حمله یمن به عربستان قیمت بنزین در آمریکا را بالا می‌برد اتفاقی عجیب در متروی تهران/ حرکت قطار مترو با درب باز+ فیلم رئیس جمهور وارد آنکارا شد شنیده شدن صدای انفجار در شرق خان‌یونس بعد از مزدک میرزایی سرهنگ علیفر هم از ایران مهاجرت می کند + جزئیات تساوی استقلال در مسجدسلیمان پیش از دربی حساس + خلاصه بازی روحانی به ترکیه سفر کرد انفجار سنگین در ریف حلب اینستاگرام صفحه دختر سردار سلیمانی را بست + تصویر شکست بلند قامتان ایران مقابل استرالیا/ ایران به عنوان تیم دوم راهی مرحله بعد شد قانونگذار ارشد آمریکایی: رئیس‌جمهور نباید از توافقی که ایران به آن پایبند بود خارج می‌شد مقابله الحشد الشعبی با یک پهپاد ناشناس در مرکز عراق حمله یمنی‌ها به قلب صنعت نفت عربستان قیمت نفت را 100 دلار می کند فرمان عفو عمومی بشار اسد انصارالله: تمام پهپادها را در یمن میسازیم توافق قلعه نویی با استقلال ابراز نگرانی ظریف از وضعیت مردم کشمیر در دیدار قائم مقام وزیر خارجه هند سوشا مکانی بازهم به استقلال رسید + عکس مسی به تمرینات گروهی بارسلونا برگشت چرا نرگس محمدی در ستایش ۳ جوان شد؟ موضوع فرار مالیاتی دردستور کار ستاد تبلیغات اقتصادی احتمال پیشنهاد کمک پزشکی ژاپن به ایران در دیدار آبه-روحانی ترس هند از واگذاری بندر چابهار به چین صدام و نتانیاهو پدر منافقین بودند نه آیت‌الله طالقانی حملات پهپادی یمن به تأسیسات نفتی آرامکو عربستان؛ پیام‌ها و پیامدها کامرون جانسون را دروغگو و نژادپرست خواند واکنش آیت‌الله ممدوحی به برخی فشارها به قوه قضائیه چهارگانه تناقض های دولتی ها در مبارزه با فساد حمایت مردم اروپا از تلاش برای حفظ برجام ریشه جنجال «دخترآبی» کجاست؟ استراماچونی به استقلالی ها هشدار داد سکه وارد کانال ۳ میلیون تومان شد از اشرف غنی تا پسر احمدشاه مسعود در تکاپوی انتخابات افغانستان + تصاویر توقف شماره‌گذاری پراید از سال آینده قطعی شد؟ لژیونر ایرانی که سکو نشین شد نقد اعضای دفتر رهبری امکان‌پذیراست؟ واکنش ظریف به ادعای واهی پمپئو مهران مدیری رکورد شکنی کرد صحنه شوکه کننده؛ ۳ جسد در کنار خودروی لاکچری+ عکس بهشت میکروب‌ها در بدن کدام قسمت است؟ واکنش جناب سرهنگ به محرومیتش دعوا بر سر واردات برنج بالا گرفت+ سند ورود پلیس اینترپل به پرونده شهردار متواری توضیح وزیر علوم در خصوص وضعیت دانشمند بازداشتی ایرانی در آمریکا کدام استان ها کمترین و بیشترین چک برگشتی را دارند؟ کدام فیلم‌ها برای سی و هشتمین جشنواره فجر آماده می‌شوند؟ ترکیب احتمالی پرسپولیس مقابل صنعت نفت آبادان رابطه خوب لژیونر ایرانی با پسر زیدان نرخ طلا و سکه در 24 شهریور 98 چه موادی را نباید زائران اربعین همراه خود داشته باشند؟ اشتباه علیفر کار دستش داد دولت جسارت لازم برای کاهش دست واسطه‌ها و دلالان از بازار خودرو را ندارد حکم تمام وقت برای ۱۰۰هزار معلم تا اول مهر رونمایی از تغییر جدید دولت در طرح ملی مسکن شرایط رانندگان اسنپ و تپسی سخت شد اخطار جدی شهرداری به مالکان پروژه‌های ساختمان‌سازی قیمت خودرو‌های پرفروش در ۲۴ شهریور ۹۸ فدراسیون فوتبال: حضور زنان در دیدار ایران و کامبوج گزینشی نخواهد بود «خودموفق‌پنداریسمِ» افراطی مدیران باید حقوق و مزایای خود را اعلام کنند مسابقات مستر المپیا؛ هادی چوپان بدنساز ایرانی کولاک کرد+ فیلم متولدین ماه‌های مختلف چه زمانی عاشق می‌شوند؟ ماجرای اعتراض روحانی به رئیسی در نشست سران قوا چه بود؟ سازمان هواشناسی هشدار داد وزیر جدید آموزش و پرورش به دردسر اُفتاد ماجرای فیلم زن باردار در بیمارستان آبادان چه بود؟ نماینده مجلس: گام سوم ایران برای آمریکا شوک‌آور است پلیس فتا به کدام پرونده‌ها ورود می‌کند؟ سردار حاجی‌زاده: پهپاد آمریکایی را یک نیروی آتش به اختیار ساقط کرد روایتی از اتمام حجت آیت‌الله رئیسی درباره برخورد با مفاسد اقتصادی فیلم/ برخورد عجیب آقای معلم با دختران آرایش کرده دبیرستانی طرح ممنوعیت تردد خودرو‌های پلاک شهرستانی در تهران کلید می‌خورد زلزله‌ای به بزرگی 4.4 ریشتر آذربایجان‌ غربی را لرزاند دانلود «رستاخیز» جرم و حرام است کاهش رتبه آزادی اقتصادی ایران و چند نکته جهانگیری: یکی از مهمترین اهداف دولت ایجاد رضایتمندی در جامعه است بلایی که استفاده مداوم از تلفن همراه بر سرتان می‌آورد! سوتی سمانه پاکدل در صفحه اینستاگرامش ماجرای لکه‌های نفتی در خلیج فارس چیست ؟ + تصاویر برنامه جدید «نادر طالب‌زاده» روی آنتن شبکه افق می‌رود ضبط اموال ایران توسط کانادا مصداق تروریسم اقتصادی دولتی است چرا سیاست فشار و محاصره ایران شکست خورده است؟ ساعت پخش و تکرار سریال ستایش ۳ احکام شرعی کاشت ناخن کدام بازیگر زن به دیدن سردار آزمون رفت؟ فیلم/ خاطره بازی با صدای فردوسی‌پور و اینکه چطوری پروین سلطان شد رازآلودترین فیلم های جهان + تصاویر اهداف سیاسی با بهانه های «عدالتخواهی» و «مردم‎گرایی» واکنش دختر سردار سلیمانی به بازیگر هتاک و ماجرای دختر آبی+ عکس یوسف تیموری از ایران رفت+عکس لباس خز جنیفر لوپز جنجالی شد واکنش صبا کمالی به حواشی جنجالی؛ بازداشت نشدم!+فیلم حضور چهره های مشهور در مراسم ویژه روز ملی سینما /تصاویر مردم با شفافیت آرای نمایندگان متوجه عملکرد وکلای ملت در پارلمان خواهند شد مداحی محمود کریمی در بیت‌رهبری/ دست سردار حسین، شرّ اسرائیل را از این جهان کم می‌کند آیا عراق جبهه جدید درگیری اسرائیل با ایران است؟ اقدام خودخواهانه داماد در شب عروسی + فیلم واکنش نعمت‌زاده به بازداشت دخترش+ فیلم فیلم/ ویدئویی از نوحه سرایی محمد اصفهانی؛ یار می‌گوید حسین، دلدار می‌گوید ... فیلم/ لحظه درگذشت مشهدی عباس علیکاهی در روز عاشورا که به اربابش پیوست اینفوگرافی/ نام چند میلیون ایرانی «حسین» و «زینب» است؟ روضه‌خوانی امام خامنه‌ای در مصیبت حضرت ام‌البنین(س) + فیلم عزاداری شب تاسوعای حسینی (ع) در حسینیه امام خمینی(ره)+ تصاویر بایسته های رسیدن به هرگونه توافق با طالبان برای آمریکا دومین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی (ره)؟+تصاویر هدایت یازده سپتامبر دیگری از ادلب! (تصاویر) برباد رفته؛ لباسی که ایوانکا ترامپ را به دردسر انداخت! صوت مداحی محمود کریمی در شب چهارم محرم 1441 بررسی صنعت انیمیشن در منهای نفت/ ژاپن چگونه صنعت انیمیشن جهان را قبضه کرد؟ + فیلم منهای نفت: درآمد 16 هزار بشکه نفت تنها در یک سوله پرورش ماهی بررسی صنعت پرورش ماهی در مستند منهای نفت + تیزر بررسی صنعت لبنیات در مستند منهای نفت/ اشتغال یک میلیون نفری شیر و لبنیات منهای نفت: درآمد یک میلیارد دلاری پسته ایران/ هیچ کشوری توان تولید پسته مرغوب ایران را ندارد همه ابعاد تحریم؛ فرصت‌ها و تهدیدها تحریم‌ها به مبادلات ما با شرکت‌های کوچک اروپایی آسیبی نمی‌زند/ نرخ کنونی دلار بالاتر از نرخ واقعی آن است
تاریخ انتشار: ۱۹:۵۲ - ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ - 2019 September 09
کد خبر: ۲۱۸۶۱

حلواپزهای تاسوعا، امسال هم خودشان را به «گلوبندک» رساندند

خیابان ابوسعید، چهارراه گلوبندک حوالی خیابان 15 خرداد مثل همیشه نیست. بوی آرد که تفت و در روغن غلت می‌خورد فضا را پرکرده. بوی هل و گلاب عطر خوشی به آن داده. اینجا سنت حلواپزان تاسوعای حسینی(ع) است؛ حاجت‌روایان حلوا می‌پزند، حاجتمندان می‌برند.
 

به گزارش راهبرد معاصر؛  روایت اندر روایت است و کسی دقیق نمی‌داند اولین بار چه شد که کوچه شهید «امیر چترچی» تبدیل به کوچه «حلواپزان» تهران شد. خیلی‌ها اما می‌گویند مادری که همه درها به رویش بسته‌شده بود و پزشکان فرزندش را جواب کرده بودند، دست امید از همه‌جا بریده، نذر می‌کند اگر فرزندش سلامتی خودش را به دست بیاورد، تاسوعا حلوا بپزد. کم‌کم بقیه هم حاجت‌روا می‌شوند و خانه‌اش می‌شود، محفل پخت حلوا تا اینکه یک روز خانه آتش می‌گیرد. بعد حلواپزان به خیابان کشیده می‌شود. پیرها و قدیمی‌های محله اما روایتی قدیمی‌تر از این دارند. از سیدی می‌گویند که مردی ساده بوده و اوضاع مالی‌اش معمولی. خانه کوچکی داشته که هنوز در همان کوچه هست. خانه‌ای که پله می‌خورده و پایین می‌رفته و به حیاط می‌رسیده. سید، خودش حلوا می‌پخته و بسته‌بندی می‌کرده و ظهر تاسوعا با روضه‌ای جمع‌وجور توی همان خانه بین مردم و حاجتمندان توزیع می‌کرده. از کسی کمک مالی و نذورات دریافت نمی‌کرده و به کسی هم تجویز نکرده که حلوا بپزند، مردم خودشان به نیت حلوا برده‌اند و حالا آن حلواپزان به امروز رسیده است.

تنها نیستیم؛ قوت قلب داریم

زن و شوهر جوان، ابتدای خیابان ابوسعید نشسته‌اند. ساعت 10 صبح است. بوی آرد خام در حال تفت خوردن، فضا را پرکرده. این اولین پاتوق حلواپزان این خیابان است. سال قبل برای اولین بار پا به این خیابان گذاشته‌اند. حلوا خورده‌اند و کسی پیشنهاد داده برای نیتی که دارند نذر کنند و اگر ادا شد، خودشان سال بعد به این محفل خیابانی نذری‌پزان بپیوندند. «فرزانه کیانی» می‌گوید: «برای خرید خانه خیلی مشکل داشتیم. تلاشمان را کردیم، متوسل هم شدیم. شکر خدا به عنایت سقای دشت کربلا حاجت‌روا شدیم. امسال آمده‌ایم برای ادای نذر.» همسرش تمام مدتی که کیانی با ما مشغول صحبت است، حواسش به آرد هست تا نسوزد البته چند خانم هم نیت می‌کنند و هم می‌زنند. فرزانه خانم می‌گوید: «حال و هوای جالبی است. من تابه‌حال بیرون از خانه آن‌هم در پیاده‌رو آشپزی نکرده بودم. راستش این نذرها بهانه قشنگی است تا به خدا و اهل‌بیت(ع) بیشتر متوسل شویم. این توسل احساس قدرت به آدم می‌دهد، حس اینکه تنها نیستیم و بزرگوارانی همچون معصومان، یار و یاور ما هستند.» زن جوانی به شانه دختر نوجوانی که همراهش است می‌زند و می‌گوید: «ضحا جان، دیدی خانم چی گفت؟! هر سنت و نذری که ما را از اصل عزاداری، توکل به خدا و اهل‌بیت(ع) دور کند، خرافه است و فقط راه ما را دور می‌کند.»

 

طلب نداریم؛ خواهش داریم...

بعضی‌ها سحرخیزی را به سنت حلواپزان‌هم آورده‌اند. چند خانواده نذرشان را با سلام‌وصلوات در خنکای صبح پخته، بسته‌بندی و توزیع کرده‌اند. حالا هم پیک‌نیک، ماهیتابه، روغن و بساط طبخ حلوا را جمع می‌کنند و در صندوق‌عقب ماشین می‌گذارند. آقای رسولی یکی از این‌هاست و می‌گوید: «ساعت 6 صبح اینجا بودیم. خانه‌مان نزدیک نیست. صبح زود آمدم تا بتوانیم با خودرو وسایل طبخ حلوا را بیاوریم. حالا خیابان شلوغ شده است. اهل خانه با مترو برمی‌گردند و من عصر خودرو را می‌برم تا با تردد اضافه در این ساعت‌های شلوغ مزاحم دسته‌های عزاداری و عزاداران نباشم. این ایام خدای‌ناکرده فقط وقتی بیمار داشته باشیم از خودرو استفاده می‌کنم.» درست می‌گوید هرچه به ساعات ظهر و عصر تاسوعا نزدیک‌تر می‌شویم، جمعیتی که برای تماشای عزاداری بازار و شرکت در سنت حلواپزان راهی این محدوده می‌شوند، بیشتر می‌شود.

 

هرچه به سمت چهارراه گلوبندک پیاده‌روی می‌کنیم، فشار جمعیت بیشتر می‌شود. به‌مرور جای سوزن انداختن نیست. زن جوانی به خانم‌هایی که یک‌گوشه مشتاقانه ایستاده‌اند برای هم زدن حلوا، مدام تذکر می‌دهد تا حواسشان باشد، فشار نیاورند تا اتفاق بدی برای کسی که پای گاز پیک‌نیک و دیگ حلوا نشسته، نیفتد. حق دارد وقت حساسی است؛ موقع اضافه کردن شهد به آرد و روغن داغ. مادرها دست بچه‌های کنجکاوشان را که از دیدن حلواپزان در خیابان متعجب مانده‌اند را محکم می‌گیرند تا جلو نروند. «رؤیا ابراهیمی» 3 سال است که در این مراسم مردمی شرکت می‌کند. حالا همراه مادرش برای ادای نذر آمده‌اند: «من برای تماشای این مراسم می‌آمدم تا اینکه سال قبل یکی از اعضای خانواده ما بیمار شد. برای سلامتی‌اش نذر کردم و چون حلواهای مادرم معروف است، قرار شد اگر حاجت‌روا شدیم امسال ادای خدمت کنیم اگرنه هم که حتماً صلاح نبوده و تسلیم حکمت خدا هستیم. خدایی نکرده از خدا و اهل‌بیت(ع) که طلب نداریم؛ خواهش و تمناست و هرچه صلاح بدانند. دیشب در خانه کلی حلوا پختیم و بسته‌بندی کردیم تا کسی دست‌خالی نرود. این قابلمه هم برای ادای همان نذر است.»

 

نذری‌پزان را طبقاتی نکنیم

صحنه جالبی است. بعضی‌ها که نذر حلوا برایشان سخت است و البته بیشتر آقایان جوان. نذرهایی مثل توزیع دستمال‌کاغذی، کیسه نایلونی، لیوان و ظرف‌های کوچک یک‌بارمصرف برای توزیع حلوای حلواپزان کرده‌اند و ادا می‌کنند. چه رنگین‌کمانی است در دست مردم. ظرف‌هایی که یا از خانه آورده‌اند یا همان‌جا گرفته‌اند. حلواهایی بارنگ‌های مختلف توی آن ریخته‌اند. از زعفرانی کم‌رنگ، حلوا سفید، حلوا کاچی کرمی رنگ، حلوای شکلاتی و حلوای سرخ شیره انگور و... از یکی از جمع‌های کوچک، بوی زنجبیل می‌آید. مردم معتقدند برای حاجت روایی باید از هفت نفر حلوا بگیری و نیت کنی اگر برآورده شد، سال بعد وقت ادا کردن نذر است.

 

صاحب نذری‌پزان حلوای زنجیبلی و زیره می‌گوید: «اهل کرمانم و این حلوا در کرمان طرفدار دارد.» آن‌یکی حلوا کاسه شیرازی پخته و کار آن دیگری حلوای ساده بی شهد. می‌گوید: «شکر را به آرد و روغن داغ اضافه می‌کنید و می‌شود حلوا «شکرکی». توی خانه ما که همه عاشق طعمش هستند. خرج زیادی هم ندارد. عمداً این حلوا را نذر کردم تا کسی که نمی‌تواند حلوای زعفران و پر ادویه بپزد، از نذر کردن منصرف نشود. من حاجت نداشتم. امسال آمدم تا به این مراسم رونق بدهم.»

 

نوبتِ گرفتن عکس می‌شود و موافق نیست: «آرد الک کردم و تمام سروصورتم آردی است.» اسمش را می‌پرسم می‌گوید: «نازنین محمد پور هستم. لطفاً بنویسید مردم هرچه نذرها را ساده و اصیل‌تر برگزار کنند ماندگارتر می‌شود. آن‌کسی هم که ندارد، وسعش می‌رسد و کم انجام می‌دهد. زرق‌وبرق‌ها که زیاد می‌شود، یک عده در این وضع اقتصادی خجالت می‌کشند نذری که در توان دارند و خیلی ساده اما باصفاست را ادا کنند.»

 

شُکر برای این لرزش‌های دست

دست‌هایش می‌لرزد. ریشه پارچه‌های سبز نازکی از گوشه جیب پیراهن مشکی ساده‌اش بیرون زده. لرزش دست‌هایش آن‌قدر قوی است که هرلحظه می‌ترسی کیسه حلوایی که به تبرک گرفته از دستانش بیفتد اما خوب بلد است ترس را به توسل تبدیل کند: «دخترم، فدای سر اهل‌بیت(ع). لرزش دست من مهم نیست. خدا کند چشممان نلغزد. خدا کند دلمان برای غیر خدا نلرزد. پایمان نلرزد و بیراهه نرویم. خدا را شکر می‌کنم یک‌عمر برای یک‌لقمه‌نان حلال تلاش کردم و سختی کشیدیم و این لرزش مال همان دوندگی‌هاست. شکر خدا دستم توی جیب خودم بود و دامن خدا نه جلوی مردم دراز.» صفایش عطر حلوا را از یادمان برده است. چقدر خوب حرف‌ها را تفت می‌دهد و شیرین می‌کند. حلوای قند است جملاتش. پیر و قدیمی محله سنگلج است و متولد سال 1321. درباره اولین حلواپزان می‌گوید: «بعضی می‌گویند که 20 سال قبل، مادری شفای بچه‌اش را گرفت و نذرش را ادا کرد. نمی‌دانم چنین چیزی بوده یا نه! ردش هم نمی‌کنم چون خبر ندارم اما فقط همین را به شما بگویم که اولین بار سال 1342 حلوا خوردم در این خیابان. آن موقع توی خانه‌ها بود نه خیابان. الآن حدود 10، 15 سال است که در خیابان می‌پزند.»

 

«کاظم ابراهیمی» تابه‌حال نذر حلوا نکرده است و می‌گوید: «خیلی حلوا دوست دارم. این روزها سفارش شده غذای ساده و کم بخوریم. تشنگی را حس کنیم. خیلی مشغول ظاهرمان نباشیم. عزا و عمق مصیبت را دریابیم. هدف این مکتب و شهادت را. این حلوا ناهار ساده من است با فاتحه برای سقای کربلا و یاران امام حسین(ع) و خود حضرت می‌خورم.»

 

چرا باید تعجب کنیم؟!

چندتکه پارچه مشکی ساده را به هم دوخته و کلاه‌سیاه روی سرش گذاشته است. دست‌های پینه‌بسته و خسته، چروک عمیق چهره و قد خمیدهٔ «سید محمد موسوی» یعنی روزگار با او سخت تاکرده است. یعنی کار سخت در دوره جوانی و حالا در کهن‌سالی هم غیرت کم خوردن اما حلال خوردن و دست نیاز جلوی کسی دراز نکردن بساط جمع‌وجور محرمی‌اش را گوشه خیابان پهن کرده است. سربند نام اهل‌بیت(ع)، پرچم‌های کوچک و چند زنجیر سبک مخصوص بچه‌ها. یحتمل کلاه دست‌دوز ساده هم کار خودش باشد تا در عزای جدش سیاه‌پوش باشد. می‌پرسم: سید حلوا گرفتی، خوردی؟ تابه‌حال نیت نکردی و حاجت بگیری؟ می‌گوید: «من نمی‌روم سراغ حلوا. مردم محبت دارند و برایم می‌آورند. هوایم را دارند و خرید هم می‌کنند.»

 

روبه روی موسوی چند خانم جوان مشغول پاک کردن ریحان هستند. نذری خودشان نیست. یکی از مساجد اطراف بانی لقمه پنیر و ریحان است.  آن ها هم به نیت سهیم شدن در این خیر، گوشه پیاده رو نشسته اند و سبزی پاک می کنند. مردهای جوان خادم مسجد هم به جمع اضافه می شوند.

 

پیرمرد دستفروش لهجه دارد و فهمیدن برخی کلماتش ساده نیست. اگر درست متوجه شده باشم می‌گوید که مدتی است به این شهر آمده و از همان اول همین‌جا بساط می‌کند. می‌پرسم که اولین بار که دیگ و دیگ کشی، بساط آرد و روغن و حلواپزی خانم‌ها در خیابان را دیده تعجب نکرده است؟ پاسخ جالبی می‌دهد: «نه! کی از اهلِ کرم، کرم ندیده است؟! تا بوده بساط محبت این خاندان بوده.ما همه ریزه‌خوار سفره اهل‌بیت(ع) هستیم و ارادت داریم. حالا این راه و رسم برای یکی با حلواپزی است برای آن‌یکی تعزیه و من صلوات و فاتحه و اگر خدا قبول کند، عزاداری گوشه خیابان.»

 

کسی چه می‌داند، شاید...

کوچه شهید چترچی قرق جمعیت خانم‌هاست. آقایان اجازه ورود به این محدوده را ندارند. همان کوچه‌ای که به حلواپزان معروف شده  و خانه قدیمی و آجری با در قهوه‌ای‌رنگ که ظاهراً همان خانه حلواپزان بوده درست وسط همین کوچه است. بالای در دو کاغذ چسبانده شده که از هرگونه دخیل بستن و شمع روشن کردن خودداری کنید. بوی تند آرد سوخته می‌آید. صدای همخوانی زیارت عاشورا می‌آید. چند زن جوان محجبه یک‌گوشه نشسته‌اند. زیارت عاشورا می‌خوانند. چند زن دیگر به آن‌ها ملحق می‌شوند. روسری‌هایشان را جلوتر می‌کشند.

 

دعا تمام می‌شود. یکی از خانم‌ها نوحه‌ای از تلفن همراهش می‌گذارد تا با صدای بلند پخش شود. مداح می‌خواند: ای قوت قلب اهل حرم، ابالفضل(ع)/ ای آقای ادب و کرم، ابالفضل(ع)... سوز دل‌نشین صدای مداح جمع را منقلب کرده است. مادری صورتش را به دیوار گرفتهف گریه می کند و زیرلب می‌گوید: آقا «هرمزم» را نجات بده و دستش را بگیر. توی کیسه‌ای که در دست دارد، 7 تکه حلوا هست. سال بعد شاید مادر هرمز هم حلواپزان تاسوعایی داشته باشد کسی چه می‌داند...

 

 

منبع: فارس

کلمات کلیدی: تاسوا عزاداری حلوا
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تحلیل و اخبار برگزیده