برنامه جدید صندوق بازنشستگی کشوری/ جزئیات جدید تسهیلات بازنشستگان و خرید اقساطی بازنشستگان تسهیل فرآیند ترخیص خودروهای وارداتی در قشم ابهام در مدیریت سبد 2200 همتی سهام عدالت؛ وزارت اقتصاد شفاف سازی کند بزرگترین دارندگان بیت‌کوین جهان کدامند؟ اختصاص سهمیه ویژه ارزی برای خدمات پس از فروش خودروهای وارداتی شورای رقابت: قراردادهای مشارکت در تولید خودرو غیرقانونی نیست رفع نیاز به واردات بنزین با کاهش 15 درصدی مصرف ورود 30 هواپیمای MD به عملیات اربعین / گرما ظرفیت پروازها را کاهش داد چرا تاثیر یارانه و کالابرگ در معیشت مردم کم شد؟ صرفه‌جویی روزانه 500 هزار مترمکعب آب در تهران بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده پارس جنوبی شتاب می‌گیرد واردات بدون انتقال ارز؛ نرخ ارز برای محاسبه مالیات چه تغییری کرد؟ / ابلاغ دستورالعمل جدید خبر جدید درباره سهام عدالت / ورود مجلس و دیوان محاسبات به موضوع آزادسازی سهام عدالت آخرین وضعیت نوسانات قیمت موبایل در بازار ایران / شیائومی، گلکسی، سامسونگ، آیفون چند شد؟ پیش بینی قیمت دلار پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ / دلار ۲۰۰ هزار تومانی می‌شود؟ افزایش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ درباره احتمال حمله به ایران
یادداشت عبدالحمید شهرابی، فعال حوزه کارگری؛ 

دستاورد کارگران، افزایش حقوق بیش از تورم

لحاظ نرخ رشد تورم در افزایش دستمزد، به نوبه خود دستاوردی هرچند نسبی و محدود بود و مهم‌تر از آن، رویکرد و تجربه گرانبهای بسیج اجتماعی در پیشبرد کارزار افزایش ۷۰ درصدی دستمزد است.
عبدالحمید شهرابی؛ فعال حوزه کارگری
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۹ - ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ - 2025 March 18
کد خبر: ۲۷۳۸۳۰

دستاورد کارگران، افزایش حقوق بیش از تورم

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ افزایش ۴۵ درصدی حقوق کارگران در سال ۱۴۰۴، هرچند گامی مثبت برای حمایت از قشر کارگری است، شکافی عمیق با حقوق کارمندان دولت ایجاد کرده است. این تصمیم در شرایطی اجرایی می‌شود که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی، قدرت خرید کارمندان را با افزایش ناچیز ۲۰ تا ۳۰ درصدی حقوقشان، تا ۳۰ درصد کاهش داده است. تشکل‌های کارگری با تکیه بر نفوذ اجتماعی، موفق شدند مطالبات خود را تحمیل کنند، اما کارمندان به‌دلیل نبود سازوکارهای مطالبه‌گری مؤثر، در چرخه فقر، چندشغلگی و کاهش بهره‌وری گرفتار شده‌اند.  

شکاف حقوقی کنونی تنها ناهماهنگی عددی نیست، بلکه زنگ خطری برای فروپاشی سرمایه انسانی و افزایش بی‌ثباتی اجتماعی است

دولت با استناد به کسری بودجه و ترس از افزایش تورم، از افزایش حقوق کارمندان اجتناب می‌کند؛ استدلالی که از سوی اقتصاددانان به‌عنوان غیرکارشناسی رد می‌شود. نظام پرداخت‌های دولتی نیز با محوریت سابقه اداری به‌جای شایستگی، ناعدالتی را افزون کرده است. این شکاف نه‌تنها عدالت توزیعی را زیر سؤال می‌برد، بلکه کاهش کیفیت خدمات عمومی، فرار مغزهای اداری و افزایش فساد اداری را دامن میزند.  

 

شکاف حقوقی کنونی تنها ناهماهنگی عددی نیست، بلکه زنگ خطری برای فروپاشی سرمایه انسانی و افزایش بی‌ثباتی اجتماعی است. دولت نمی‌تواند با اولویت‌دهی به گروه‌های پرنفوذ، از مسئولیت خود در قبال معیشت کارمندان و عدالت در آموزش عالی شانه خالی کند. اصلاحات ساختاری، نه انتخاب، که ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای نجات کشور از بحران‌های پیشرو است.

 

اینکه می‌گویند رشد دستمزد کارگران را بالاتر از رشد تورم مصوب کرده‌اند، به خودی خود خوب است و از آن باید استقبال کرد‌؛ چرا که همین میزان از رشد دستمزد با مخالفت و مقاومت نیروهای پرقدرت سرمایه‌داری مواجه بود و قطعا بدون کارزار کارگری افزایش ۷۰ درصدی دستمزد میسر نمی‌شد.

 

آنچه که واقع شد، یعنی لحاظ نرخ رشد تورم در افزایش دستمزد، به نوبه خود دستاوردی هر چند نسبی و محدود بود و مهم‌تر از آن، رویکرد و تجربه گرانبهای بسیج اجتماعی در پیشبرد کارزار افزایش ۷۰ درصدی دستمزد است.

 

این دستاورد را باید به جامعه کارگری و دیگر اقشار و نیروهایی که از خواست افزایش عادلانه دستمزد کارگران حمایت کردند، تبریک گفت و موفقیت‌های بیشتری را برای سازمان‌دهندگان دغدغه‌مند، هوشیار و دوراندیش کارزار افزایش۷۰ درصدی دستمزد آرزو کرد.

ماده ۴۱ قانون کار با صراحت اعلام می‌کند که حداقل دستمزد باید به میزانی باشد که علاوه بر لحاظ نرخ رشد تورم، پاسخگوی خرج کارگر در تأمین هزینه معیشت خانوار باشد

فارغ از این دستاورد، نباید خود و دیگران را فریب دهیم. علیرغم فضای به وجود آمده در مورد افزایش حقوق و دستمزد به میزانی بالاتر از نرخ رشد تورم، حقوق و دستمزد کارگران به حد نصاب مطلوب نرسیده است. چرا؟ به یک دلیل ساده؛ حداقل دستمزد تعیین شده کمی بیشتر از ۱۰ میلیون و با احتساب مزایا، قریب ۱۵ میلیون تومان و این در حالی است که طبق پایین‌ترین تخمین‌ها، هزینه تأمین سبد معیشت خانوار بیشتر از ۲۳ میلیون تومان است.

 

معیار تعیین دستمزد را قانون تعیین کرده است. ماده ۴۱ قانون کار با صراحت اعلام می‌کند که حداقل دستمزد باید به میزانی باشد که علاوه بر لحاظ نرخ رشد تورم، پاسخگوی خرج کارگر در تأمین هزینه معیشت خانوار باشد. یعنی، طبق معیارهای منطقی و قانونی، هر میزان که بین دریافتی کارگر با هزینه تأمین معیشتش فاصله باشد، به همان میزان حقوق و دستمزد ناتراز است. یعنی، حقوق و دستمزد ۱۴۰۴ برابر ۷ میلیون تومان یا معادل ۳۰ درصد سرکوب شده است. 

 

بحث پیچیده نیست و این ناترازی را هر کارگری که قدرت خریدش کفاف خرج خانواده‌اش را نمی‌دهد، نه در بحث‌های کارشناسی، بلکه با پوست و استخوان خود می‌فهمد.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار