گزارش «نیوزویک»؛

دومینوی سقوط اروپا

ناآرامی‌های خیابانی در اروپا دامنه‌ای فراتر از یک کشور دارند و به نظر می‌آید دومینوهای اروپا یکی پس از دیگری در حال سقوط‌اند.
تاریخ انتشار: يکشنبه ۰۳ آبان ۱۴۰۵ - 25 October 2026

دومینوی سقوط اروپا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ رمان «آنا کارنینا» تولستوی با این جمله آغاز می شود، «همه خانواده‌های خوشبخت شبیه هم‌اند. هر خانواده ای که خوشبخت نیست، به خاطر شیوه زندگی خودشان هست». حال این پرسش مطرح می‌شود، آیا جمله عنوان شده می‌تواند توصیف‌ وضعیت کشورها نیز باشد؟ در روزها و هفته‌های اخیر، ناامیدی و شوربختی در اروپا به شکلی برجسته آشکار شده است.

تحلیل ها نشان می دهد فشارهای اجتماعی نهفته به فرانسه محدود نیست. یونان که تاکنون ناآرامی به همان اندازه نداشته، در رتبه‌بندی ۳۲ کشور اروپایی با فرانسه برابر است

فرانسه؛ نماد ناآرامی

فرانسه با شورش‌هایی چنان شدید روبه‌رو و ناچار به اعمال منع تردد در برخی مناطق شده است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در تلاش برای برقراری نوعی نظم و این «شکست اقتدار» از نگاه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پنهان نمانده است.

این ناآرامی نوعی شوربختی خاص در فرانسه مدل ۲۰۲۶ است. اعتراضات خیابانی پس از آن آغاز شد که پلیس کنترل اعتراضات را از دست داد؛ اعتراضاتی که ابتدا بر سر کمبود معلم بود، اما به مطالبات پیچیده‌تری درباره هزینه زندگی و قطب‌بندی سیاسی و نیز جرایمی مانند غارتگری مغازه ها تبدیل شد. این اعتراضات به نقطه‌ای کانونی در بحث‌های مربوط به جامعه فرانسه، ازجمله درباره تأثیر مهاجرت افراط گرایان بر انسجام اجتماعی بدل شده است.

فرانسه به‌هیچ‌وجه تنها نیست. در ایتالیا و بلژیک معترضان با پلیس درگیر شده‌؛ در اسپانیا و پرتغال جمعیت‌هایی برای مطالبه مسکن مقرون‌به‌صرفه اعتراض کرده‌اند و در آلبانی جنبشی ضدفساد خواستار استعفای ادی راما، نخست‌وزیر این کشور است. این فهرست نشان می‌دهد ناآرامی‌ها دامنه‌ای فراتر از یک کشور دارند و به نظر می‌آید «دومینوهای اروپا» یکی پس از دیگری در حال سقوط‌اند.

تحلیل ها نشان می دهد فشارهای اجتماعی نهفته به فرانسه محدود نیست. یونان که تاکنون ناآرامی به همان اندازه نداشته، در رتبه‌بندی ۳۲ کشور اروپایی با فرانسه برابر است. شگفت‌آور اینکه آمریکا اگر در مقایسه گنجانده می‌شد، رتبه سوم می‌گرفت؛ نشانه‌ای از اینکه نارضایتی اجتماعی تنها به گرانی قیمت‌ها مرتبط نیست. شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ازجمله بیکاری جوانان وجود دارد. نسبت جوانانی که کار نمی‌کنند و آموزش یا کارآموزی نمی‌بینند، شاخص رضایت از زندگی، تورم، نابرابری، کارآمدی دولت و نیز قطب‌بندی سیاسی، بی‌اعتمادی عمومی و توان سازمان‌دهی اعتراضات از عوامل افزایش دهنده خشم اجتماعی در اروپا هستند.

بر این اساس، فرانسه و یونان هر یک ۷۱٫۳ از ۱۰۰ امتیاز گرفتند؛ آلبانی ۶۶٫۴، اسپانیا ۶۵٫۸ و انگلستان ۶۵٫۱ در پی آن هستند. با وجود این، تجربه‌های نارضایتی یکسان نیست: آلمان رتبه بالایی ندارد، اما از تظاهرات مصون نمانده است.

دو روایت متضاد

اعتراضات فرانسه تفاسیر متفاوتی در رسانه‌های آمریکایی برانگیخته است. تریبون‌های ترقی‌خواه ناآرامی را نتیجه نابرابری اقتصادی، افت خدمات عمومی و نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی می‌دانند؛ فاکس نیوز آن را نشانه بحرانی عمیق‌تر از نارضایتی از مدارس می‌بیند و « The New Republic » تلاش ترامپ برای پیوند دادن اعتراضات با مهاجرت انبوه و مسلمانان را نقد کرده است و انحراف افکار از مطالبات واقعی جنبش می‌داند.

در مقابل، رسانه‌های محافظه‌کار تفسیری معکوس ارائه می‌دهند: سیاست‌های چپ رادیکال و ضعف دولت مسئول ناآرامی‌هاست و آن را به خطرات مهاجرت انبوه و شکست ادغام اجتماعی پیوند می‌زنند. مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا شورش‌ها را هشداری ترسناک برای آمریکایی‌ها از پیامدهای سیاست‌های چپ خواند. مفسران محافظه‌کار رسانه‌های اصلی را به بزک کردن اعتراضات دانشجویی و نادیده گرفتن نقش گروه‌های افراطی متهم کردند و « National Review» نوشت، خشونت هفته‌های اخیر افزایش یافته است و فعالان رادیکال اعتراضات را به سمت موضوعاتی فراتر از مطالبات آموزشی سوق داده‌اند.

عوامل کاملاً فرانسوی

در اسپانیا، فشارهای اقتصادی به صحنه سیاسی سرریز کرده: سال گذشته حدود یک‌چهارم جوانان در نیروی کار بیکار بودند و اسپانیا در این شاخص رتبه دوم دارد

فرانسه در جمع اعتراضات خیابانی اروپا رتبه بالایی دارد: بیکاری جوانان ۱۸٫۹درصد، نسبت ۱۵ تا ۲۴ ساله‌های گروه NEET  (شامل افراد بیکار بدون شغل و متقاضی کار و همچنین افراد خارج از نیروی کار بدون شغل و متقاضی کار) برابر ۱۲٫۶درصد، و ۵۵درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی «خطر‌های جهانی» گفتند دولتشان هیچ اهمیتی به آن‌ها نمی‌دهد. فرانسه در شاخص‌های ثبات سیاسی و رضایت از زندگی زیر ۲۵ سال نیز رتبه پایینی دارد.

موج اخیر با مطالبه معلمان بیشتر آغاز شد، اما به‌سرعت شمار بیشتری را که نگران هزینه‌های خانواده و افت کیفیت خدمات عمومی‌اند جذب کرد. مکرون گفت، «کشور احساس خشم و شرم می‌کند»، خشونت را به «عناصر شورشی گروه‌های چپ افراطی که شمار زیادی مجرم به آن‌ها پیوسته‌اند» نسبت داد و اعلام کرد استانداران و شهرداران اختیار ممنوعیت تجمع خواهند داشت و پذیرفت صدها هزار نفر در اعتراض به بی عدالتی ها به خیابان‌ها آمده اند.

استاد دانشگاه ماساچوست گفت، اعتراضات اساساً مربوط به وضعیت آموزش، نابرابری طبقاتی، نژادپرستی و خشونت پلیس است و تفسیر آن با عوامل مذهبی دیگر توجه را از مطالبات واقعی معترضان منحرف می‌کند. در مقابل، یک انسان‌شناس مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه گفت، اعتراضات بازتاب «اتحادی افراط‌گرا-چپ‌گرا» است، مطالباتش روشن نیست و رفتارهای تحریک‌آمیز داشته است.

یونان، اسپانیا، ایتالیا، بلژیک، پرتغال، آلبانی

یونان هنوز ناآرامی به اندازه فرانسه نداشته، اما نشانه‌های هشدار روشن‌تر است: بیکاری جوانان ۲۱٫۴درصد و زیر ۲۵ ساله‌ها پایین‌ترین رضایت از زندگی میان ۳۲ کشور دارند؛ هفت از ۱۰ نفر گفتند دولتشان اهمیت نمی‌دهد. معلمان یونان اعتراضات خود را در آتن و شهرهای دیگر ادامه می‌دهند و اتحادیه‌شان می‌گوید هزاران پست آموزشی خالی است.

در اسپانیا، فشارهای اقتصادی به صحنه سیاسی سرریز کرده: سال گذشته حدود یک‌چهارم جوانان در نیروی کار بیکار بودند و اسپانیا در این شاخص رتبه دوم دارد. در مادرید، تحصن بحران مسکن را به صدر آورده؛ پرونده مستأجران و سالمندان که با افزایش شدید اجاره روبه‌رو شده  اند و سپس مرگ و میر به نماد رنج جویندگان مسکن ارزان تبدیل شد. معلمان اسپانیایی برای بهبود دستمزد و کاهش شمار دانش‌آموزان هر کلاس اعتصاب می‌کنند و انتخابات زودهنگام ۲۹ نوامبر انجام می شود.

در ایتالیا با بیکاری جوانان ۲۰٫۵درصد، منابع نارضایتی متعدد است: دستمزد، مدارس، قیمت انرژی و افت خدمات عمومی؛ درگیری‌های اخیر میلان به بازداشت ۲۷۱ نفر انجامید و دولت نیروی بیشتری به شهر فرستاد.

بلژیک نیز در حاشیه اعتراضات دانشجویی درگیری به خود دید و در پرتغال با بیکاری جوانان بیش از ۲۰درصد، راهپیمایی‌های اتحادیه‌ای و تحصن‌هایی علیه بحران مسکن برگزار شد.

آلبانی رتبه سوم دارد: بالاترین بیکاری جوانان (۲۵٫۶درصد) و بالاترین نسبت افراد بیکار بدون شغل و متقاضی کار و همچنین افراد خارج از نیروی کار بدون شغل و متقاضی کار ۲۱درصد.

آمریکا، انگلستان، رومانی، آلمان

آمریکایی‌ها شاید دلایل کمتری برای خشم داشته باشند: بیکاری جوانان ۹٫۳درصد بسیار کمتر از فرانسه، یونان و اسپانیاست. اما آمریکا نابرابری درآمدی بالا، نتیجه ضعیف‌تر در ثبات سیاسی و افت بیشتر رضایت از زندگی زیر ۲۵ سال از اواخر دهه نخست قرن دارد و ۵۸درصد گفتند دولتشان اهمیت نمی‌دهد.

اگر آمریکا در رتبه‌بندی اروپایی گنجانده می‌شد سوم می‌شد و خود شاهد موج‌های اعتراضی از جمله تظاهرات «No king» و اعتراض به بی عدالتی های داخلی و قطب‌بندی شدید سیاسی است. انگلستان رتبه پنجم دارد با نسبت افراد بیکار بدون شغل و متقاضی کار و همچنین افراد خارج از نیروی کار بدون شغل و متقاضی کار ۱۴٫۳درصد؛ رومانی ششم است و ۸۰درصد گفتند دولت اهمیت نمی‌دهد.

آلمان رتبه ۲۲ دارد و از بیکاری پایین جوانان (۶٫۹درصد) سود می‌برد، اما اعتراضاتی دارد که امکان دارد به عواملی دیگر مانند حافظه تاریخی و نگرانی درباره بنیان‌های قرارداد اجتماعی مرتبط باشد. این مقایسه محدودیت تحلیل مبتنی بر شاخص را نشان می‌دهد: امکان دارد وضع مردم یک کشور بهتر از همتایانشان باشد و باز هم احساس کنند زندگی‌شان بدتر می‌شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار