توطئه تغییر نظام چگونه خنثی شد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بر اساس اطلاعات موجود از منابع متعدد، توطئه آمریکایی- صهیونیستی برای تغییر نظام ایران، راهبردی چندبعدی در نظر گرفته میشود که ترکیبی از فشارهای اقتصادی، روانی، فناوری و نظامی است.
تحریک معترضان به وسیله فناوریهای دور زدن سانسور، مانند فعالسازی استارلینک برای ارائه اینترنت ماهوارهای در زمان قطعی شبکههای داخلی انجام شد
این راهبرد موضوع جدیدی نیست؛ ریشههای آن به دههها پیش، به اسنادی مانند « A Clean Break» (شکستن تمیز) در سال ۱۹۹۶ میلادی برمیگردد که تغییر نظام در غرب آسیا را ازجمله در ایران پیشنهاد میکرد. با وجود این، در شرایط کنونی (بهویژه پس از وقایع سال ۲۰۲۵ میلادی مانند جنگ تحمیلی 12 روزه و اعتراضات داخلی ایران)، میتوان آن را بر مبنای گزارشها و تحلیلهای منابع آزاد، بهویژه در داخل رژیم صهیونیستی و همچنین بیانیههای رسمی منتشر شده در واشنگتن، به چهار مرحله اصلی تقسیم کرد. من این مراحل را شرح، سپس دلایل شکست شان را توضیح خواهم داد و در نهایت، نحوه مقابله ایران با آنها را بیان خواهم کرد.
چهار مرحله راهبرد تغییر ساختاری:
1. تحریمهای اقتصادی و انزوای بینالمللی
هدف این مرحله فلج کردن اقتصاد ایران و ایجاد نارضایتی داخلی است. از زمان خروج آمریکا از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۸ میلادی، واشنگتن با حمایت رژیم اشغالگر، تحریمهای فشار حداکثری را برای کاهش صادرات نفت ایران و محدود کردن تجارت اعمال کرده است. هدف این بود جمهوری اسلامی را مجبور به امتیازدهی یا فروپاشی داخلی کنند. گزارشهای آمریکایی تأیید کردند هدف تحریمها «تغییر رفتار نظام بدون جنگ مستقیم» است. سال ۲۰۲۵ میلادی تحریمها پس از جنگ تحمیلی 12 روزه افزایش یافتند و تحریمهای ثانویه بر شرکتهایی که با ایران معامله میکردند اعمال شد و فشار اقتصادی را به عنوان ابزاری برای فروپاشی داخلی افزایش دادند.
2. جنگ روانی و تبلیغات رسانهای
این [سیاست/مبارزه/...] بر تضعیف اعتماد به نظام به وسیله کارزارهای رسانهای و تهدیدهای عمومی تمرکز دارد. این شامل اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در تهدید به «تغییر نظام» و استفاده از رسانههای اجتماعی برای انتشار اطلاعات جعلی در مورد «فروپاشی قریبالوقوع» نظام میشود. ژوئن ۲۰۲۵ میلادی حملات این رژیم به فرماندهان ارشد ایران به کارزارهای روانی ای منجر شد که ترورهای بیشتر را برای تشویق به تجزیه داخلی تهدید میکرد. هدف ایجاد حس آسیبپذیری است و گزارشها «تهدید جنگ روانی مداوم» را بخشی از راهبرد مشترک توصیف کردهاند.
3. پشتیبانی فنی از اعتراضات (استارلینک و ارتباطات)
تحریک معترضان به وسیله فناوریهای دور زدن سانسور، مانند فعالسازی استارلینک به وسیله ایلان ماسک برای ارائه اینترنت ماهوارهای در زمان قطعی شبکههای داخلی انجام شد. سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶ میلادی دهها هزار دستگاه به عنوان بخشی از «جنگ سایبری» برای ایجاد هرج و مرج، به ایران قاچاق شدند تا به هماهنگی معترضان کمک کنند. این مرحله با حمایت واشنگتن و رژیم صهیونیستی با هدف تبدیل اعتراضات به کودتا و اغتشاش انجام شد.
4. مداخله نظامی محدود یا ترورها
این شامل حملات مستقیم به تأسیسات و مسئولان هستهای میشود، همانطور که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رخ داد، زمانی که رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا به سایتهای هستهای ایران حمله کرد. هدف «نابود کردن قابلیتهای نظامی» بدون جنگ تمام عیار، اما با امید به فروپاشی نظام است. گزارشها نشان می دهند حمله با هدف «فروپاشی درونی نظام» بود و نه حمله نظامی تمام عیار.
چرا طرح شکست خورد؟
این راهبرد به دلایل ساختاری و تاریخی شکست خورد و تحلیلهای عمیق غربی و حتی صهیونیستی تأیید کرد تغییر نظام از خارج، در ایران ناممکن است.
دلایل اصلی:
- تابآوری اقتصادی و اجتماعی: تحریمها باعث وخامت اوضاع شدند، اما به فروپاشی منجر نشدند؛ بلکه خوداتکایی و وحدت داخلی را تقویت کردند. سال ۲۰۲۵ میلادی به خشونت گراییدن اعتراضات باعث «وحدت حول پرچم» شد که به جای تضعیف نظام، جمهوری اسلامی را تقویت کرد.
- شکست جنگ روانی: تهدیدها به جای ترس، باعث اقدام قاطع شد و تهران آن را «رؤیای آمریکایی» توصیف کرد که به انزوای بینالمللی واشنگتن منجر شد.
- اختلال در فناوری: استارلینک به دلیل پارازیتهای ایران از کار افتاد که ۹۰ درصد دسترسی را قطع کرد و هماهنگی اعتراضات محدود شد.
- خسارات نظامی: جنگ تحمیلی 12 روزه ضعف رژیم صهیونیستی را آشکار کرد و واکنش بازدارنده و قاطع ایران به آتشبس و اعتراف آمریکا به شکست دو تلاش قبلی برای تغییر نظام منجر شد. این راهبرد به جای پیروزی، به «زوال شتابان امپراتوری آمریکا» منجر شد.
ایران چه واکنشی به توطئه نشان داد؟
ایران با ترکیبی از اقدامات امنیتی، فناوری و دیپلماتیک با این راهبرد مقابله کرد و موارد زیر را نیز انجام داد:
- مهار امنیتی: در مراحل اولیه، سیاست «خویشتنداری» برای جلوگیری از درگیریها دنبال شد و پس از آن، کمپینهای دستگیری گستردهای برای از بین بردن سلولهای مرتبط با موساد آغاز شد.
- مقابله با فناوری: قطع اینترنت داخلی، استارلینک و در نتیجه پایان دادن به وابستگی به اینترنت ماهوارهای.
- واکنش نظامی: پاسخ سریع به حملات موشکی رژیم صهیونیستی، وادار کردن به آتشبس و تقویت قابلیتهای هستهای بدون عبور از خطوط قرمز.
- دیپلماسی: تقویت اتحاد با روسیه و چین، مخالفت با مذاکرات زیر فشار با بیانیههایی که توطئههای آمریکایی- صهیونیستی را محکوم میکنند.
در نهایت، این طرح علاوه بر آشکار کردن محدودیتهای قدرت آمریکا و رژیم صهیونیستی، مقاومت ایران را تقویت کرد. مشخص شد این طرح جمهوری اسلامی را به چالش نکشید، بلکه توهمات طراحانش را در هم شکست. آنچه رخ داد صرفاً خنثی کردن توطئه نبود، بلکه بازتعریف معادله درگیری در منطقه بود.
ایران دیگر در موقعیت دفاعی نیست، بلکه به بازیگری تبدیل شده است که قواعد خود را تحمیل، پروژهها را قبل از تکمیل خنثی و فشار را به فرصت تبدیل میکند
ایران دیگر در موقعیت دفاعی نیست، بلکه به بازیگری تبدیل شده است که قواعد خود را تحمیل، پروژهها را قبل از تکمیل خنثی و فشار را به فرصت تبدیل میکند. با وجود این، پیروزی واقعی صرفاً با خنثی سازی این توطئه سنجیده نمیشود، بلکه با مسدود کردن مسیر تکرار توطئه سنجیده میشود. این موضوع مستلزم آن است ایران موارد زیر را انجام دهد:
- تقویت تابآوری داخلی، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی، قبل از هرگونه رویارویی خارجی.
- این [ساختار/سازمان/...] بیشتر روی آگاهی عمومی سرمایهگذاری میکند، زیرا نبرد بعدی قبل از مرزها، بر افکار خواهد بود.
- ایران دستش را روی ماشه، چشمش را به درون مرزها و ذهنش را برای اتحادهای جدید باز نگه میدارد.
- این [ساختار/سازمان/...] به صورت پیشگیرانه حرکت میکند، نه فقط واکنشی. زمان انتظار پایان یافته و زمان ابتکار عمل آغاز شده است.
نتیجه گیری واضح است؛ هر کسی سعی کرد ایران را بشکند، خودش شکست خورد. هر کسی روی سقوط آن شرط بندی کرد، شرط خود را باخت و هر کسی قصد تکرار این آزمایش را امروز داشته باشد، با ایرانی قویتر، باهوشتر و آمادهتر روبرو خواهد شد. این پایان نبرد نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید است. این مرحلهای است که ایران قوانین بازی و نه شرایط دفاع را مینویسد.