پشتپرده سفر رئیسجمهور لبنان به واشنگتن

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سفر جوزف عون، رئیس جمهور لبنان به واشنگتن را نمیتوان صرفاً دیدار دوجانبه میان مقام های لبنان و آمریکا دانست. این سفر در مقطعی انجام شد که لبنان پس از ماهها جنگ، همچنان با بحران امنیتی، بنبست سیاسی و فروپاشی اقتصادی روبهروست و همزمان آمریکا تلاش میکند چارچوب جدیدی برای مدیریت امنیت مرزهای شمالی رژیم صهیونیستی و آینده ساختار قدرت در لبنان طراحی کند.
مهمترین موضوع مذاکرات پشت درهای بسته، ارائه طرحی از سوی عون درباره سازوکار انحصار سلاح در اختیار دولت و آینده سلاح حزبالله بود
از این منظر، دیدار جوزف عون با دونالد ترامپ را باید بخشی از روند بزرگتر بازآرایی نظم امنیتی در شرق مدیترانه ارزیابی کرد؛ روندی که در آن موضوعاتی همچون اجرای توافق آتشبس، خروج نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، آینده سلاح حزبالله و نقش ارتش لبنان بهعنوان محور اصلی گفتوگوها مطرح شدهاند.
اهمیت این سفر از آن جهت دوچندان است که نخستین دیدار رسمی رئیسجمهور لبنان با رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید طی بیش از یک دهه گذشته به شمار میرود. این مسئله نشان میدهد واشنگتن قصد دارد در مرحله جدید تحولات لبنان، مستقیماً با ریاستجمهوری و ارتش این کشور تعامل کند؛ نهادی که جوزف عون سالها فرماندهی آن را برعهده داشت و همواره از حمایت نظامی و مالی آمریکا برخوردار بوده است. به همین دلیل، بسیاری از ناظران این سفر را صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه تفسیر نمیکنند، بلکه آن را بخشی از راهبرد آمریکا برای تقویت دولت مرکزی لبنان و کاهش نقش حزبالله، میدانند.
در ظاهر، دستورکار رسمی سفر بر چند محور مشخص استوار بود؛ تثبیت آتشبس، اجرای توافق سهجانبه اخیر با میانجیگری آمریکا، عقبنشینی نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان و افزایش حمایتهای اقتصادی و نظامی از دولت و ارتش لبنان. با این حال، گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی، نشان میدهد مهمترین موضوع مذاکرات پشت درهای بسته، ارائه طرحی از سوی جوزف عون درباره سازوکار انحصار سلاح در اختیار دولت و آینده سلاح حزبالله بوده است. بر اساس این گزارشها، رئیسجمهور لبنان سندی مکتوب را به مقام های آمریکایی ارائه کرده که نقشه راهی برای اجرای تدریجی این سیاست ترسیم میکند. اگرچه جزئیات این سند منتشر نشده، اما نفس طرح چنین موضوعی نشان میدهد موضوع سلاح حزبالله اکنون به مهمترین محور گفتوگوهای بیروت و واشنگتن تبدیل شده است.
از منظر آمریکا، این موضوع بخشی از راهبرد گستردهتر برای بازتعریف ساختار امنیتی لبنان است. واشنگتن طی سالهای گذشته همواره بر تقویت ارتش لبنان بهعنوان تنها نیروی مسلح قانونی تأکید کرده و میلیاردها دلار برای آموزش و تجهیز این نهاد اختصاص داده است. در شرایط کنونی نیز آمریکا تلاش میکند با استفاده از فرصت ایجادشده پس از جنگ، نقش ارتش را در جنوب لبنان افزایش داده و به تدریج زمینه کاهش نقش نظامی حزبالله را فراهم سازد. این راهبرد با هدف تثبیت امنیت مرزهای شمالی رژیم صهیونیستی و جلوگیری از تکرار درگیریهای گسترده دنبال میشود.
با این حال، تحقق چنین هدفی با موانع جدی مواجه است. نخست آنکه حزبالله همچنان بخش مهمی از معادلات امنیتی و سیاسی لبنان را در اختیار دارد و هرگونه تلاش برای خلع سلاح این گروه بدون توافق داخلی، میتواند به تشدید شکافهای سیاسی و حتی بیثباتی امنیتی منجر شود. دوم آنکه بخشی از جریانهای سیاسی لبنان، اجرای هرگونه توافق درباره سلاح مقاومت را به خروج کامل نیروهای رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی جنوب لبنان مشروط میدانند. نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، نیز پیش از سفر جوزف عون بر همین موضوع تأکید کرده و عقبنشینی کامل رژیم صهیونیستی را پیششرط هرگونه روند سیاسی و امنیتی آینده دانسته است.
در همین چارچوب، مهمترین مطالبه جوزف عون از دولت آمریکا نیز اعمال فشار بر تلآویو برای اجرای کامل تعهدات خود عنوان شده است. رئیسجمهور لبنان امیدوار است واشنگتن بتواند تلآویو را به خروج از مناطق اشغالی و توقف حملات نظامی وادار کند. اما تجربه تاریخی روابط لبنان و آمریکا نشان میدهد تحقق این انتظار چندان ساده نیست. در چهار دهه گذشته، رؤسای جمهور و نخستوزیران مختلف لبنان بارها با امید دریافت تضمینهای امنیتی راهی واشنگتن شدهاند، اما در بسیاری از موارد، تحولات میدانی برخلاف وعدههای سیاسی پیش رفته است. نمونه بارز آن توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳ بود که قرار بود به خروج تدریجی رژیم صهیونیستی از لبنان منجر شود، اما در عمل نهتنها این هدف محقق نشد، بلکه اشغال جنوب لبنان سالها ادامه یافت. از این رو، بسیاری از نخبگان لبنانی نسبت به توان یا اراده واقعی آمریکا برای وادار کردن رژیم صهیونیستی به اجرای تعهدات خود تردید دارند.
سفر جوزف عون به واشنگتن را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. این سفر در واقع آزمونی برای آینده نظم سیاسی و امنیتی لبنان است
در کنار پرونده لبنان، این سفر دارای ابعاد منطقهای نیز میباشد. برخی گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن در تلاش است هماهنگی بیشتری میان لبنان و دولت جدید سوریه به رهبری الجولانی ایجاد کند تا ترتیبات امنیتی جدیدی در مرزهای مشترک شکل گیرد. همچنین برخی رسانهها از احتمال مطرح شدن موضوع همکاریهای منطقهای گستردهتر و حتی گشودن مسیر گفتوگوهای غیرمستقیم میان لبنان و رژیم صهیونیستی درباره مسائل مرزی خبر دادهاند. هرچند این گزارشها هنوز بهطور رسمی تأیید نشدهاند، اما نشان میدهند آمریکا این سفر را صرفاً به پرونده آتشبس محدود نکرده و آن را در چارچوب نظم امنیتی جدید منطقه دنبال میکند.
در بعد داخلی نیز جوزف عون با چالشی دشوار و پیچیده مواجه است. از یک سو، دولت لبنان برای خروج از بحران اقتصادی و بازسازی کشور به حمایت مالی و سیاسی غرب نیاز دارد و از سوی دیگر، هرگونه اقدام سریع در موضوع سلاح حزبالله میتواند شکافهای داخلی را تشدید کند. بنابراین رئیسجمهور لبنان ناچار است میان دو ضرورت متعارض توازن برقرار کند؛ حفظ حمایتهای بینالمللی و جلوگیری از ورود کشور به یک بحران سیاسی و امنیتی جدید.
واشنگتن نیز در این میان اهداف متعدد و چندلایهای را دنبال میکند. تقویت دولت مرکزی، افزایش نقش ارتش، کاهش نفوذ نظامی حزبالله، تثبیت آتشبس و فراهم کردن زمینه مذاکرات امنیتی میان لبنان و رژیم صهیونیستی، اجزای اصلی این راهبرد را تشکیل میدهند. با این حال، موفقیت این پروژه تنها به تصمیمات واشنگتن و بیروت وابسته نیست، بلکه رفتار تلآویو، موضع جنبش حزبالله، میزان اجماع داخلی لبنان و تحولات گستردهتر منطقه نیز در آن نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
در نهایت، سفر جوزف عون به واشنگتن را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. این سفر در واقع آزمونی برای آینده نظم سیاسی و امنیتی لبنان است؛ آزمونی که نتیجه آن میتواند بر موازنه قدرت در داخل لبنان، روابط این کشور با آمریکا و حتی معادلات امنیتی شرق مدیترانه تأثیر بگذارد. اگر واشنگتن بتواند رژیم صهیونیستی را به اجرای تعهدات خود و دولت لبنان را به تقویت حاکمیت ملی نزدیک کند، این سفر میتواند به آغاز مرحلهای جدید در مدیریت بحران لبنان تبدیل شود. اما اگر فشارها صرفاً بر موضوع سلاح حزبالله متمرکز شود، بدون آنکه مسئله اشغالگری و امنیت جنوب لبنان حلوفصل گردد، نهتنها گرهای از بحرانهای این کشور گشوده نخواهد شد، بلکه زمینه شکلگیری دور جدیدی از تنشهای سیاسی و امنیتی نیز فراهم خواهد شد. از این رو، اهمیت واقعی این سفر نه در تصاویر منتشرشده از دیدارهای کاخ سفید، بلکه در میزان تحقق تعهدات طرفهای مختلف و تأثیر آن بر آینده توازن قدرت در لبنان و منطقه نهفته است.