وزیر خارجه ارمنستان به تهران سفر می‌کند دومین نفتکش در تنگه هرمز منفجر شد توئیت ولایتی با کنایه به امارات و میزبانی از ترامپ: همسایه می‌ماند و مهمان می‌رود! عقب‌نشینی ناو آیزنهاور به ویرجینیا پنتاگون از امضای قرارداد ۲۴.۴ میلیارد دلاری برای تولید موشک‌های رهگیر خبر داد عراق مجوز 40 پرواز روزانه از ایران را صادر کرد «گروک» به ترامپ برای دستگیری مادورو تایید داد ادعای ترامپ درباره حمله به «کارخانه‌های مواد مخدر» ایران! ترامپ: اروپا زنده زنده خورده می‌شود! کنایه بقایی به کانادا: وقتی حقیقت مدفون است، «آشتی» چه معنایی دارد؟ سقوط هواپیمای سبک رژیم صهیونیستی با یک کشته و یک زخمی ترامپ: شاید پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای وضعیت اضطراری اعلام کنم پوتین: جهان از پایداری مردم ایران شگفت‌زده شده است رویترز: آمریکا شرط حقوق بشری برای بخشی از کمک‌های نظامی به مصر را لغو کرد بقائی: جهان‌بینی ترامپ، نماد پوچی و استبداد و خطری برای صلح جهانی است ادعای فرانسه مبنی بر اسکورت کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب
مجتبی امانی، سفیر پیشین ایران در لبنان در گفت‌وگوی اختصاصی با «راهبرد معاصر» مطرح کرد:

پشت پرده انفجار علی الطاهر/ بازدارندگی نوین ایران

مجتبی امانی، سفیر پیشین ایران در لبنان با بیان اینکه بزرگ‌نمایی انفجار علی الطاهر دارای طراحی و هدایت مشخص است، گفت: در معادله نوین، حمله به بیروت و ضاحیه به خط قرمز ایران تبدیل و به دشمن اعلام شد هرگونه تعرض، با پاسخ موشکی مستقیم ایران به مواضع صهیونیست‌ها روبه‌رو خواهد شد.
مجتبی امانی؛ سفیر پیشین ایران در لبنان
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۳ - ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - 2026 October 04
کد خبر: ۳۲۰۳۲۶

پشت پرده انفجار علی الطاهر/ بازدارندگی نوین ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات پرشتاب امنیتی و نظامی در عرصه لبنان و جبهه رویارویی با اشغالگران، موازنه قدرت در منطقه را وارد مرحله نوینی کرده است که باید با دیدی دقیق به واکاوی ریشه‌های تاریخی شکل‌گیری مقاومت در لبنان، درایت راهبردی شهید سیدحسن نصرالله در مدیریت جبهه پشتیبانی، پشت‌پرده شکست اهداف دشمن از عملیات پیجرها و ترور فرماندهان، جزئیات ۱۵ ماه سکوت هوشمندانه مقاومت و نبردهای اخیر پرداخت.

علاوه بر این، ماهیت مرموز و شایعات جعلی درباره تپه‌های علی الطاهر، معادله دفاع مستقیم جمهوری اسلامی ایران از بیروت و ضاحیه و نیز بحران شدید و غیرقابل‌انکار ذخایر تسلیحاتی پنتاگون در قمار ناکام دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی ازجمله موضوعاتی هستند که مجتبی امانی، سفیر پیشین ایران در لبنان در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار «راهبرد معاصر» به تشریح آنها پرداخت.

راهبرد معاصر: نگاه تاریخی به جغرافیای لبنان و شیعیان این کشور نشان می‌دهد همواره کانون طمع دشمنان بوده‌اند. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، صهیونیست‌ها و رژیم پهلوی چه نقشه‌ای برای جنوب لبنان داشتند و پیروزی انقلاب اسلامی چگونه معادلات را دگرگون کرد؟

امانی: اگر مرور تاریخی بر 50 یا 60 سال اخیر داشته باشیم، می‌بینیم لبنان و جامعه شیعیان آن همواره مورد طمع جدی رژیم صهیونیستی قرار داشته‌اند. این طمع‌ورزی بیشتر در این چارچوب تعریف می‌شد که لبنان به علت بافت متکثر و طایفه‌ای خود اعم از شیعه، سنی، دروزی، علوی و طوایف متعدد مسیحی، از دید صهیونیست‌ها هم تهدید بالقوه و هم فرصت مداخله تلقی می‌شد.

از سال ۲۰۰۶ میلادی به بعد، رژیم صهیونیستی با پشتیبانی کامل تجهیزاتی، فنی و اطلاعاتی آمریکا به طراحی‌های عمیق، پنهان و بلندمدت روی آورد

جالب است بدانید پیش از انقلاب اسلامی، رژیم شاهنشاهی به عنوان ستون و محور اصلی سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، ارتباطاتی را با شیعیان لبنان و شخص امام موسی صدر برقرار کرده بود که اسناد آن ازجمله در خاطرات چهره‌هایی مانند سرلشکر منصور قدر به روشنی ثبت شده است. یکی از ابهامات تاریخی این بود چرا رژیم پهلوی که هم‌پیمان راهبردی رژیم صهیونیستی بود، باید به شیعیان لبنان کمک کند؟ با بررسی‌هایی که بنده از افراد حاضر در آن مقطع و شاهدان عینی داشتم، کاملاً مشخص شد هدف شاه با هدف جمهوری اسلامی از بنیاد تفاوت داشت. رژیم صهیونیستی درصدد بود با سوءاستفاده از شکاف‌های مذهبی، شیعیان جنوب لبنان را در برابر آوارگان مظلوم فلسطینی که در اردوگاه‌ها اسکان داده شده بودند قرار دهد. هدف آن‌ها ایجاد کانون‌های درگیری خونین داخلی بود تا فلسطینی‌ها به جای اندیشیدن به مبارزه با رژیم صهیونیستی، با شیعیان دست‌به‌گریبان شوند؛ متأسفانه تاریخ هم نمونه‌هایی از این درگیری‌های تحمیلی میان شیعه و فلسطینی را به یاد دارد.

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، تمام این جهت‌گیری‌های خبیثانه وارونه شد. فتاوای تاریخی حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر حرمت شرعی هرگونه درگیری میان شیعیان و برادران فلسطینی و اقدامات علمای آگاه، آتش فتنه‌ها را خاموش کرد. جنبش امل که پیش‌تر با مجاهدت‌های امام موسی صدر پایه‌گذاری شده بود، وجهه واقعی مقاومت ضدصهیونیستی به خود گرفت. علاوه بر این، الگوی حکومتی لبنان مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز طوایف، بزرگ‌ترین ضربه به نظریه صهیونیستی «دولت خالص یهودی» بود. صهیونیست‌ها با احساس خطر از این ظرفیت بالقوه، امام موسی صدر را ربودند؛ اما شاگردان مکتب امام خمینی (ره) نظیر شهید سیدعباس موسوی، شهید سیدحسن نصرالله، حاج محمد رعد، شهید شیخ فتحی شقاقی و حاج حسین خلیل با پذیرش ولایت فقیه، حزب‌الله را تأسیس کردند و از قوه به فعل رساندند تا شیعیان لبنان به خط مقدم نبرد با اشغالگری تبدیل شوند.

راهبرد معاصر: دشمن تلاش‌های متعددی برای نابودی حزب‌الله در دهه‌های گذشته انجام داد. چرا این طرح‌ها سال‌های پس از جنگ ۲۰۰۶ میلادی تغییر ماهیت داد و به عملیات‌های پیچیده‌ای مانند پیجرها منتهی شد؟

امانی: صهیونیست‌ها در ابتدا تصور می‌کردند با ترور فیزیکی رهبران، سازمان حزب‌الله فرو خواهد ریخت؛ لذا سال ۱۹۹۲ میلادی سیدعباس موسوی را به شهادت رساندند، اما حزب‌الله مقاوم‌تر از گذشته به مسیر خود ادامه داد. سپس رژیم صهیونیستی دست به آزمون‌های نظامی گسترده زد؛ جنگ ۱۹۹۶ میلادی (عملیات خوشه‌های خشم) و سپس جنگ تمام‌عیار ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ میلادی نشان داد رژیم صهیونیستی به علت پشتوانه مکتبی حزب‌الله و حمایت‌های همه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران، به هیچ وجه توان نابودی مقاومت را در میدان نظامی کلاسیک ندارد.

از سال ۲۰۰۶ میلادی به بعد، رژیم صهیونیستی با پشتیبانی کامل تجهیزاتی، فنی و اطلاعاتی آمریکا به طراحی‌های عمیق، پنهان و بلندمدت روی آورد. صهیونیست‌ها تجهیزات نوین آماده کردند، شبکه‌های ارتباطی داخلی حزب‌الله را که سال‌ها برای آن زحمت کشیده شده بود مورد رصد و شنود قرار دادند و طرح‌هایی بسیار گسترده را آماده نگاه داشتند. حتی همین ماجرای پیجرها که ۲۷ شهریور ۱۴۰۳ رخ داد، محموله‌ای بالغ بر ۱۵ هزار دستگاه پیجر بود که بخش اعظمی از آن‌ها پیش از آغاز عملیات «طوفان الاقصی» به لبنان آورده شده بودند. بنابراین، این تدارکات به هیچ عنوان واکنش دفعی یا فوری به رخدادهای پس از هفتم اکتبر نبود؛ بلکه رژیم صهیونیستی درصدد بود این عملیات مخرب را هم‌زمان با پروژه‌های سازش منطقه‌ای مانند «معامله قرن» و توافقات ابراهیم به کار گیرد تا در فرصتی مناسب و در شرایط غفلت، ساختار مقاومت را متلاشی کند.

راهبرد معاصر: پس از عملیات «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر، حزب‌الله وارد رویارویی سنگین ۶۶ روزه شد و سپس دوره طولانی آتش‌بس و سکوت شکل گرفت. جزئیات این دوره ۱۵ ماهه و نبردهای پس از آن چه بود؟

امانی: عملیات «طوفان الاقصی» هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) واقعه‌ای کاملاً غافلگیرکننده برای کل جبهه مقاومت و حتی کادر رهبری سیاسی حماس بود؛ کسی از ساعت و روز دقیق آن اطلاع نداشت و پیروزی‌های چشمگیر اولیه، هیجانات زیادی برانگیخت. با وجود این، پس از ورود حزب‌الله به نبرد و سپس ماجرای تروریستی انفجار پیجرها، جنگ متراکم و بسیار سنگین ۶۶ روزه درگرفت که طی آن مقاومت و ارتش متجاوز عمق مواضع یکدیگر را هدف قرار دادند.

پس از پایان این نبرد ۶۶ روزه، پرونده رایزنی‌های دیپلماتیک با هماهنگی جبهه مقاومت به نبیه بری، رئیس مجلس لبنان سپرده شد و وی نیمه آذرماه توانست به وسیله میانجی‌های غربی، آتش‌بس منعقد کند. اما صهیونیست‌ها پس از آتش‌بس، با طرح ادعای واهی که «توافق تنها شامل عملیات‌های نظامی می‌شود و عملیات‌های امنیتی و ترور را دربر نمی‌گیرد»، دست به ترورهای نقطه‌ای و بمباران‌های ایذایی در جنوب زدند.

در این مقطع، حزب‌الله و شیخ نعیم قاسم، دبیرکل جدید که از سوی شورای عالی انتخاب شده بود، «دوره سکوت حکیمانه» به مدت ۱۵ ماه اتخاذ کردند. بنده از ۲۷ شهریور ۱۴۰۳ تا نیمه آذر به دلیل مجروحیت در تهران بودم و سپس به لبنان رفتم و دیدم پهپادها و جنگنده‌های رژیم صهیونیستی مدام در آسمان بیروت مانور می‌دادند، اما حزب‌الله بر پایه حکمت، آرامش و عقلانیت سازمانی سکوت کرد. مقاومت مسئولیت هرگونه نقض عهد را متوجه ضامنان پنج‌گانه یعنی آمریکا، فرانسه، حکومت لبنان، ارتش لبنان و نیروهای ناظر سازمان ملل متحد (یونیفل) دانست تا حجت بر همگان تمام شود.

این خویشتن‌داری هوشمندانه پابرجا بود تا اینکه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که رژیم صهیونیستی و آمریکا حمله مشترکی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، حزب‌الله این مقطع را به عنوان فرصت تاریخی پایان سکوت و انجام تکلیف حمایت همه‌جانبه از ایران برگزید و وارد صحنه شد. در پی این ورود سرافرازانه، حدود ۳۸ روز جنگ کوبنده در عرصه لبنان و هم‌زمان ۴۰ روز نبرد سنگین در خاک ایران شکل گرفت.

جایگاه تاریخی و مکتب رهبری شهید نصرالله

راهبرد معاصر: در جریان نبردهای پس از «طوفان الاقصی»، نگاه سید مقاومت به اداره میدان چگونه بود و چرا وی گزینه «جبهه پشتیبانی» را به جنگ ترجیح داد؟

امانی: این یکی از نقاط درخشان نبوغ و درایت شهید سیدحسن نصرالله بود. پس از موفقیت‌های حماس در روزهای نخست «طوفان الاقصی»، این تصور میان برخی نیروها پدید آمده بود که زمان پیروزی نهایی فرارسیده است و همه جبهه‌ها باید بی‌محابا وارد جنگ شوند. اما شهید نصرالله نگاهی همه‌جانبه، دوراندیشانه و ۳۶۰ درجه به واقعیت‌های میدانی و ژئوپلیتیک منطقه داشت. بنده در جلساتی حضور داشتم و استدلال‌های سید را می‌شنیدم که کاملاً اثبات می‌کرد ورود احساسی چه هزینه‌های غیرضروری در پی خواهد داشت. بنده در آن زمان قانع شدم و امروز هم با قطعیت ایمان دارم نظریه شهید نصرالله صحیح‌ترین، دقیق‌ترین و سریع‌ترین راهبرد ممکن بود.

شهید نصرالله «جبهه اسناد و پشتیبانی» را بر مبنای محاسبات مویرگی شکل داد؛ یعنی تعیین عمق دقیق عملیات، تناسب در تعداد حملات، رعایت دقیق امنیت شهروندان غیرنظامی و ایجاد فشار مستمر بر جبهه شمال رژیم صهیونیستی برای کاهش تمرکز دشمن بر غزه. معادله را طوری طراحی کرد که در برابر هر ضربه رژیم صهیونیستی، پاسخی هم‌تراز داده شود: صیدا در ازای حیفا، صور در ازای عکا، نبطیه در برابر کریات شمونه و ضاحیه و بیروت در برابر مراکز اصلی دشمن در عمق اراضی اشغالی. صهیونیست‌ها به شدت از تاب‌آوری اجتماعی و روانی پایین در قیاس با ملت مقاوم لبنان رنج می برند؛ بنابراین فراری دادن صدها هزار شهرک‌نشین و ناامن کردن آسمان شمال، فلج روانی عمیقی بر پیکره کابینه نتانیاهو وارد کرد.

راهبرد معاصر: صهیونیست‌ها با بمباران سنگین ضاحیه تصور می‌کردند با حذف سیدحسن نصرالله مقاومت فرو می‌پاشد. چرا این ترور نتوانست خطوط مقاومت را بشکند؟

شهید نصرالله «جبهه اسناد و پشتیبانی» را بر مبنای محاسبات مویرگی شکل داد؛ یعنی تعیین عمق دقیق عملیات، تناسب در تعداد حملات، رعایت دقیق امنیت شهروندان غیرنظامی و ایجاد فشار مستمر بر جبهه شمال رژیم صهیونیستی

امانی: دشمن دچار خطای راهبردی محاسباتی شد. ارتش رژیم صهیونیستی بر این باور باطل بود شهید نصرالله جانشینی ندارد، بر سر رهبری بعدی میان فرماندهان دعوا می‌شود و شاکله سازمانی حزب‌الله مانند ارتش کلاسیک با هدف قرار گرفتن فرمانده گردان عقب‌نشینی می‌کند. صهیونیست‌ها ماهیت نیروهای مؤمن به جهاد و شهادت را درک نکرده‌اند. ترور یک فرمانده در مکتب اهل‌بیت، نه تنها موجب تفرقه نمی‌شود، بلکه عزم و اشتیاق بدنه رزمندگان را برای مبارزه صدچندان می‌کند.

شما وضعیت ارتش‌های مادی را بنگرید؛ در مصر دوران انقلاب، ساختار پلیس و نیروهای امنیتی با جمعیتی بالغ بر 1 میلیون نفر متشکل از پلیس راهنمایی، لباس‌شخصی‌ها، مأموران اطلاعاتی و شکنجه‌گران حضور داشتند. اما وقتی حبیب العادلی، وزیر کشور مبارک، پشت بی‌سیم اعلام کرد نیروها تا اطلاع ثانوی به مرخصی بروند، در مدت چند ساعت کل سازمان 1‌میلیونی پلیس از خیابان‌ها محو شد! زیرا نیروی مادی صرفاً با دستور کار می‌کند نه ایمان قلبی.

در سوریه نیز زمانی که ساختارها تضعیف شد، تزلزل در ارتش بروز یافت. اما در حزب‌الله و نیروهای انقلابی ایران، اگر فرمانی هم ابلاغ نشود، تک‌تک اعضا تکلیف شرعی خود را می‌دانند و بر پایه عقیده در میدان پایدار می‌مانند. با شهادت سیدحسن نصرالله هیچ اخلالی در سازمان رزم ایجاد نشد؛ چون سید نسلی را تربیت کرده بود که وابسته به شخص نبودند، بلکه وابسته به آرمان بودند.

شهید نصرالله با خون مطهرش این حقیقت را ثبت کرد اراده رهبری مانع از توقف نبرد است. وی عبارت تاریخی خود را که بارها فریاد زده بود: «نحن شیعة علی بن ابی‌طالب، ولن نترک فلسطین» (ما شیعیان علی بن ابی‌طالب هستیم و هرگز فلسطین را تنها نمی‌گذاریم)، با نثار جان خویش در تاریخ جاودانه کرد و نشان داد مدافعان فلسطین صادق‌ترین حامیان ممکن هستند.

حقایق میدانی تپه‌های «علی الطاهر»

راهبرد معاصر: در هفته‌های اخیر نام تپه‌ها و منطقه «علی الطاهر» در فضای مجازی و محافل رسانه‌ای به شدت برجسته شد و شایعات عجیبی درباره محاصره نیروها و وقوع انفجارها شکل گرفت. واقعیت ماجرای علی الطاهر چیست؟

امانی: این پرسش بسیار مهمی است. خیلی‌ها در خیابان، مسجد و در برنامه‌های تلویزیونی از من درباره این نام سؤال کردند و بنده ناچارم با شفافیت کامل پاسخ دهم تا جلوی تقطیع‌ها و دروغ‌پردازی‌ها گرفته شود. منطقه علی الطاهر حدود ۱۵ کیلومتری مرز واقع شده است. اینکه گفته می‌شود در این منطقه تونل وجود دارد، عجیب نیست؛ در طبقات اولیه اغلب مناطق مرزی امکان دارد چنین عوارضی باشد و اصلاً این‌گونه نیست که تأسیسات حزب‌الله صرفاً به این نقطه منحصر شده باشد.

نکته مهم تاریخی که باید دانست، اینکه علی الطاهر از زمان اشغالگری سال ۱۹۸۲ میلادی تا هنگام خروج رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ میلادی (به مدت ۱۸ سال) در اشغال کامل صهیونیست‌ها بود. چرا اکنون این منطقه را تا این حد بزرگ کرده‌اند؟ در جنوب لبنان و در محدوده جنوب رود لیتانی، صهیونیست‌ها تمام روستاهای عمدتاً شیعه‌نشین را با خاک یکسان کرده‌اند؛ حجم خرابی به قدری است که صاحبان خانه‌ها اگر به منطقه بروند، محل خانه خود را پیدا نمی‌کنند. دشمن حتی خاک برخی مناطق را جابه‌جا کرده است و مانع بازسازی می‌شود.

در چنین وضعیتی، ناگهان اتاق رسانه‌ای دشمن شایعاتی ساختگی و دروغین را سر زبان‌ها انداخت؛ مبنی بر اینکه «صدها فرمانده و رزمنده حزب‌الله در علی الطاهر محاصره شده‌اند و آب و غذا ندارند» یا ادعای کذب «محاصره ده‌ها فرمانده نظامی ایرانی در این تپه». بنده با صراحت می‌گویم تمام این ادعاها دروغ ساخته و پرداخته است. اهمیت این موضع هرگز در آن حدی نیست که در بیانیه‌های حزب‌الله یا سخنان شیخ نعیم قاسم حتی نامی از آن برده شود. علی الطاهر یک نقطه کاملاً عادی در خطوط درگیری است.

راهبرد معاصر: صهیونیست‌ها و شخص نتانیاهو از بمباران‌های سهمگین در علی الطاهر و منفجر کردن بیش از یک هزار و 100 تن مواد منفجره چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

امانی: این بزرگ‌نمایی کاملاً دارای طراحی و هدایت مشخص است. در شرایط جنگ‌های نوین که آسمان منطقه با ماهواره‌ها، بالن‌های تجسسی، پهپادهای شناسایی مداوم، دوربین‌های نظارتی و انواع حسگرهای حرارتی و الکترونیکی کنترل می‌شود، تسلط بر یک بلندی یا تپه ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری، هیچ برتری راهبردی دگرگون‌کننده‌ای ایجاد نمی‌کند.

هدف نتانیاهو از این تبلیغات سیاسی-رسانه ای دو چیز است: نخست، ساختن پیروزی خیالی برای مصرف داخلی و جمع‌آوری سبد رأی در اراضی اشغالی. دوم، تلاش برای ناامید کردن افکار عمومی و حامیان مقاومت. نتانیاهو بیش از یک هزار و 100 تن مواد منفجره در این نقطه منفجر می‌کند تا زلزله‌ای مصنوعی با مقیاس بیش از سه ریشتر ایجاد شود و موج صوتی و لرزش آن به گوش شهرک‌نشینان شمال رژیم صهیونیستی برسد تا وانمود کند ارتش در حال پیشروی است. اگر ارتش متجاوز واقعاً قدرت داشت، می‌آمد و به صورت زمینی این استحکامات را اشغال می‌کرد؛ اما چون از ورود زمینی ناتوان است، زمین را به خاک خالی بدل می‌کند.

برخی جریانات در داخل لبنان هم که با سلاح حزب‌الله مخالفت می‌کنند، خودشان هفت‌بار پای میز مذاکره با غرب رفته‌اند و حتی یک وجب از خاک را نتوانسته‌اند آزاد کنند. بنابراین، تخریب‌های علی الطاهر صرفاً تداوم جنایات همیشگی دشمن است و هیچ تحول مهمی که موازنه جبهه را دگرگون کند در آن رخ نداده است.

بن‌بست ترامپ مقابل ایران و فرسایش ذخایر نظامی پنتاگون

راهبرد معاصر: در معادلات جدید، پیوندی عمیق میان امنیت پایتخت لبنان و پاسخ‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. این قاعده چگونه در میدان تثبیت شد؟

صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها اگر تا پیش از این اندک امیدی به تغییر موازنه از طریق تداوم تجاوز داشتند، اکنون آن کورسوی امید نیز خاموش شده است

امانی: این یکی از بزرگ‌ترین و تحول‌آفرین‌ترین دستاوردهای اخیر در کل جبهه مقاومت است که نباید آن را کوچک انگاشت. در گذشته تعاملات موضعی بود، اما در معادله نوین، موضوع حمله به بیروت و ضاحیه رسماً به خط قرمز ایران تبدیل شد. به دشمن اعلام شد هرگونه تعرض به ضاحیه، با پاسخ موشکی مستقیم از سوی ایران به مواضع صهیونیست‌ها در شمال اراضی اشغالی روبه‌رو خواهد شد. وقتی رژیم صهیونیستی تعدی کرد، موشک‌های ایران اصابت کرد و این معادله عملاً در میدان تثبیت شد.

به موجب این دستاورد، زدن بیروت و ضاحیه حق مشروع و قانونی برای شلیک موشک به وسیله جمهوری اسلامی ایران ایجاد می‌کند. این بازدارندگی سبب شد تا نتانیاهو هم به دلیل ترس از پاسخ ویرانگر ایران و هم از بیم فشارهای سیاسی کاخ سفید، دست به عصا شود و عملیات‌های خود را در چارچوبی محدود نگه دارد.

راهبرد معاصر: وضعیت آمریکا و ترامپ در این درگیری‌ها چگونه است؟ آیا ادعای تحلیلگران نظامی پنتاگون مبنی بر اتمام ذخایر جنگی راهبردی صحت دارد؟

امانی: رفتار ترامپ درست شبیه قمارباز حرفه‌ای است. قمارباز پای میز قمار از باخت خسته نمی‌شود و حاضر است تمام دارایی، اعتبار، حیثیت و هویت سیاسی خود را روی میز بگذارد به این امید که شاید در یک دور بازی ببرد. نتانیاهو سه سال است پیوسته می‌جنگد و دستاوردی نداشته است؛ ترامپ نیز با ورود خود یک روز در پایان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و سپس ۴۰ روز تمام‌عیار در جنگ بعدی شانس نظامی خود را آزمود.

اینکه مقام های ارشد نظامی و کارشناسان پنتاگون اعلام می‌کنند ذخایر راهبردی جنگی آمریکا دچار کاهش شدید و افت بی‌سابقه شده، عین حقیقت میدانی است و هیچ غلوی در آن وجود ندارد. امروز نه نتانیاهو راه فراری به جلو دارد و نه ترامپ که میان دو گزینه نبرد پرهزینه یا پذیرش توافق معلق مانده است. بحران جبهه باطل این است که دغدغه‌های آنان کاملاً بر پایه منافع مادی بنا شده است؛ برای شهروند آمریکایی و حامیان ترامپ، این موضوع حیاتی است که هزینه خرید هفتگی سبد معیشت چند دلار بالا رفته است و این سبک زندگی اکنون به علت ماجراجویی‌های واشنگتن در معرض خطر جدی قرار دارد.

راهبرد معاصر: با توجه به این بن‌بست همه‌جانبه، آینده موازنه قوا میان جبهه مقاومت و استکبار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امانی: وضعیت امروز ما دقیقاً منطبق بر سنت‌های تاریخی و الهی است؛ یادآور همان ماجرای اصحاب حضرت موسی (ع) که وقتی در برابر دریا و سپاه فرعون قرار گرفتند، فریاد کشیدند دیگر کار ما تمام شد، اما نصرت الهی شکاف دریا را گشود و طاغوتیان را غرق کرد. در تمام این نبردها و جنگ‌های اخیر، لطف خداوند جبهه مقاومت را از سخت‌ترین مهلکه‌ها به سلامت عبور داد.

به نظر بنده، محاسبات دشمن به بن‌بست قطعی رسیده است. صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها اگر تا پیش از این اندک امیدی به تغییر موازنه به وسیله تداوم تجاوز داشتند، اکنون آن کورسوی امید نیز به طور کامل خاموش شده است و به این درک رسیده‌اند تسلیحات بیشتر، نتیجه‌ای برای آنان دربر نخواهد داشت. هرچند با دو عنصر متوهم در رأس ساختار تصمیم‌گیری مواجه هستیم، اما بنیاد محاسباتی آنان فروریخته و اقتدار جبهه مقاومت بر پهنه منطقه تثبیت شده است.

ارسال نظر
captcha