سلبریتی های گمشده/منافع شخصی یا بیوطنی؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نهم اسفندماه ۱۴۰۴ برای همیشه در تاریخ ایران اسلامی ماندگار میشود، روزی که شلیک ناجوانمردانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی بر پیکر مدرسه شجره طیبه میناب ۱۸۵ دانش آموز بیگناه ایرانی را شهید کرد.
دهم اسفند نیز خبر غمی سهمگین دل همه ایرانیان را لرزاند و جامعه را در بهت و حیرت فرو برد؛ شهادت قائد امت اسلام و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت امام سیدعلی خامنهای (حفظهالله) همان خبری بود که نه تنها ایران اسلامی بلکه کل مسلمانان و شیعیان جهان را در سوگی عظیم فرو برد.
از همان نخستین ساعات حمله تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان، شهادت ۱۸۵ دانش آموز مینابی و شهادت رهبر معظم انقلاب واکنش های بسیاری از سوی چهره ها، مقامها، سیاسیون، شخصیت های داخلی و خارجی، هنرمندان و ... انجام شد.
موضع گیری ها از خبری عظیم حکایت داشت؛ حادثه ای عظیم رخ داده، سوگ و ماتمی عمیق بر ملت ایران وارد شده بود و دو دولت مدعی ابرقدرتی به کشورمان یورش نظامی آورده بودند. بیتردید نیاز بود هر کس تریبونی دارد نسبت به محکومیت این حرکت ناجوانمردانه، شهادت رهبر انقلاب اسلامی و دانش آموزان مینابی اقدام کند.
جنگ ادامه داشت و دشمن به خیال خام بر اندازی و تجزیه ایران اسلامی از شمال، جنوب، شرق و غرب از هوا و زمین بر مناطق مسکونی می کوبید و علاوه بر ترور فرماندهان و دانشمندان، مردم سرزمینمان را از کودک، پیر و جوان به شهادت رساند و فرقی نداشت افراد از چه قشر و جماعتی هستند.
اما بسیاری از سلبریتی هایی که حتی در مقابل اعدام قاتل یک بسیجی موضعگیری کردند و نسبت به جنگ اوکراین واکنش نشان دادند، حالا که وقت عمل بود گم شده بودند و هیچ صدایی از آنها در نمی آمد. هرچند برخی در همان نخستین ساعات تجاوز و شهادت رهبرمان واکنش نشان دادند، اما جامعه به دنبال واکنش همان مدعیانی بود که در اغتشاشات دی ماه جانب اغتشاشگران را گرفتند، سنگ وطن بر سینه میکوبیدند و به دنبال کسب رضایت از اولیای دم شهید روحالله عجمیان برای قاتل داعشی صفتش به منزل شهید مراجعه کردند. اما این روزها گویا میان هیاهوی جامعه و مردم همیشه در میدان گمشده اند و صدایی از آنها درنمیآید.
مدعیان گمشده
آنهایی که در پوشش برنامه های تلویزیونی سنگ وطن دوستی کوبیدند، داعیه مردمداری داشتند و اشک تمساح برای کودکان مظلوم وطن ریختند، اما پای عمل که رسید گم شدند و معلوم نیست چرا صدای همیشه بلندشان به ناگاه کوتاه شده؛ همانهایی که چون تابعیت آمریکایی شان در خطر بود راست و دروغ را درهم پیچیدند و تعداد کشته های اغتشاشات دی ماه را چند ده برابر اعلام کردند، حالا که نیاز است همان امپریالیسم دروغین غربی که برایش جوانان را تهییج کرده و به میدان ضد وطن فرستادند، محکوم کنند لال شده اند.
هنرمندانی که مشهور بودنشان را از مردم این آب و خاک دارند، همان سلبریتی هایی هستند که حالا که موضع گیری هایشان می تواند روی منافع شخصی شان تأثیر بگذارد، حتی برای کودکان میناب واکنشی نشان نمی دهند، چون خوب می دانند این جنایت جنگی چگونه آنهایی را که مدعی حقوق بشر بودند تحت تأثیر می گذارد.
موضعگیری سلبریتیها در مواقع حساسی همچون جنگ می تواند به طور مستقیم بر افکار عمومی تأثیر بگذارد. وقتی این افراد مواضع روشن و قاطعی در قبال تجاوز دشمن اعلام میکنند، میتوانند حس همبستگی ملی را بیشتر تقویت کنند و ناامیدی را کاهش دهند؛ اما سکوت معنادار یا موضع گیری مبهم آنها می تواند نشانه دیگری باشد و بایستی به دنبال درک منافع شخصی آنها و ارجحیت آن نسبت به کشور و هموطنانشان بود.
از خودی ها تا خارجی ها
هر چند در جنگ تحمیلی موضع گیری یا واکنش نداشتن سلبریتیها حامل پیام است و میتواند واکنشهای گسترده اجتماعی و سیاسی را در پی داشته باشد، اما اینطور نیست که جامعه ایرانی و امت اسلام نیازمند حرکت یا سکون آنها باشد، بلکه این موضوع میتواند در محبوبیت یا بی اقبالی نسبت به خودشان تأثیر بگذارد.
در مقابل سلبریتی های داخلی همیشه نگران گرانی، تورم، سفره های خالی، حامی اغتشاش، آشوب و شهادت مدافعان وطن، سلبریتی های بسیاری در دنیا در این روزها از ملت و نظام ایران حمایت کردند بهگونهای که واکنش نشان ندادن سلبریتی های مدعی و وطن فروش حتی ذره ای اهمیت ندارد.
همه آزادگان دنیا پای کار ایران هستند، سلبریتی و شخصیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی معروف کشور ها و حتی تک تک مردم دنیا این روزها نام ایران را فریاد میزنند، دعای نصرت برای رزمندگان اسلام می خوانند و حضور داشتن و نداشتن برخی ها حتی پشیزی ارزش ندارد، زیرا محبوبیت و شهرتی که با جامعه ایرانی ایجاد شد، با همین مردم هم به راحتی کنار گذاشته می شود.
وقتی مردم هند و پاکستان، بحرین و یمن، پاریس و لندن و حتی خود آمریکا پای کار انقلاب و پیروزی ایران اسلامی ایستاده اند، پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت را پر کرده است و جایی برای خودفروختگان مدعی ندارد. هرچند خیلی از سلبریتی های ایرانی هم در روزهای نخست واکنش نشان ندادند و بهتدریج که شرایط جنگ تحمیلی را به زیان خود دیدند، به میدان آمدند، در کنار امت اسلام، رهبر جدید امت ایستادند، تجاوز را محکوم و برای امام شهید، دانش آموزان و مردمان شهید کشورمان سوگواری کردند.
فرار از مسئولیت اجتماعی
سکوت برخی سلبریتیها فرار از مسئولیت اجتماعی، اجتناب از درگیر شدن با واقعیتهای تلخ یا محافظت از منافع شخصی تعبیر میشود. اما مردم آگاه و بیدارند و به شکل گستردهای نسبت به این مواضع واکنش نشان می دهند. افرادی که موضعگیری صریح داشتند، با استقبال و حمایت روبهرو شدند، در حالیکه چهرههای ساکت یا مبهم مورد انتقاد قرار گرفتند.
سلبریتی های گمشده جایی نیستند که نگرانشان باشیم آنها همان جایی هستند که منافعشان تعیین میکند، روزی با ایران و وطن پرست و مردم دار، روزی علیه ایران و ضد وطن و مقابل مردم؛ که سکوت و گمشدن در چنین برهه ای عین همدستی با متجاوزان است.
حماسه هنرمندان باغیرت
سلبریتی هایی که در مواقع حساس پشت ملت ماندند همیشه در خاطر می مانند؛ همانهایی که به صراحت حمله آمریکایی-صهیونیستی را محکوم کردند، با مردم هم صدا شدند و میدان را خالی نکردند.
بیتردید این جنگ به نفع ایران اسلامی تمام خواهد شد و آنگاه مردم این وطن آزرده با آن به اصطلاح سلبریتی های گمشده کارها خواهند داشت.