چرا روحانی وزرایش را به دو دسته تقسیم کرد؟
زیرکی رئیس جمهور نکته ای نیست که از دید تیزبین افکارعمومی خصوصا پس از انتخابات 96 دورمانده باشد. سخنگوی دولت از در نشست خبری خود ترجیح داد از بدیهیات سخن بگوید، به جای اینکه به واکاوی این مهم بپردازد که روحانی چرا و به چه دلیل می بایست پشت تریبون رسمی وزرای خود را به نقد بکشد. آیا دیدار همه هفته در پاستور زمان مناسبی برای باز کردن سفره دل روحانی نزد اعضای هیئت دولت نیست؟
اینکه اساسا هدف روحانی از نقد کابینه ای که ازسوی شخص او انتخاب شده و قانون اجازه دخل و تصرف و تغییر را به او داده چیست؟ رئیس جمهور به دست خود دست به شکاف در بدنه دولت می زند و وزرای خود را به دو دسته امیدوار و ناامید تقسیم بندی می کند: « همیشه در ذهنم، وزرای دولت را به دو دسته تقسیم میکنم. البته هر دو پرتلاش هستندعدهای از وزرا، از اوّل سال، نوایشان نوای ناامیدی است؛ میگویند امسال بودجه کم است، مجلس کم تصویب کرده است، نفت ارزان است، مالیات چه شد؟ اول دولت، وسط دولت، آخر دولت، سخن اینها سخنان ناامیدی است. برخی هم راجع به باران میگویند امسال وضع باران کم است، خشکسالی است و واردات باید بیشتر باشد و سخنانی از این قبیل.»
تقسیم بندی نوع نگاه و برخورد مدیر و یا رئیس در
هر مجموعه ای به خودی خود در گام اول زمینه ساز اختلاف است. حال این را اگر در
مقیاس رئیس جمهور یک کشور ارزیابی کنیم خود بیانگر عمق معضلاتی ست که دولت با آن
دست و پنجه نرم می کند که همین عاملی برای اتخاذ چنین اشتباه استراتژیک از سوی
روحانی می شود.
روحانی در حالی از یاس و ناامیدی وزرایش سخن می گوید که خود ادبیات
و واژه های به کار گرفته شده از سوی او برای شرح این ماجرا، بیانگر این است که شخص
رئیس جمهور نیز به بهبود شرایط چندان امیدوار نیست. رئیس جمهور حاضر شده برای
سرگرم ساختن رسانه ها برای لختی و انحراف نوک پیکان نقدهای تند و تیزی که از سوی
چهره ها و جریان های سیاسی مختلفی که او را نشانه گرفته، خود دست به ایجاد شکاف
بین راس و بدنه دولت بزند. این یعنی نوعی جاخالی دادن و برخورد پیکان انتقادات به
دسته ی وزرای ناامید و نشان دهنده فشار سنگینی ست که از سوی افکارعمومی بر شخص روحانی وارد شده است.رئیسجمهور حاضر شده برای انحراف نوک پیکان نقدهای تندوتیز افکارعمومی و جریانهای سیاسی مختلف که او را نشانه گرفته، دست به ایجاد شکاف در بدنه اجرایی دولت بزند. جاخالی دادن و برخورد پیکان انتقادات به دستهی وزرای ناامید، نشاندهنده فشار سنگین مطالباتیست که بر روحانی تحمیل شده است.
حال اینکه چرا نوع عملکرد دولت با دستیابی به آن
در باغ سبزی که پیش از انتخابات به افکارعمومی نشان داده شده بود مطابقت ندارد به
عوامل مختلفی بازمی گردد. اما شاید مهم ترین عاملی که سبب شده رئیس جمهور که عملا
می بایست حامی وزرایش باشد را در قامت یک منتقد به عرصه نقد وارد کرده به آش شوری
برمی گردد که برآیند اندیشه سیاسی روحانی و مشاورینش است.
چشم دوختن به خارج از مرزها و کسب توفیق از مسیر
دلباختن به برجام برای مدت ها اقتصاد و دیگر حوزه های کشور را معطل نگه داشت. پس
از انکه برجام آورده ای برای کشور نداشت، عملا دولت خود را در مقایل وعده های داده شده دید و اقدامات خود را از
سر استیصال و انفعال عملیاتی کرد.
حال اگر بنا باشد انتظار جامعه برای رفع مشکلات و تحقق مطالبات به سرآید، روحانی می بایست به جای انداختن توپ در زمین جریان رقیب، رسانه ها و امروز وزرایش، در فکر اصلاح نوع سیاست ورزی و اندیشه سیاسی دولت خویش باشد و در این مسیر باید طرحی دگر از مشاوران خود دراندازد.