گزارش نشریه «Politics Today»؛

چشم طمع صهیونیست‌ها به میدان گازی لبنان

افزایش رقابت در مدیترانه شرقی، تنش‌های سیاسی و نظامی را گسترش می‌دهد. یکی از بارزترین نمونه‌های این تنش، تلاش رژیم صهیونی برای بی‌اثر کردن تفاهم‌نامه مرزهای دریایی با لبنان به وسیله اقدامات قهری است.
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۵ - 08 July 2026

چشم طمع صهیونیست‌ها به میدان گازی لبنان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سال‌های اخیر مدیترانه شرقی به یکی از حساس‌ترین عرصه‌های رقابت منطقه‌ای در زمینه منابع انرژی تبدیل شده است، زیرا منابع منطقه‌ای نه صرفاً به عنوان دارایی‌های اقتصادی، بلکه ابزارهای راهبردی از نظر حاکمیت، امنیت و قدرت نیز به شمار می‌روند. در واقع، افزایش رقابت در مدیترانه شرقی، تنش‌های سیاسی و نظامی موجود در منطقه را گسترش می‌دهد. یکی از بارزترین نمونه‌های این تنش، تلاش اسرائیل برای بی‌اثر کردن تفاهم‌نامه مرزهای دریایی با لبنان به وسیله اقدامات یکجانبه و قهری است. 

تل‌آویو در مدت کوتاهی توافق امضا شده به وسیله میانجیگری بین‌المللی را دوباره زیر سؤال برده و به دنبال ایجاد بستر فسخ یکجانبه آن است

تفاهم دوجانبه مرز دریایی را بر اساس خط ۲۳ ترسیم کرده است. بنابراین، در حالی که اسرائیل حقوق خود بر میدان «کاریش» جهت تولید گاز طبیعی را تضمین می‌کند، به لبنان نیز فرصت داده شد تا فعالیت‌های اکتشافی در بلوک ۹ را شامل میدان «قانا» ادامه دهد. دولت لبنان به دلیل بحران شدید اقتصادی، از ادعای خط ۲۹ خود عقب‌نشینی کرد و حتی ناگزیر اعطای امتیاز بخشی از درآمدهای میدان قانا به تل آویو را نیز پذیرفت. 

با وجود این، لبنان هنوز نتوانسته به دستاوردهای اقتصادی کوتاه‌مدت مورد انتظار دست یابد. البته شناسایی ذخایر تجاری در میدان قانا و گذار به تولید واقعی، فرآیندهایی زمان‌بر خواهند بود. همچنین، بی‌ثباتی سیاسی، ضعف‌ نهادی و بی‌ثباتی در محیط سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی انرژی بیروت را شکننده‌تر می‌کند. اوضاع فعلی نیز تلاش اسرائیل برای تبدیل آسیب‌پذیری‌های سیاسی و اقتصادی لبنان به یک مزیت نامتقارن به نفع خود تقویت می‌کند.

بنابراین، رویکرد تل‌آویو را باید به عنوان بخشی از راهبرد کلان با هدف تضعیف حقوق لبنان بر میدان قانا و ایجاد حوزه هژمونیک جدید به نفع اسرائیل در معادله انرژی مدیترانه شرقی در نظر گرفت. 

تداوم تاریخی منازعات ژئوپلیتیکی

هرچند تنش پیرامون گاز لبنان در شرق مدیترانه احتمالاً به عنوان اختلاف در مورد صلاحیت دریایی بین دو طرف به نظر آید، اما بخشی از رقابت بزرگ برای کنترل منابع انرژی است. در قرن بیستم، نفت غرب آسیا و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، منابع انرژی در حوزه دریای خزر ازجمله عوامل اصلی افزایش اختلافات حاکمیتی، مداخلات خارجی و رقابت برای نفوذ منطقه‌ای بودند. از این منظر، اختلاف بر سر گاز لبنان را می‌توان به عنوان بازتاب معاصر نقش تاریخی منابع انرژی در ایجاد رقابت ژئوپلیتیکی و رقابت قدرت در شرق مدیترانه نیز تلقی کرد. 

با وجود این، توضیح موضع اسرائیل تنها به وسیله منطق کلی مناقشه‌برانگیز ژئوپلیتیک انرژی کافی نیست. جنبه مهم‌تر اینکه، تل‌آویو در مدت کوتاهی توافق امضا شده به وسیله میانجیگری بین‌المللی را دوباره زیر سؤال برده و به دنبال ایجاد بستر فسخ یکجانبه آن است. افزایش درگیری‌های منطقه‌ای از اکتبر ۲۰۲۳، سکوت کشورهای غربی در مواجهه با نسل‌کشی اسرائیل در غزه و راهبرد تل‌آویو برای رها کردن بیروت بی‌دفاع در میدان به وسیله فشار نظامی، اسرائیل را به بازیگر تمامیت‌خواه تبدیل کرده که بی‌پروا محدودیت‌های نظم حقوقی بین‌المللی را نقض می‌کند. 

اظهارات الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل در مارس ۲۰۲۶ که توافق‌نامه دریایی ۲۰۲۲ را «سند تسلیم» اسرائیل توصیف کرد و درخواست لغو شد، نشان می‌دهد تل‌آویو به دنبال سواستفاده از هرج و مرج منطقه‌ای جهت مذاکره برای تعیین مناطق تحت حاکمیت دریایی لبنان است. به عبارت دیگر، اقدام اسرائیل در هدف قرار دادن مناطق تحت حاکمیت دریایی و میادین گاز طبیعی لبنان را می‌توان «اِشغال انرژی» توصیف کرد. 

استانداردهای دوگانه غرب 

ایالات متحده که معمار و میانجی اصلی تفاهم‌نامه مرزهای دریایی در سال ۲۰۲۲ بود، هیچ واکنشی به اظهارات وزیر انرژی اسرائیل با هدف لغو این توافق نشان نداد. علاوه بر این، دولت واشنگتن عملیات نظامی تل آویو در منطقه را در چارچوب «دفاع از خود» توضیح می‌دهد و اعتراضی به طرح دوباره تعیین مرزهای دریایی یا اقدامات اسرائیل برای فشار بر حقوق حاکمیتی لبنان نمی‌کند. 

موضع اروپا نیز تفاوت چندانی با موضع ایالات متحده ندارد. موضع بروکسل نه بر اساس حفاظت از قوانین بین‌المللی، حقوق حاکمیتی یا ادعاهای مشروع لبنان، بلکه در راستای ارزش بالقوه گاز شرق مدیترانه برای حفظ امنیت انرژی اروپا شکل گرفته است. برای اتحادیه اروپا که پس از وقوع جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ وابستگی خود به گاز روسیه را به میزان زیادی کاهش داد، ذخایر هیدروکربن شرق مدیترانه به دلیل نزدیکی جغرافیایی و ظرفیت تنوع‌بخشی به تأمین انرژی، به یکی از گزینه‌های مهم تبدیل شده‌اند. 

در این محیط ژئوپلیتیکی جدید، تل‌آویو با دنبال کردن راهبرد تهاجمی‌تر، به دنبال تحقق هدف خود در راستای تبدیل به بازیگر مسلط در کنترل منابع انرژی و مسیرهای ترانزیت در شرق مدیترانه است. با وجود این، سکوت بازیگران غربی در مواجهه با اقدامات اسرائیل برای محدود کردن حوزه‌های دریایی لبنان و ایجاد برتری بالفعل بر منابع انرژی، وجود استاندارد دوگانه را آشکار می‌کند. 

در حالی که جهان غرب به شدت بر تمامیت ارضی و قوانین بین‌المللی در جنگ اوکراین تأکید می‌کند، اما اکراه آن برای دفاع از همان اصول در برابر اسرائیل در شرق مدیترانه، استاندارد دوگانه آن را آشکار می‌کند. 

رویکرد تل آویو بار دیگر نشان می‌دهد اسرائیل به هیچ وجه بازیگر قابل پیش‌بینی و پایبند به تعهدات خود تحت قوانین بین‌المللی نیست

خطر سرمایه‌گذاری در لبنان

برای لبنان که با بی‌ثباتی سیاسی، چالش‌های اقتصادی و فروپاشی زیرساخت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، درآمدهای بالقوه میدان قانا نه تنها دستاورد اقتصادی، بلکه به عنوان فرصتی مهم برای بهبود دولت و تقویت ظرفیت نهادی آن تلقی می‌شود. اما برای کشوری مانند لبنان با منابع اقتصادی محدود، نظام سیاسی چندپاره و آسیب‌پذیر در برابر دخالت‌های خارجی، هرگونه بی‌ثباتی پیرامون پروژه‌های انرژی پیامدهای جدی به همراه دارد. تلاش اسرائیل برای احیای اختلاف مرزهای دریایی، این ظرفیت را دارد که نه تنها آینده این میدان گازی، بلکه فضای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی لبنان را نیز تضعیف کند. 

باید توجه داشت که پروژه‌های گاز طبیعی فراساحلی، سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و پرهزینه‌ای و همچنین حساس به ثبات سیاسی هستند. افزایش بی‌ثباتی قانونی و سیاسی در چنین پروژه‌هایی احتمالا درک خطر سرمایه‌گذاران را افزایش می‌دهد و در نتیجه جایگاه لبنان را در معادله انرژی منطقه‌ای تضعیف می کند. 

نتیجه‌گیری

اظهارات مربوط به لغو یکجانبه و تهدیدآمیز تل‌آویو نشان می‌دهد موضوع مدیترانه شرقی صرفاً یک اختلاف مرزی فنی نیست. تصویر بزرگتر، تلاش اسرائیل با تکیه بر برتری نظامی و سکوت بازیگران غربی برای از بین بردن حق لبنان جهت اعمال کنترل بر منابع انرژی مشروع خود و ایجاد برتری عملی در میدان است. به عبارت دیگر، این روند را نباید به عنوان اختلاف دیپلماتیک، بلکه «تصرف انرژی» یک رژیم تلقی کرد. 

رویکرد تل آویو بار دیگر نشان می‌دهد اسرائیل به هیچ وجه بازیگر قابل پیش‌بینی و پایبند به تعهدات خود تحت قوانین بین‌المللی نیست. قوانین بین‌المللی، توافقات دیپلماتیک و ترتیبات مرزی به راحتی می‌توانند در مواجهه با واکنش‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل از بین بروند. بنابراین، موضع اسرائیل بار دیگر وجود مشکل اعتماد عمیق و ساختاری در مورد پایداری توافقات بلندمدت با تل آویو را تأیید می‌کند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار