نقشه مشترک اسرائیل و امارات علیه ایران، عربستان و ترکیه

هدف اصلی امارات، همکاری با اسرائیل برای تضعیف قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای مانند عربستان، ترکیه و ایران و بی‌ثبات کردن نظم منطقه‌ای باشد.
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۹ - ۱۷ دی ۱۴۰۴ - 2026 January 07
کد خبر: ۲۹۸۸۳۹

مدتی است که درگیری میان عربستان و امارت بر سر یمن، درحال شعله‌ور شدن است. در این میان، اتحاد نوظهور میان اسرائیل و امارات برای تضعیف قدرت‌های منطقه، ریاض را در موقعیتی قرار داده که برخلاف روند سنتی خود، این‌بار موضعی سخت و غیرقابل انعطاف را اتخاذ کند.
کوچک ولی ثروتمند

اندرو هاموند در میدل‌ایست‌آی نوشت: بیش از یک دهه پیش، ژنرال جیمز متیس فرمانده سابق سنتکام آمریکا، ابوظبی را «اسپارتای کوچک» توصیف کرده بود؛ کشوری که با جمعیت اندک، نقش بزرگ و تأثیرگذاری نسبت به مساحت خود در منطقه ایفا می‌کند.

اکنون نیز، مواضع مشترک امارات و اسرائیل این دو را به‌هم نزدیک کرده است. مواضعی که درنهایت به پیمان‌ ابراهیم در سال 2020، با مدیریت دولت اول ترامپ منجر شد. 
 تغییر جهت امارات

پس از مرگ شیخ زاهد، رهبر پیشین در سال 2004، امارات متحده عربی مسیر کاملا متفاوتی را نسبت به راهبردهای سنتی خود در پیش گرفت.

این مسیر جدید به رهبری پسر او محمد بن زاید، شکل گرفت و از سال 2014 تا زمان رسیدن به مقام ریاست جمهوری در 2022، به رویه غالب سیاسی تبدیل شد.
گسترش نیروهای نیابتی در منطقه

نظامی‌گری که جیمز متیس به آن اشاره کرد، با وحشی‌گری‌های نظامی اسرائیل متفاوت بود. در حقیقت، امارات با استفاده از ثروت عظیم نفتی خود و بدون توجه به افکار عمومی،نفوذ و مداخله در منطقه از طریق نیروهای نیابتی بود.
بهارعربی زمین بازی را عوض کرد

وقتی اعتراضات بهار عربی رخ داد، حتی در جمعیت کوچک اماراتی‌ها نیز، صداهایی برای داشتن نقش در حکومت بلند شد.

دولت امارات، کسانی را که به اندیشه‌های اسلامی و سیاسی وابسته به اخوان‌المسلمین بودند، مقصر می‌دانست و آنها را عامل ایجاد ایده‌های فراتر از حد مجاز مردم نامید.
از اتحاد تا رویارویی

در ادامه، امارات برای مهار گروه‌ها و جنبش‌های فعال در انتخابات، با عربستان متحد شد. این گروه‌ها از حمایت ترکیه و قطر برخوردار بودند که از مصر و لیبی گرفته تا خود ترکیه، گسترده بود. اگر اظهارات دولت ترکیه را درست درنظر بگیریم، امارات حتی در کودتای نافرجام ترکیه در سال ۲۰۱۶ نیز دخالت داشته است.
فرصت طلایی برای همکاری با اسرائیل

جنگ در غزه، فرصتی طلایی برای امارات و اسرائیل برای پایان دادن به نفوذ حماس و اخوان‌المسلمین بود، همان‌طور که انور قرقاش، مشاور رئیس‌جمهور امارات، در ماه اکتبر گفت: دیدگاه‌های افراطی درباره مسئله فلسطین دیگر معتبر نیستند.

با این حال، چون حماس و دیگر گروه‌های مهم فلسطینی با راه‌حل دو دولتی موافق هستند، هنوز معلوم نیست امارات دقیقا به‌دنبال چه تغییر یا امتیازی است.
اعتماد ساده‌لوحانه عربستان

این عربستان بود که امارات را به شراکت در جنگ خود علیه حوثی‌ها در صنعا دعوت کرد. این جنگ بعد از بیرون راندن دولت حمایت‌شده از شورای همکاری خلیج فارس از قدرت، توسط حوثی‌ها در 2014 رخ داد.

در این میان، عربستان نگران بود که حوثی‌ها در مرزهای این کشور، تبدیل به نیرویی شبیه حزب‌الله شوند؛ بنابراین ریاض حمایت از حزب الاصلاح در یمن ادامه داد.

در این موقعیت، چون کشورهای دیگر مانند مصر و پاکستان حاضر به اعزام نیرو نبودند، عربستان چاره‌ای جز متوسل شدن به حمایت امارات نداشت.

ابوظبی در پاسخ با این دعوت موافقت کرد، اما اعتماد عربستان به نیت واقعی امارات بسیار ساده‌لوحانه بود. 
 هدف اصلی امارات چه بود؟

علاقه امارات اما به سرعت آشکار شد؛ هدف اصلی چالش مستقیم با حوثی‌ها نبود، بلکه ایجاد نفوذ و کنترل در جنوب یمن از طریق نیروهای نیابتی بود.

با حمایت امارات، گردان‌های عظیم در سال ۲۰۱۵، شورای انتقالی جنوبی (STC) در سال ۲۰۱۷ و نیروهای مقاومت ملی کمی بعد تشکیل شدند. این اقدامات به امارات اجازه داد تا کنترل و نفوذ بر بنادر مهم و تنگه استراتژیک باب المندب را به دست بیاورد.

هم امارات و هم عربستان از نیروهای اجیر شده سودانی که موسوم به RSF کمک گرفتند، اما ابوظبی رابطه عمیق‌تری با این گروه برقرار کرد، به‌طوری که اکنون متهم به حمایت از این گروه، بر علیه دولت سودان شده است، با وجود جنایاتی که اعضای این گروه در سودان مرتکب شده‌اند.

همچنین مستنداتی از همکاری امارات با اسرائیل منتشر شده که نشان می‌دهد پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی و سیستم‌های راداری در جزایر استراتژیک یمن، با همکاری آنان ساخته شده است.
رقابت برای نفوذ در منطقه ادامه دارد

به رسمیت شناختن اخیر سومالی‌لند توسط اسرائیل، نتیجه طبیعی اقدامات امارات است. امارات با ساخت جاده‌ها، احداث بندر بربرا، ارتقای فرودگاه هرجیسه و ایجاد پایگاه نظامی، منطقه جدایی‌طلب سومالی‌لند را تقویت کرده، در حالی که همچنان به صورت رسمی از موگادیشو حمایت می‌کند.

از سویی، ترکیه که بزرگ‌ترین حامی گروه‌های وابسته به اخوان‌المسلمین به‌شمار می‌آید، حضور نظامی و اقتصادی خود در شاخ آفریقا را حفظ کرده و در کشورهای سومالی، سودان، جیبوتی و اتیوپی سرمایه‌گذاری‌های سنگینی کرده است.

ابوظبی هم به شیوه‌ای مشابه، کنترل خود بر جنوب یمن را در چارچوب حمایت رسمی از جمهوری یمن و دولت تبعیدی آن تثبیت کرده است.

امارات از حداقل سه عضو شورای ریاست جمهوری یمن، یعنی عیدروس الزبیدی، عبدالرحمن المحرمی و فرج البحسنی، حمایت کرده است که دو نفر از آن‌ها جدایی‌طلب هستند. این حمایت باعث فلج شدن شورای ریاست جمهوری شده و تصمیم‌گیری آن را دشوار کرده است. 
 عربستان، به رغم قدرت سنتی خود در یمن و حمایت سیاسی و مالی از دولت، موفق به کنترل اوضاع نشده است. از سال ۲۰۲۲، عربستان صلح با حوثی‌ها را بهترین سیاست برای حفظ منافع خود می‌داند.

با درنظرگرفتن پروژه‌های عظیم اقتصادی این کشور و حرکت از انزوا به سمت گردشگری و توسعه اقتصادی، اهمیت این صلح چندین برابر شده است.

آتش‌بس غزه در نوامبر به عربستان اجازه داد تا مذاکرات برای عادی‌سازی روابط با حوثی‌ها را از سر بگیرد، اما STC و امارات تلاش کردند این مذاکرات را مختل کنند، چرا که قرار بود درآمدها، از جمله نفت و گاز جنوب یمن، بین دولت و حوثی‌ها تقسیم شود.
متحدان شورشی منطقه

به نظر می‌رسد که اکنون هدف اصلی امارات، همکاری با اسرائیل برای تضعیف قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای مانند عربستان، ترکیه و ایران و بی‌ثبات کردن نظم منطقه‌ای باشد. این دو بازیگر به دنبال تثبیت موقعیت خود در منطقه در قالب کنونی بوده و در برابر فشار برای هرگونه تغییری مقاومت می‌کنند. /اقتصا نیوز

کلمات کلیدی: اسرائیل
ارسال نظر