راهبرد عربستان برای مهار نفوذ امارات

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ رقابت میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی که سالها در چارچوب ائتلاف نظامی در یمن و با هدف مهار انصارالله پنهان مانده بود، اکنون وارد مرحلهای آشکار و پیچیده شده است. آنچه زمانی هماهنگی تاکتیکی میان دو متحد تلقی میشد، امروز به نبرد ژئوپلیتیکی تمامعیار برای کنترل جزایر، بنادر و گذرگاههای راهبردی در جنوب یمن، خلیج عدن، دریای سرخ و شاخ آفریقا تبدیل شده است؛ نبردی که نشانههای روشنی از بنبست دیپلماتیک میان ریاض و ابوظبی را آشکار میکند.
اعلام خروج نظامی امارات از یمن میتواند نشانه عقبنشینی باشد، اما تجربههای گذشته نشان میدهد الزاماً به معنای پایان نفوذ ابوظبی نیست
در این چارچوب، عربستان سعودی بهتدریج راهبرد خود را تغییر داده است. ریاض، به جای ورود به رقابت مستقیم سیاسی، تمرکز خود را بر ژئوپلیتیک دریایی و کنترل نقاط گلوگاهی تجارت جهانی قرار داده است. خلیج عدن، دریای سرخ و شاخ آفریقا امروز به صحنه اصلی این راهبرد تبدیل شدهاند. مناطقی که کنترل آنها به معنای تسلط بر خطوط حیاتی انرژی، تجارت و امنیت دریایی است.
تحرکات اخیر عربستان سعودی در جنوب یمن نقطه شروع مرحله ای تازه از رقابت به شمار میرود. گزارشها از استقرار افسران سعودی در جزایر حساس سقطری و میون و بندر راهبردی المخا حکایت دارند. مناطقی که پیشتر در حوزه نفوذ مستقیم یا غیرمستقیم امارات متحده عربی و نیروهای وابسته به آن قرار داشتند. این اقدامات نشاندهنده تلاش ریاض برای بازپسگیری ابتکار عمل و کاهش نفوذ دیرپای ابوظبی است.
این اقدامات صرفاً جنبه نظامی ندارند. عربستان همزمان با بازآرایی نیروهای محلی، گروههایی مانند «سپر میهن» را تقویت و بخشهایی از «گردانهای العمالقه» را جذب کرده است. تشکیل کمیتههای ویژه برای جلب وفاداری شبهنظامیانی که پیشتر از سوی ابوظبی حمایت میشدند، بخشی از پروژه بلندمدتی است که هدفش انتقال تدریجی وفاداریها از امارات به عربستان، بدون درگیری مستقیم و ورود به تنش نظامی به شمار می رود.
اعلام خروج نظامی امارات از یمن در نگاه نخست میتواند نشانه عقبنشینی باشد، اما تجربههای گذشته نشان میدهد که این خروج الزاماً به معنای پایان نفوذ ابوظبی نیست. امارات پیشتر نیز در سال ۲۰۱۹ میلادی حضور خود را کاهش داده بود، اما اندکی بعد، شورای انتقالی جنوب با حمایت مستقیم این کشور توانست کنترل عدن و مجمعالجزایر سقطری را به دست گیرد. این روند نشان میدهد که خروج اخیر بیشتر یک تغییر تاکتیک است تا انصراف راهبردی.
برای عربستان سعودی، رقابت با امارات فراتر از یک اختلاف دوجانبه است. ریاض به دنبال بازتعریف نقش خود بهعنوان قدرت محوری دریایی در غرب آسیا و شرق آفریقاست. تثبیت حضور در دو سوی خلیج عدن و تضمین امنیت مسیرهای کشتیرانی بینالمللی بخش مهمی از این هدف را تشکیل میدهد. کنترل بنادر و جزایر، به معنای تسلط بر جریان تجارت جهانی و انرژی است. حوزهای که امارات طی یک دهه گذشته سرمایهگذاری گستردهای کرده و اکنون عربستان میکوشد این برتری را به چالش بکشد.
تحولات شاخ آفریقا، بهویژه در سومالی، بعد دیگری از رقابت را نمایان میکند. لغو توافقنامههای بندری (بربره، بوصاصو و کیسمایو) و امنیتی با امارات، نقطه عطفی در کاهش نفوذ ابوظبی در این منطقه بود. همزمان، تقویت روابط عربستان با کشورهایی همچون سودان، اریتره و جیبوتی که پیشتر پایگاههای نظامی امارات را میزبانی میکردند، نشاندهنده جابهجایی تدریجی محور نفوذ از ابوظبی به ریاض است. این روند مکمل راهبرد عربستان برای مهار امارات در سواحل غربی دریای سرخ محسوب میشود.
در مجموع، راهبرد جدید عربستان برای مهار نفوذ امارات بر انتقال میدان رقابت به جزایر، بنادر و گذرگاههای دریایی استوار است. ریاض میکوشد بدون تقابل مستقیم، با ترکیبی از فشار نظامی محدود، نفوذ سیاسی، بازآرایی نیروهای محلی و بهرهگیری از تحولات شاخ آفریقا، موقعیت برتر خود را تثبیت کند. آینده رقابتهای منطقهای نه در پایتختها، بلکه در نقاط گلوگاهی ژئوپلیتیک، از سقطری و میون تا بنادر سومالی و دریای سرخ رقم خواهد خورد؛ جایی که نبرد اصلی بر سر مسیرهای تجاری و بنادر راهبردی است.