به جهاد تبیین و محرومیت‌زدایی، خود در خط مقدم خدمت به مستضعفان ایستاده بودند؛ خانواده‌ای که فرزندش با همان یک جفت کفش، کنار کودکان محروم هرندی فوتبال بازی می‌کرد و مادرش، گمنام و بی‌ادعا، در کوچه‌های فراموش‌شده شهر، معلم قرآن و امید بود./تسنیم

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار