
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ موضوع شکستن حصر یمن را باید در راهبرد وحدت میدان های محور مقاومت جست. یکی از انتقادات مهم به تفاهم نامه اخیر ایران و آمریکا این بود که چرا به یکی از اضلاع مهم محور مقاومت، یعنی یمن بیتوجهی شده است. توافق پکن گرچه گشایشهایی برای دولت صنعا ایجاد کرد و آتش بس نیز برقرار شد، ولی عملاً موضوع به رسمیت نشناخته شدن دولت صنعا در مجامع و حق اساسی این کشور برای ارتباط دریایی و هوایی با جهان موجب فشار شدید اقتصادی و اجتماعی به این دولت شده است.
تهران در جنگ رمضان به خوبی متوجه شد باید نظم جدید از تنگه هرمز تا تنگه باب المندب برقرار شود
تقریبا از دو سال پیش، شرایط منطقه و بین الملل و قدرت گرفتن صنعا در منازعات داخلی یمن و آسیب پذیری عربستان عملاً موازنهها را به قدری تغییر داده بود که معادله پکن معادله ای به زیان صنعا و به سود عربستان باشد که ادامه آن مورد قبول نباشد.
در چنین وضعیتی جریانهای سیاسی صنعا و مردم این کشور که بیش از یک دهه در محاصره بودند انتظار بجایی خواهند داشت که تهران در منازعات مختلف مانند حمایت از فلسطین و حملات آمریکایی به یمن فعالتر ظاهر میشد و همچنین در مذاکرات؛ حصر دریایی، هوایی و زمینی صنعا را جزو شروط توافق میگذاشت.
با توجه به این ضرورتها و بایستهها، تهران در جنگ رمضان به خوبی متوجه شد باید نظم جدید از تنگه هرمز تا تنگه باب المندب برقرار شود، موضوعی که در بیانیه امام خامنه ای (حفظه الله)، رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره معجزه ایران در منطقه متبلور شد، گرچه در تفاهم نامه احتمالاً بنا به ملاحظات مذاکره کنندگان، توجه کافی به آن نشد. بعد از اینکه بندها و مفاد تفاهم نامه از سوی آمریکا نادیده گرفته شد؛ تهران اینبار به این نتیجه قطعی دست یافت بدون اعمال قدرت و اقدام عملی نظم مورد نظر برقرار نخواهد شد و برای اینکه دولت صنعا بداند «کشتیبان را سیاست دگر آمده است»، با آن اقدام نمادین مبادرت به شکستن حصر هوایی یمن کرد.
معادلات امروز محور مقاومت به ویژه پس از اقدام ایران در لبنان در تفاهم نامه، حمله به سرزمینهای اشغالی و شکستن حصر یمن و در فضای کلی پس از جنگ رمضان نشان میدهد تهران دیگر موضوع دولت صنعا با عربستان را موضوعی دوجانبه بین خود با ریاض نمیداند، بلکه آن را درون معادله کلیتر ایجاد نظم جدید در منطقه و تضعیف آمریکا و متحدانش میداند.
ایران موضوع را فراتر از معادله ای دو طرفه با عربستان میبیند و جبهه جدید عربستان را فقط برای ضربه به عربستان محاسبه نمیکند
در جنگ رمضان بنا به ملاحظاتی عربستان در وهله نخست آن طور که انتظار می رفت مورد هدف قرار نگرفت، دوم اینکه به ادعای وال استریت ژورنال به نقل از مقام سعودی، بیش از نیمی از حملات به عربستان در جنگ رمضان از سوی مقاومت عراق انجام شد. برای نمونه، ایران در جنگ رمضان حتی به خطوط انتقال عربستان یا بندر ینبع ضربه نزد که دست کم برای چند هفته بازار نفت جهانی و به تبع آن اقتصاد عربستان متأثر شود. یمن نیز در باب المندب برای نفت صادراتی عربستان به شرق آسیا و حتی نفت عربستان در دریای سرخ به سمت غرب مشکلی ایجاد نکرد.
اگر حتی فرض کنیم دولت صنعا شاید در آن زمان در مورد چنین تصمیمات و اقداماتی یکدست نبود و به اجماع نرسید، امروز تهران میخواهد نشان بدهد در دور جدید درگیری آنقدر مصمم هست که راهبرد وحدت میدان ها را پیشاپیش سایر موضوعات نشان دهد. حتی میتوان این اقدام را هشداری جدی به مقام های عربستانی، آمریکایی و حتی تمام دولتهای جهان دانست در صورتی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را از اهداف خود مانند محاصره و هدف قراردادن زیرساختها منصرف نکنند، اینبار دیگر برای ۲۰ میلیون بشکه نفت خام عبوری از تنگه هرمز دیگر راه جایگزین نیست.
در این فضا ایران موضوع را فراتر از معادله ای دو طرفه با عربستان میبیند و جبهه جدید عربستان را فقط برای ضربه به عربستان محاسبه نمیکند، بلکه آن را برای ایجاد نظم جدید در منطقه با هدف مقابله با آمریکا و متحدانش ارزیابی میکند. اقدامات این روزهای تهران و صنعا در واقع آخرین تلاشها برای پیامهای بازدارنده است.