
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سناتور لیندسی گراهام، طرفدار اصلی جنگ از کارولینای جنوبی درگذشت و میراثی از مرگ، ویرانی و رنج و درد انسان ها از خود به جا گذاشت. گراهام دست کم در سه دهه گذشته از هر جنگ خارجی و هر سازوکار تحریمی حمایت میکرد، یکی از صریحترین طرفداران حمله جنایتکارانه به ایران بود و درنهایت قبل از مرگش به هدف خود رسید. در شهری که مملو از جنگطلبان خونخوار است، گراهام خود را به عنوان یکی از بدترین آنها متمایز کرد.
گراهام در پایان دوره نخست ریاست جمهوری، اتحاد خود را با ترامپ، همانطور که پیش تر با مککین انجام داده بود، تقویت کرد
وقتی گراهام سال ۲۰۱۷ درباره هزینههای احتمالی جنگ علیه کره شمالی صحبت کرد، به طرز غیرمنتظره ای تلفات انسانی احتمالی را کماهمیت جلوه داد و استدلال کرد، این تلفات آنجا رخ خواهد داد و به ایالات متحده ربطی ندارد. برایش جان دیگران چیزی بود که میتوانست به راحتی قربانی شود و هر زمان فرصتی پیش میآمد، فعالانه در پی به خطر انداختن جان مردم بود. این بیاعتنایی بیرحمانه به هزینههای انسانی جنگ، هیچ مشکل سیاسی برایش در واشنگتن ایجاد نکرد؛ برعکس، اشتیاق به خونریزی دقیقاً همان چیزی است که وی را به چهرهای برجسته و چهرهای آشنا در پایتخت تبدیل کرده بود.
با وجود سابقه طولانی گراهام در حمایت از مداخلات غیرضروری و غیرقانونی آمریکا در درگیریها، کرسی اش در کنگره هرگز مورد تهدید قرار نگرفت. عملکردش به عنوان نماینده مردم کارولینای جنوبی در دو دهه گذشته بسیار ضعیف بود، اما پس از رسیدن به قدرت، هیچ کس نتوانست وی را برکنار کند. در واشنگتن به عنوان چهره میانهرو در سیاست خارجی، شهرتی ناشایست برای خود دست و پا کرد. گراهام به لطف فرهنگ بیرحم و طرفدار جنگ که گرایشهای جنگطلبانه و خونخوارانه اش را دربر میگرفت، در واشنگتن پیشرفت کرد.
در ابتدا، گراهام یکی از سرسختترین منتقدان دونالد ترامپ و نگران بود ظهورش به عنوان رئیس جمهور آمریکا سیاست مداخله نظامی خودکار را که برای آن ارزش قائل بود و حمایت میکرد، تهدید کند. اما به محض انتخاب ترامپ، گراهام به سرعت متوجه شد مواضع رئیس جمهور بسیار بیشتر از آنچه فکر میکرد به مواضع خودش نزدیک است.
گراهام در پایان دوره نخست ریاست جمهوری، اتحاد خود را با ترامپ، همانطور که پیش تر با مککین انجام داده بود، تقویت کرد. وی شاید وفاداری اش را به رهبر جدیدی تغییر داده باشد، اما دیدگاههای نامطلوبش در سیاست خارجی بدون تغییر باقی ماند.
در واشنگتن سالهاست یک گزاره درباره شیوه تصمیمگیری ترامپ تکرار میشود؛ اینکه مهم است آخرین نفری که با ترامپ حرف میزند چه کسی باشد. بسیاری در کاخ سفید بارها روایت کردهاند مشاوران ترامپ دائم رقابت میکردند تا آخرین فردی باشند که پیش از یک تصمیم مهم وارد دفتر بیضی شوند، چون باور داشتند نظر ترامپ میتواند در همان گفت وگوی آخر تغییر کند.
لیندسی گراهام در ماههای اخیر دقیقاً یکی از همین افراد بود و بارها با ترامپ دیدار خصوصی داشت، در برخی سفرها با هواپیمای ریاست جمهوری جابهجا میشد و به گفته رئیس اسبق مجلس نمایندگان، آنقدر با ترامپ گلف بازی کرده بود که تعداد دفعات آن شاید به 100 بار میرسید. خود ترامپ نیز بارها گفته بود، لیندسی گراهام یک میهنپرست واقعی است و وی را بسیار دوست دارد.
اما اهمیت گراهام فقط به نزدیکی شخصیاش با ترامپ محدود نمی شد؛ وی یکی از تندروترین چهرههای سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران و از سرسختترین حامیان اسرائیل بود. سالها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع میکرد، بارها خواستار نابودی زیرساختهای انرژی ایران شده بود و هفتههای اخیر نیز آشکارا با هرگونه توافق با تهران مخالفت میکرد و از معدود سیاستمدارانی بود که بارها ترامپ را به بازگشت به مسیر تقابل و افزایش فشار علیه ایران تشویق میکرد.