سپاه پاسداران: هوشیاری مردم مبعوث‌شده پروژه نیرنگ معاندان را ابتر می‌گذارد تخریب مسیر ترانزیتی زاهدان - خاش توسط گروهک ضد انقلاب تعطیلی ادارات فردا دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ | کدام استان‌ها تعطیل است؟ + ساعت کاری بانک‌ها دست‌نوشته رهبر شهید پس از بازدید از یک بیمارستان صحرایی در دهه ۶۰ + عکس رهبر انقلاب: جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است/ حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل تجاوز رژیم صهیونیستی شرط اول تفاهم‌نامه پایان جنگ تحمیلی ایران و آمریکا است هشدار سخنگوی سپاه درباره ادامه جنگ: با ادامه عملیات استعداد توسعه جغرافیایی آن نیز وجود دارد جزییات حمله آمریکا به کشتی تجاری در دریای خزر / شهادت یک دریانورد سخنگوی سپاه: ۲۰۰ نظامی آمریکا تلف شدند/ بلای بزرگی بر سر اسرائیل می‌آوریم فهرست خسارات سنگین حملات ایران به آمریکا طی ۱۵ روز نبرد  منتشر شد تبدیل وضعیت نیرو‌های شرکتی منتفی شد؟ / پرداخت مستقیم حقوق نیروهای شرکتی کلید خورد تبدیل وضعیت نیرو‌های شرکتی | پرداخت مستقیم حقوق توسط دولت پذیرفته شد سپاه: ۳ سوله در پایگاه العدیری و برج مراقبت ناوگان پنجم دریایی آمریکا به آتش کشیده شد بقائی: سازمان شانگهای، مانعِ یکجانبه‌گرایی ستیزه‌جویانه است زاغه بزرگ مهمات آمریکا در پایگاه علی السالم کویت منهدم شد خاتمی: تشییع رهبر شهید انقلاب رزمایش جهان اسلام بود

روایت تکان‌دهنده از نوه رهبر شهید در هرندی؛ «من فقط همین یک جفت کفش را دارم...»

نوه رهبر شهید  قصه «خانم حسینی» و فرزندش در زمین چمن هرندی؛ روایتی از گمنامی و اخلاص خانواده رهبر شهید
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۴ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 05
کد خبر: ۳۱۲۴۵۹

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، گاهی عظمت انسان‌ها در گمنامی‌شان آشکار می‌شود؛ آنجا که سال‌ها در میان محرومان زندگی می‌کنند و هیچ‌کس از نسبت و جایگاه‌شان خبر ندارد.

امیرمهدی جعفری، فعال فرهنگی، از بانویی روایت می‌کند که سال‌ها در محله آسیب‌پذیر هرندی تهران، در همان کوچه‌هایی که بسیاری جرأت حضور خانواده خود را در آن ندارند، کلاس قرآن و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌کرد.

همه او را تنها با نام «خانم حسینی» می‌شناختند.

در همان روزها محمد انصاری، در زمین چمن محله هرندی برای کودکان کلاس فوتبال راه انداخته بود. خانم حسینی نیز پسرش را برای ثبت‌نام به آنجا آورد؛ بی‌آنکه کسی بداند این کودک، نوه رهبر انقلاب است.

روزی مربی به او گفت: «برای فوتبال باید کفش مناسب بیاوری؛ با این کفش نمی‌شود بازی کرد.»

و پاسخ کودک، روایتی شد که امروز دل هر شنونده‌ای را می‌لرزاند:

«آقای انصاری! من فقط همین یک جفت کفش را دارم؛ با همین به مدرسه می‌روم، مهمانی می‌روم و فوتبال هم بازی می‌کنم...»

سال‌ها بعد، وقتی «خانم حسینی» دیگر به هرندی بازنگشت و در نخستین روزهای جنگ رمضان به شهادت رسید، اهالی محله با ناباوری فهمیدند که او شهیده زهرا حدادعادل،عروس قائد شهید و همسر رهبر انقلاب بوده است؛ بانویی که بی‌هیچ نام و عنوانی، سال‌ها در قلب محروم‌ترین محله تهران خدمت کرده بود و آن پسربچه، نوه قائد شهید است.

حتی پدرش، آقای حدادعادل، بعدها با چشمانی اشکبار گفته بود:

«به خدا نمی‌دانستم دخترم به هرندی می‌آید و در آنجا فعالیت می‌کند.»

این روایت، تنها یک خاطره عاطفی نیست؛ تصویری روشن از خانواده‌ای است که پیش از دعوت دیگران به جهاد تبیین و محرومیت‌زدایی، خود در خط مقدم خدمت به مستضعفان ایستاده بودند؛ خانواده‌ای که فرزندش با همان یک جفت کفش، کنار کودکان محروم هرندی فوتبال بازی می‌کرد و مادرش، گمنام و بی‌ادعا، در کوچه‌های فراموش‌شده شهر، معلم قرآن و امید بود./تسنیم

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار