موج بارش‌ها از امشب در ۱۲ استان بارش شدید و رعدوبرق در راه است / تهران جمعه بارانی می‌شود نحوه پرداخت کارانه معلمان در مناطق خاص اعلام شد + جزییات پاییز پربارشی در راه است | آغاز بارش‌ها در شمال و غرب کشور جزئیات اجرای آیین‌نامه جذب استعداد‌های برتر در دانشگاه فرهنگیان / این افراد در آموزش و پرورش استخدام می‌شوند جاده چالوس یک‌طرفه شد واکنش وزیر آموزش و پرورش به استعفای معلمان دستگیری معاند مجازی در تهرانپارس/ انتشار اخبار کذب و مطالب تفرقه‌افکنانه اولین برف پاییزی در راه البرز مرکزی است/ ۶ استان در محاصره بارش‌های شدید سامانه بارشی تشدید می‌شود/۶ استان در آماده‌باش سیلابی قرار گرفتند مجوز کشتار و عرضه گوشت اسب و قاطر و الاغ صادر شد؟ سرشبکه معاملات فردایی و کاغذی با ۱۰ همدستش به دام افتاد/ گردش مالی ۲۴۰ هزار میلیاردی متهم ردیف اول موج بارشی جدید از ۷ مهر؛ کاهش دما در تهران و بارش در این مناطق انسداد هر دو باند تونل توحید از ساعت ۲۴ امشب الی ۵ صبح روز بعد وزارت بهداشت خط قرمز‌های لوازم آرایشی را اعلام کرد / ۴ ماده با محدودیت و ممنوعیت واکنش پلیس به ویدئوی جنجالی ضرب و شتم دو نوجوان توسط مأمور گشت در سنندج

سرقت‌های سریالی مردی که توبه کرد و از مرگ گریخت

سرقت‌های سریالی مردی که توبه کرد و از مرگ گریخت مرد قاچاقچی که در یک قدمی اعدام بود با نوشتن توبه‌نامه از مجازات مرگ گریخت، اما پس از آزادی از زندان، راه دزدی را در پیش گرفت.
تاریخ انتشار: ۲۱:۳۹ - ۲۳ تير ۱۴۰۳ - 2024 July 13
کد خبر: ۲۴۹۷۹۸

به گزارش راهبرد معاصر؛ این مجرم سابقه‌دار که شاهین نام دارد مدتی پس از آزادی از زندان تصمیم به گوشی‌قاپی گرفت و برای اجرای نقشه‌های سرقت به سراغ یکی از دوستانش رفت. آنها سوار بر موتورسیکلت، راهی خیابان‌ها می‌شدند با شناسایی افرادی که سرگرم حرف زدن با موبایلشان بودند، در چشم بر هم زدنی گوشی آنها را می‌قاپیدند. سرقت‌های این باند دو نفره ادامه داشت تا اینکه دو شب قبل ماموران گشت پلیس به آنها که پلاک موتورشان را مخدوش کرده بودند، مشکوک شدند و در جریان تعقیب و گریز خیابان و با شلیک گلوله موفق به دستگیری سارقان شدند. شاهین که در جریان فرار از دست پلیس به صورت سطحی مجروح شده بد، پس از بهبودی به شعبه ششم دادسرای وی‍ژه سرقت منتقل شد و حالا در گفتگو با همشهری از جزییات سرقت هایشان می‌گوید.

با چه شگردی سرقت می‌کردید؟

سوار بر موتور می‌شدیم و به خیابان‌های شمال، شمال غرب و شمال شرق می‌رفتیم. به محض شناسایی فردی که در حال صحبت با گوشی موبایلش یا چک کردن آن بود به سمتش می‌رفتیم. در یک چشم بهم زدن گوشی موبایلش را می‌قاپیدیم و فرار می‌کردیم.

چند وقت است که با این شیوه، سرقت می‌کنید؟

یکی دو ماهی می‌شود.

با همدستت نسبتی داری؟

نه دوست و بچه محلم است. البته او هم با شلیک گلوله پلیس زخمی شده و هم اکنون در بیمارستان بستری است. درواقع او فریبم داد که پایم در دنیای سارقان باز شد.

چطور فریبت داد؟

من تازه از زندان آزاد شده بودم و نتوانستم کار مناسبی پیدا کنم. دوستم حسین زیر پایم نشست و گفت بیا برویم سرقت. به من اطمینان داد که دستگیر نمی‌شویم. می‌گفت با این پرونده سیاهی که داری، جایی برایت کار پیدا نمی‌شود. می‌گفت تمام تحصیلکرده‌ها بیکار هستند و در جست و جوی کار. آنقدر این حرف‌ها را در گوشم تکرار کرد که وسوسه شدم با او راهی سرقت شوم.

چرا پرونده ات سیاه است؟

چون از یک قدمی مرگ به زندگی برگشته ام. قرار بود اعدام شوم، اما قسمت بود که زنده بمانم.

بیشتر توضیح بده، چرا قرار بود اعدام شوی؟

به جرم قاچاق مواد مخدر. اواخر سال ۹۱ بود که افتادم در کار خرید و فروش مواد مخدر. چون خودم شیشه مصرف می‌کردم و برای تامین هزینه مواد، نیاز به درآمد بالا داشتم. آن زمان شیشه می‌خریدم و توزیع می‌کردم که اوایل سال ۹۲ به جرم حمل دو کیلو شیشه دستگیر شدم. مدتی بعد در دادگاه انقلاب پای میزمحاکمه رفتم و حکم اعدامم صادر شد. سال گذشته درحالیکه ۱۰ سال از دوران محکومیتم و زندگی در زندان می‌گذشت، توبه نامه نوشتم و درخواست عفو کردم. درخواستم در کمیسیون عفو و بخشودگی مورد رسیدگی قرار گرفت و عفو شامل حالم شد. به این ترتیب بود که از پرتگاه مرگ به زندگی برگشتم، حکم اعدامم شکسته و به ۳۰ سال حبس تبدیل شد.

چه شد که از زندان آزاد شدی؟

اواخر پارسال یکی از بستگانم، برایم وثیقه ۵ میلیاردی گذاشت و من از زندان آزاد شدم.

اما درس عبرت نگرفتی و باز به سمت خلاف کشیده شدی؟

سرش را پایین می‌اندازد و ادامه می‌دهد: درسته. اما این بار می‌خواهم توبه واقعی کنم. از زندگی در زندان خسته شده ام و باورم نمی‌شود که دوباره باید، به زندان برگردم. من موفق شدم مواد را ترک کنم، دور خلاف را هم خط خواهم کشید.

روز حادثه چرا از دست پلیس فرار کردید؟

چون ترسیده بودیم. دوست نداشتم دوباره به زندان برگردم. البته در بین راه از دوستم که راکب بود، خواستم توقف کند، اما او راضی نشد. با حرکات مارپیچ و خطرناک به راهش ادامه می‌داد تا اینکه پلیس اقدام به تیراندازی هوایی و سپس به سمت ما شلیک کرد تا اینکه زخمی شده و ناچار به توقف شدیم./ همشهری 

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار