واکنش عراقچی به تهدیدات ترامپ: نیرو‌های مسلح ما انگشت بر ماشه آماده‌اند چین نسبت به ماجراجویی‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا هشدار داد جلسه شورای امنیت ملی ترکیه درباره تحولات ایران جزئیات گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه اظهارات خصمانه صدراعظم آلمان علیه ایران دیدار مقام امنیتی هند با لاریجانی زمان نشست سه‌جانبه روسیه، آمریکا و اوکراین مشخص شد سفر بن‌زاید به روسیه در میانه تنش‌های منطقه‌ای رسانه آمریکایی: متحدان واشنگتن گزینه‌های ترامپ علیه ایران را محدود کردند الجولانی: روسیه از وحدت و ثبات سوریه حمایت کرده است نمایندگی ایران در سازمان ملل: اگر تهدید شویم، پاسخ بی‌سابقه خواهیم داد غریب آبادی: اولویت ما دفاع از ایران است نه مذاکره با آمریکا المیادین به نقل از منبعی ایرانی: «آمریکا با لشکرکشی نظامی نمی‌تواند ما را وادار به مذاکره کند» ترامپ مجددا ایران را تهدید کرد: حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود/ ایران سریعا پای میز مذاکره بیاید کرملین: پوتین فردا با رئیس امارات دیدار و گفت‌و‌گو می‌کند
یادداشت محمد الخزاعی، تحلیلگر سیاسی عراق؛

سیزدهمین روز جنگ/ مقابله ایران با تروریسم روایی

آنچه امروزه هدف قرار دادن رسانه‌های جمهوری اسلامی را متمایز از گذشته می‌کند، تعدد طرف‌های درگیر، از سکوهای اصلی غربی گرفته تا شبکه‌های منطقه‌ای است که در قالب حساب‌های جعلی فعالیت می‌کنند.
محمد الخزاعی؛ تحلیلگر سیاسی عراق
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۳ - ۲۸ دی ۱۴۰۴ - 2026 January 18
کد خبر: ۲۹۹۶۳۸

سیزدهمین روز جنگ/ مقابله ایران با تروریسم روایی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ زمان دگرگونی همه چیز است، زمانی که جنگ‌های مدرن دیگر تنها با سلاح‌ها مدیریت نمی‌شوند؛ بلکه با معانی، تصاویر و داستان‌هایی مدیریت می‌شوند که همزمان و با فشار دادن دکمه ای به مردم محلی، منطقه‌ و بین‌الملل تزریق می‌شود. آنچه جمهوری اسلامی از نظر افزایش کمپین‌های رسانه‌ای همزمان با اعتراضات معیشتی شاهد است را می‌توان در امتداد جنگ آشکار روایت ها علیه ایران، به عنوان دولت و نظام سیاسی مستقل و با اراده درک کرد.

جنگ تحمیلی 12 روزه نمونه‌ای پیشرفته است، زیرا نبرد به میدان محدود نشد، بلکه به شدت به فضای رسانه‌ای گسترش یافت

درگیری امروز حول این محور می‌چرخد چه کسی حق دارد واقعیت آنچه را که در رویدادهای داخلی اتفاق افتاده و در حال وقوع است تعریف کند و چه کسی توانایی تفسیر بحران‌ها و هدایت خشم مردم دارد و آن را از مطالبه اجتماعی مشروع به ابزاری برای براندازی و تسویه حساب سیاسی در پروژه ای تقابلی با محوریت آمریکا، دست‌نشانده‌اش رژیم صهیونیستی و تعداد انگشت‌شماری از رهبران غربی و بخشی از اعراب عادی‌ساز تبدیل می‌کند.

اعتراضات مدنی مسالمت‌آمیز در هر جامعه‌ پدیده ای طبیعی و در واقع ضرورت سالم در چارچوب اصلاح سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی است. با وجود این، مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که اعتراضات به وسیله شبکه‌های رسانه‌ای معاند ربوده می‌شوند. شبکه‌هایی که در راستای جنگ روانی عمل و از ابزارهای کلاسیک و دیجیتال برای از هم پاشیدن روایت ملی و بازسازی آن در چارچوب مدنظر دشمن استفاده می‌کنند. از این رو، اهمیت مفهوم روایت‌سازی به عنوان جوهره درگیری معاصر در تصاحب «روایت نخست» آشکار می‌شود.

برای نمونه، کارشناسان فناوری دیجیتال معتقدند، داده‌های مرتبط با هشتگ LiberateThePersianPeople#  نشان‌دهنده الگوی غیرطبیعی انتشار است. بیشتر محتوایی که با این هشتگ منتشر می‌شود، به جای محتوای اصلی بر بازنشر متکی و این شاخصی شناخته‌شده در مطالعات ارتباطات سیاسی و جنگ اطلاعاتی است که نشان می‌دهد کمپین‌های هماهنگ‌شده‌ای وجود دارند و به جای تحریک بحث‌های اجتماعی واقعی که می‌تواند به راه‌حل منطقی برای بحران منجر شود، بر انتشار پیام‌های از پیش آماده‌شده متکی هستند. وقتی تعداد حساب‌های تولیدکننده محتوا بسیار محدود است و پیام به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد، شاهد تورم مصنوعی و دستکاری افکار عمومی هستیم، نه ابرازی خودجوش ناشی از احساسات مردمی.

حتی خطرناک‌تر اینکه تحلیل محتوای گفتمان، تغییر سریع از مطالبات اقتصادی به چارچوب سیاسی تقابلی مبتنی بر دوگانه‌های آشکاری مانند «مردم مقابل نظام»، «آزادی مقابل دین» و «دولت مقابل عادی‌سازی» را نشان می‌دهد؛ دوگانه‌هایی که اکنون در ادبیات مربوط به تغییر نظام به خوبی شناخته و آشکار شده‌اند. واقعیت پیچیده ساده‌سازی (یا بهتر بگوییم، اغراق‌آمیز) و به مبارزه‌ای بر سر هویت ملی تبدیل شده است که هیچ سازش یا اصلاح تدریجی را برنمی‌تابد و در عوض به سمت گسست کامل پیش می‌رود. در نتیجه، وضعیت شهروندان ناگهان در تعارض با وضعیت سیاستمداران تلقی می‌شود و خرابکاری، اغتشاش، قتل عام و هتک حرمت مقدسات به پیش‌نیازهای «انقلاب» تبدیل می‌شوند.

درباره چه انقلابی صحبت می‌کنید؟ «ما نان می‌خواهیم»، طرز فکر جمعیِ تحت تأثیر فضای مجازی پاسخ می‌دهد، «این انقلابی علیه حکومت است. بیایید برویم و آن را سرنگون کنیم! بیایید در هرج و مرج فرو رویم! و درنهایت پاداش‌های نقدی به دلار بگیریم»!

افشای مدیریت هشتگ‌ها و تسلط آنها بر فهرست طولانی ترندها به وسیله حساب‌های خارجی که برخی از آنها به شبکه‌های صهیونیستی مرتبط هستند و برخی دیگر به وسیله کشورهای منطقه حمایت می‌شوند، این کمپین‌ها و موارد دیگر را در چارچوب چیزی قرار می‌دهد که می‌توان آن را «تروریسم روایی» نامید، که الگویی از جنگ نرم است که با هدف قرار دادن اعتماد بین جامعه و دولت، با از بین بردن پیوند مقدس-ملی بین آنها، علاوه بر عملیات تروریستی، جنگ خیابانی، درگیری‌های فرقه‌ای و دامن زدن به تنش‌های داخلی-مردمی، قصد بی‌ثبات کردن دارد.

جلوگیری از انحصار روایت به وسیله دشمن

برای درک دقیق‌تر این راهبرد، لازم است به تجربه ایران در جنگ‌های روایت‌های پیشین، به‌ویژه در عملیات های «وعده صادق» و حمایت از جبهه فلسطین بازگردیم. جمهوری اسلامی و متحدانش در محور مقاومت با ساختن روایت منسجم مقاومتی که اقدام نظامی را به دفاع از حاکمیت و کرامت ملی پیوند می‌داد، موفق شدند رویارویی نظامی محدود را به پیروزی اخلاقی قابل توجه تبدیل کنند. رسانه‌های مدرن مقاومت با ارائه روایتی مبتنی بر حقیقت، سپس بر ترتیب زمانی و شفافیت اخلاقی و ملی و با پیوند دادن رویدادها به بستر منطقه‌ای و بین‌المللی آنها، نقشی محوری در این فرآیند ایفا کردند.

جنگ تحمیلی 12 روزه نمونه‌ای پیشرفته در این عرصه است، زیرا نبرد به میدان محدود نشد، بلکه به شدت به فضای رسانه‌ای گسترش یافت. روز نخست «نبرد شوک»، روز دوم «نبرد تفسیر» و روز سوم «نبرد تثبیت معنا» در دفاع از غرور و کرامت انسانی-اسلامی بود. 

درگیری فعلی تنها به جمهوری اسلامی محدود نمی‌شود؛ بلکه به همان منطقه‌ای که بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل متحد به تصویر کشید و شاید حتی فراتر از آن نیز گسترش خواهد یافت

با گذشت زمان، ابزارها و پیام‌ها تغییر می‌کردند، اما هدف ثابت می‌ماند؛ جلوگیری از انحصار روایت به وسیله دشمن. امروز، همانطور که شاهد سوءاستفاده از اعتراضاتی هستیم که به صورت مسالمت‌آمیز آغاز و به توطئه ای بین‌المللی تبدیل شده‌اند، می‌توان آن را به عنوان سیزدهمین روز جنگ تعبیر کرد.

به عبارت دیگر، این توطئه تلاشی از سوی ائتلاف ضد ایرانی است تا با افزایش حمله روایی، شکست نظامی جنگ تحمیلی 12 روزه را جبران کند و ایران را که مردمانش محکم ایستاده اند، مقابل دشمن زانو نزده‌اند و از نظر اقتصادی در محاصره هستند، در دیگی جوشان از نفرت، خونریزی و وحشیگری قرار دهد.

آنچه امروزه هدف قرار دادن رسانه‌های جمهوری اسلامی را متمایز می‌کند، تعدد طرف‌های درگیر است، از سکوهای بزرگ غربی گرفته تا شبکه‌های منطقه‌ای که در حساب‌های جعلی یا نیمه واقعی فعالیت می‌کنند.

این فرایند ایران را در مواجهه با «تروریسم بین‌المللی» چندبعدی قرار می‌دهد که نه تنها از خشونت فیزیکی استفاده می‌کند، بلکه با تحریف تصویر، بازتعریف مفاهیم و ضربه زدن به اصول و مقدسات جامعه ایرانی، از خشونت نمادین نیز بهره می‌برد.

بنابراین، مسئولیت جمهوری اسلامی برای ایجاد روایت خاص خود، نه به عنوان واکنش احساسی، بلکه به عنوان راهبرد بلندمدت مبتنی بر چندین رکن آشکار است:

 نخست: اعتراف به وجود مشکلات داخلی و پذیرش نارضایتی و مطالبات مردمی، به عنوان واقعیت مسلم و ارائه نکردن راه‌حل‌های پایدار، راه را برای دشمن باز می‌کند تا دوباره خلأ روایت را پر کند.

 دوم: تمایز قائل شدن بین اعتراض به عنوان حق مدنی و اغتشاش و سوءاستفاده خارجی به عنوان اقدام خصمانه که باید با آن مقابله شود.

سوم: سرمایه‌گذاری هدفمند در رسانه‌های دیجیتال (خارجی و داخلی) که قادر به مخاطب قرار دادن نسل‌های جدید به زبان خودشان و با استفاده از ابزارهای داخلی باشند.

همین موضوع در مورد رسانه‌های مقاومت نیز صدق می‌کند؛ اینکه امروزه لازم است ابزارهای روایی خود را توسعه دهند، به طوری که به گفتمان سنتی بسیج بسنده نکنند، بلکه به سمت گفتمانی تفسیری و تحلیلی حرکت کنند که برای عموم توضیح دهد چگونه کمپین‌ها هماهنگ کار می‌کنند، چگونه روندهای جعلی ایجاد می‌شوند و چگونه هوش مصنوعی در تولید تصاویر و کلیپ‌های جعلی به کار گرفته می‌شود؛ زیرا افزایش آگاهی نخستین خط دفاعی در مواجهه با جنگ نرم، به ویژه میان جوانان است.

اهمیت بُعد منطقه‌ای در روایت ایران را نمی‌توان نادیده گرفت. درگیری فعلی تنها به جمهوری اسلامی محدود نمی‌شود؛ بلکه به همان منطقه‌ای که بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل متحد به تصویر کشید و شاید حتی فراتر از آن نیز گسترش خواهد یافت، زیرا این پروژه ای کاملاً فرقه‌ای است که نظام اسلامی را هدف قرار می‌دهد. این موضوع مستلزم ایجاد روایت مشترک است که بر پیوستگی عرصه‌های اسلامی تأکید و وحدت ابزارهای مورد استفاده علیه آنها را آشکار کند.

نبرد امروز نه نبردی برای سرنگونی نظام است و نه نبردی برای سرکوب اعتراض؛ بلکه نبردی برای آگاهی و معناست. هر کسی که در کنترل روایت موفق شود، حتی در مواجهه با بحران‌های اقتصادی و فشارهای بین‌المللی، در هدایت مسیر رویدادها موفق خواهد بود.

بنابراین، آنچه در فضای رسانه ای ایران اتفاق می‌افتد باید عمیق و با آرامش، نه با خشم و ساده‌انگاری بیش از حد تحلیل شود. چالش واقعی نه در هشتگ‌ها یا تعداد پست‌ها، بلکه در توانایی محافظت از آگاهی جمعی در برابر نفوذ و تبدیل بحران به فرصتی برای بازسازی اعتماد بین دولت و جامعه است. مردم ایران می‌توانند افتخار کنند جوانان آگاه به فناوری شان با کنترل دسترسی به اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک) ضربه‌ای به ایلان ماسک و سودجویان و تاجران پشت پرده جنگ وارد کرده‌اند.

بی تردید سیزدهمین روز جنگ تحمیلی 12 روزه، طولانی و بالقوه خطرناک‌تر از هر روز قبل از آن خواهد بود، زیرا قدرت سخت در کلمات نهفته و میدان نبرد آن ذهن مردم است، نه مرزهای جغرافیایی یا مذهبی.

ارسال نظر