به گزارش «راهبرد معاصر»؛ شهید سیدحسن نصرالله در 32 سال رهبری، مجاهدتهای داخلی و خارجی بسیاری را در کارنامه اش به ثبت رساند. در مرحله نخست، یعنی سال 1992 میلادی شاید کمتر کسی فکر میکرد شهید نصرالله بتواند از این مرحله پرچالش در تاریخ لبنان گذر کند. سید مقاومت از همان سالهای ابتدایی تهدید و خطر بالقوه دشمن را به هموطنانش گوشزد کرد.
وی بارها در مجالس مختلف خطر جدایی سیاست با عرصه نظامی را شرح داده بود، زیرا در شرایط ژئوپلیتیکی لبنان، منفعل بودن حوزه نظامی میتواند پایانی بر استقلال کشور باشد. شهید نصرالله در دهه دوم مقام رهبری حزبالله، تواناییهای دیگرش را در بُعد منطقه ای نمایان کرد. با شروع درگیری در دهه نخست قرن 21 میان لبنان و رژیم صهیونیستی، حزبالله به رهبری سیدحسن نصرالله توانست از نظر داخلی و خارجی زمینه ثبات را فراهم کند.
با وقوع درگیری گسترده در درون سرزمین سوریه، سیدحسن نصرالله وظیفه خود دانست از نظر نظامی به شاخه دیگری از محور مقاومت کمکرسانی کند
دارا بودن رویکردی واقعگرایانه در روحیات شهید نصرالله، یکی از جاذبههای رفتاری وی است. اگر یک رهبر تواناییها، ضعفها و تهدیدهای جامعه را با نگاهی بیطرفانه ارزیابی کند، بیدریغ در درون آن جامعه دارای مقبولیت فراوانی خواهد بود. سیدحسن نصرالله در جنگ 33 روزه وقایع رخ داده را با دیدی واقعبینانه نگریست، میزان خسارت های وار شده به لبنان را بدون هیچ کموکاستی به مردم اعلام و عنوان کرد، خسارت های وارد شده به جامعه لبنانی رقمی بالا را نشان میدهد. علاوه بر این، نتیجه اقدامات و هماهنگیهای سیاسی و نظامی نیروهای داخلی را نقطه ثقل پیروزی برای شهروندان لبنانی دانست. وی با نگاهی ارزشمند در مقاطع مختلف زمانی دشمن را شناسایی میکرد و برای مقابله با آن برنامهریزی هدفمند در دستور کار خود قرار میداد.
در دهه دوم قرن 21، بیگمان غرب آسیا با وقوع «بهار عربی» رنگ و لعاب بیشتری به خود گرفت. حزبالله در این برهه زمانی توانست علاوه بر چهره ملی در درون مرزهای لبنان، ویژگی و توانمندی منطقهای خود را در حوزه غرب آسیا نمایان کند. در میان آشوبهای فراوان، لبنان یکی از کشورهای عربی بود که کمتر دچار چالشهای داخلی شد.
با وقوع درگیری گسترده در درون سرزمین سوریه، سیدحسن نصرالله وظیفه خود دانست از نظر نظامی به شاخه دیگری از محور مقاومت کمکرسانی کند. نیروهای حزبالله و شخص نصرالله با توجه به امکانات و توانمندیهایشان به وظایف ملی و منطقهای خود عمل کردند. بنابراین حمایت لبنان از دمشق و پیروزی بشار اسد، رئیس جمهور سابق سوریه در آن برهه زمانی مهر تأییدی بر اقدامات بجای شهید مقاومت در ورای مرزهای لبنان بود.
پس از وقوع عملیات «طوفانالاقصی» حمایت جانبدارانه نیروهای حزبالله از مردم بیدفاع فلسطین، نشان از هماهنگی ارزشها و هنجارها با عملکرد انسان مسلمان دارد. از همان روزهای ابتدایی شروع جنگ میان رژیم صهیونیستی و مردم غزه، سید مقاومت دفاع از برادران دینی را مهم دانست؛ به گونهای که گرچه جنگ واقعی در غربیترین نقطه آسیا قرار داشت، اما نیروهای حزبالله برای ضربه زدن به دشمن از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. آنها برای آنکه سدی در برابر موشکهای صهیونیستی برسر مردمان غزه باشند، مرزهای فلسطین اشغالی را مورد حملات خود قرار دادند.
مقاومت شهید نصرالله بر دشمن مشترک مسلمین، کارنامه 30 ساله اش را نیز با خون شهادت خوش رنگتر کرد. وی در یکی از آخرین سخنرانی هایش گفت: به کسانی که میخواهند این رژیم غاصب را به رسمیت بشناسیم و آن را تصدیق کنیم و روابطمان را با آن عادی کنیم، همان چیزی را میگوییم که اباعبدالله الحسین (ع) در بحبوحه محاصره فرمودند؛ «به خدا سوگند نه به شما دست ذلت میدهم و نه همچون بردگان فرار خواهم کرد».
شهید نصرالله این فرصت را یافت پس از شهادت سیدعباس موسوی، در 30 سال رهبری حزب الله، این گروه کوچک را به حزب سیاسی در لبنان و سپس قدرت منطقهای تبدیل کند. توانایی این جنبش لبنانی در جریان شکست داعش در سوریه- عراق، شکست سعودی در یمن و زمین گیر کردن ارتش صهیونیستی در جبهه شمالی به اثبات رسید.
مقاومت شهید نصرالله بر دشمن مشترک مسلمین، کارنامه 30 ساله اش را نیز با خون شهادت خوش رنگتر کرد
از حوزههای علمیه نجف و قم تا مراسم استقبال در ورزشگاه کمیل شمعون، شهید نصرالله توانست نقش محوری در تکمیل فرآیند «دولت- ملت سازی» در لبنان ایفا کند. مقابله با «دشمن مشترک» تبدیل به نقطه وصل تمام لبنانیها فارغ از فرقه یا قبیله افراد شده بود. شاید به همین دلیل مراسم استقبال از پیکر دبیرکل فقید مقاومت به بزرگترین همه پرسی سیاسی در لبنان تبدیل شد.
ویژگیهای فردی، اخلاق جمعی و اقدامات سنجیده ملی مهمترین ویژگیهای رهبر ملی در هر کشوری است. شهید نصرالله در مدت رهبری نیروهای حزبالله توانسته بود در مرحله نخست با هدایت و تثبیت جایگاه حزبالله به میزان مشروعیت داخلی خود بیفزاید. در ادامه با حمایت از مسلمین جهان و بهره بردن از توانمندیهای خود برای دفاع از ارزشهای اسلامی جایگاه والایی در جهان اسلام پیدا کنند، به گونهای که بعد از انتشار خبر شهادت سید مقاومت، لرزهای به درون محور مقاومت و مسلمین آگاه به زمان رخ داد.
این گونه جایگاه والا میان مردم مسلمان، خاطرات شهادت شهید قاسم سلیمانی را نیز برای جهان اسلام باری دیگر زنده میکند. بنابراین تکرار تاریخ بار دیگر نشان از زنده بودن عنصر مقاومت داد و تأکید کرد، نه تنها آرمان مقاومت در برابر دشمن هرگز از بین نمیرود بلکه روزبهروز به ارزش حفظ ایده مقاومت و تنومند کردن آن افزوده میشود.