واکنش روسیه به قطعنامه سیاسی غرب علیه ایران در نشست شورای حکام صنعا: عربستان تاوان جنایاتش را می‌دهد وال‌استریت ژورنال: کاخ سفید نگران مقاومت ایران و طولانی شدن جنگ است پیشروی سریع رزمندگان یمنی به سمت شهر راهبردی «المخا» توضیح سفیر عراق درباره حاشیه‌های خوابگاه نیکان سفیر پاکستان: به‌زودی تفاهم بهتری میان آمریکا و ایران حاصل می‌شود حملات توپخانه‌ای و پهپادی عربستان به مناطق مرزی صعده ادعای ترامپ: جنگ با ایران بعد از انتخابات میان دوره‌ای آمریکا پایان می‌یابد واکنش غریب آبادی به تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای حکام: با این فضاسازی‌ها، در شورای امنیت کاری از پیش نمی‌برید  درگیری در جنوب یمن/ وزیر دفاع دولت مستعفی ناپدید شد پارلمان صربستان منحل شد / برگزاری انتخابات زودهنگام در پی درگیری‌های سیاسی داخلی آمریکا شکار زیرسطحی ارتش خود را از سوی ایران تایید کرد سفارت ایران: همسویی انگلیس با سیاست‌های آمریکا تنها دیوار بی‌اعتمادی را تعمیق می‌کند فوری/ حمله موشکی آمریکا به نفتکش ایرانی در نزدیکی جزیره خارگ آمریکا ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را تحریم کرد
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

ابتلای ناتو به «سندروم گرینلند»

سندروم گرینلند، نه تنها نمایانگر جاه‌طلبی‌های آمریکا برای تضمین برتری نظامی و اقتصادی در قطب شمال، بلکه زنگ خطری جدی برای ساختار سنتی ائتلاف‌های غربی، به ویژه ناتو به صدا درآورده است.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۰ - ۲۹ دی ۱۴۰۴ - 2026 January 19
کد خبر: ۲۹۹۶۶۴

ابتلای ناتو به «سندروم گرینلند»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ مسئله گرینلند، این سرزمین پهناور و سرشار از منابع در اقیانوس منجمد شمالی، ناگهان از یک مسئله منطقه‌ای تحت حاکمیت دانمارک، به کانون توجه ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شده است. این پدیده که می‌توان آن را «سندروم گرینلند» نامید، نه تنها نمایانگر جاه‌طلبی‌های آمریکا برای تضمین برتری نظامی و اقتصادی در قطب شمال، بلکه زنگ خطری جدی برای ساختار سنتی ائتلاف‌های غربی، به ویژه ناتو به صدا درآورده است.

نخست‌وزیر دانمارک هشدار داده است، تلاش برای تصرف یک عضو ناتو توسط عضو دیگر، پایه‌های امنیتی پس از جنگ جهانی دوم را متلاشی خواهد کرد

اظهارات صریح مقام های دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه جزیره «باید بخشی از آمریکا باشد» و نیاز امنیتی آمریکا به این قلمرو، عملاً حاکمیت دانمارک و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند را زیر سؤال برده است. بلندپروازی‌ها در حالی مطرح می‌شوند که تمرکز پیشین بر رقابت‌های امنیتی در نقاط دیگر جهان، مانند مداخله نظامی در آمریکای جنوبی، بوده است.

پیگیری مالکیت یا کنترل آمریکا بر گرینلند ریشه در دو عامل حیاتی دارد که یکی از آنها اهمیت نظامی-دفاعی این منطقه است. موقعیت راهبردی گرینلند به عنوان پل ارتباطی میان اروپا و آمریکای شمالی، آن را برای زیرساخت‌های دفاع موشکی بالستیک آمریکا حیاتی می‌سازد. ترامپ به صراحت اعلام کرده است حضور کشتی‌های روسی و چینی در اطراف جزیره، ضرورت مالکیت آمریکایی را دیکته می‌کند، زیرا معتقد است کپنهاگ توانایی کافی برای حفظ امنیت ندارد.

دومین انگیزه آمریکا، پایان دادن به وابستگی‌های زنجیره تأمین است. منابع معدنی عظیم گرینلند، با راهبرد بلندمدت آمریکا برای کاهش وابستگی خود به مواد خام راهبردی وارداتی از چین همسوست. تصاحب این منابع، می‌تواند مزیتی بزرگ در جنگ‌های تجاری و فناورانه قرن بیست و یکم باشد.

واکنش رهبران دانمارک و گرینلند در برابر این اظهارات، قاطعانه بوده است. ینس فردریک نیلسن، نخست‌وزیر گرینلند این لحن را کاملاً غیرقابل قبول و بی‌احترامی دانسته و هرگونه ارتباط دادن این مسئله به دخالت‌های نظامی خارجی را مردود شمرده است. علاوه بر این، مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک این خواسته را تهدیدی مستقیم برای امنیت کل پیمان ناتو قلمداد کرده و به درستی هشدار داده است، تلاش برای تصرف یک عضو ناتو توسط عضو دیگر، پایه‌های امنیتی پس از جنگ جهانی دوم را متلاشی خواهد کرد.

بیانیه مشترک رهبران چندین کشور اروپایی (شامل فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا، انگلیس و دانمارک) بر این اصل تأکید دارد که گرینلند تنها متعلق به شهروندان خود است و هر تصمیمی باید با رضایت متقابل کپنهاگ و ریکیاویک صورت پذیرد. نکته‌ای که تحلیل این رخداد را عمق می‌بخشد، نگرانی متحدان ناتو فراتر از دانمارک است. این بحران، یک مدل رفتاری جدید را برای ترامپ ترسیم می‌کند.

کشورهای عضو ناتو بیم دارند که اگر واشنگتن بتواند با استفاده از اهرم‌های امنیتی و اقتصادی، یک عضو ناتو (دانمارک) را مجبور به واگذاری دارایی‌های راهبردی (گرینلند) کند، این تاکتیک در آینده برای باج‌خواهی در مورد سایر مناطق مورد مناقشه یا منافع حیاتی آن‌ها در سرتاسر جهان قابل تکرار باشد. به عبارت دیگر، «سندروم گرینلند» صرفاً پرونده خرید و فروش سرزمینی نیست؛ بلکه آزمایشی برای سنجش میزان تاب‌آوری اتحاد ترانس‌آتلانتیک در برابر رفتارهای یکجانبه‌گرایانه آمریکاست.

اگر ترامپ بتواند با تهدید به تضعیف کل ساختار امنیتی ناتو، اهداف ملی خود را در گرینلند محقق سازد، این امر به دیگر اعضای ناتو نشان خواهد داد که در مواقع بحرانی، اولویت اصلی واشنگتن، منافع متقابل پیمان نخواهد بود، بلکه منافع زودگذر آمریکا در اولویت قرار دارد. این امر، بنیان اعتماد را در قلب ائتلاف تضعیف می‌کند.

«سندروم گرینلند» نشان می‌دهد در دنیای امروز منابع طبیعی و موقعیت‌های راهبردی در میان اعضای ارشد ناتو می‌توانند به ابزاری برای چانه‌زنی و اعمال زور آمریکا بر متحدان و مهره های خود تبدیل شود.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار