جنگ رمضان و مناقشه اعراب با آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ آمریکا پایگاه های نظامی متعددی در 6 کشور عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان و در مجموع هشت پایگاه دائمی و چند سایت لجستیکی و موقت در این کشورها دارد.
درباره آینده پایگاههای آمریکا اختلاف نظرِ جدی بین نخبگان کشورهای شورای همکاری شکل گرفته است
همچنین کل نیروهای آمریکایی در منطقه، ازجمله در بحرین، قطر، کویت، امارات و عربستان به حدود 50 هزار نفر میرسد. دههها حکام و مردم کشورهای شورای همکاری خلیج فارس این پایگاهها را بهعنوان تضمین تعهد واشنگتن به منطقه و چتر امنیتی آن میدیدند و آن را بهعنوان عامل بازدارندگی در برابر بازیگران دولتی و غیردولتی میپذیرفتند.
اما پس از جنگ رمضان، در برخی حلقههای تصمیمگیری و میان نخبگان شورای همکاری اختلاف نظر پدید آمد. برخی این پایگاهها را بهعنوان اهدافی میدیدند که ممکن است آنها را به درگیری ناخواسته بکشاند. جنگ رمضان نشان داد که معادله بازدارندگی که دههها بر حضور گسترده آمریکا تکیه داشت، در برابر درگیری تمامعیار کارآیی ندارد و پایگاهها در این نبرد به اهداف مستقیم حملات تبدیل شدند.
این تحول نه تنها کارآمدی چتر امنیتی آمریکا را زیر سؤال برد، بلکه پرسشهایی جدی درباره آینده این پایگاهها و سازوکارهای امنیتی منطقه خلق کرد؛ ازجمله اینکه آیا این ساختار همچنان ثبات را تضمین میکند یا خود به عاملی برای ورود کشورهای عربی به درگیریهای پرهزینه بدل شده است؟
درباره آینده پایگاههای آمریکا اختلاف نظرِ جدی بین نخبگان کشورهای شورای همکاری شکل گرفته است. برخی بر این باورند که این پایگاهها به جای تثبیت امنیت، به عامل بیثباتی تبدیل شدهاند. عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه امارات و مشاور سابق رئیس این کشور گفت: امارات دیگر نیازی به آمریکا برای دفاع از خود ندارد. آنچه امارات به آن نیاز دارد، دستیابی به بهترین و جدیدترین سلاحهای آمریکاست. بنابراین وقت آن رسیده که به تفکر درباره بستن پایگاههای آمریکا بیندیشیم، زیرا آنها بار مسئولیتاند، نه دارایی راهبردی.
در همین راستا خلف الحبتور، تاجر اماراتی تأکید کرد، اتکای صرف به پایگاههای آمریکا کافی نیست، زیرا این پایگاهها اغلب برای اهداف راهبردی آمریکا عمیقتر از حفاظت واقعی کشورها هستند. داوود الشریان، خبرنگار سعودی نیز تأکید کرد، امنیت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با وجود پایگاههای خارجی قابل اعتماد نیست.
ممدوح المهینی، مدیر شبکههای العربیه و الحدث در عربستان نیز در مقالهای با عنوان «تخریب روابط بین کشورهای شورای همکاری خلیجفارس و آمریکا» که در روزنامه الشرق الأوسط منتشر شد گفت، روابط با آمریکا همچنان مهم و راهبردی است و این رابطه باید در ابعاد اقتصادی و فرهنگی گسترش یابد. وی افزود: روابط با آمریکا مهم است و باید بهتدریج در همه ابعاد گسترش یابد.
بنابراین، برخی از تحلیلگران بر حفظ و تقویت پیوندها با آمریکا تأکید میکنند، اما در عین حال به بازنگری در سطحِ اتکا بر روی حضور پایگاهها اشاره میکنند.
در حقیقت، پیامد مهم جنگ رمضان برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس این بود که اعتماد به چتر امنیتی آمریکا بهطور قابل توجهی کاهش یافت.
پایگاههای آمریکا که دههها بهعنوان منبع بازدارندگی و حفاظت تلقی میشدند، اکنون به بدهیای بدل شدهاند که کشورهای عربی را به سمت اهداف مستقیم میبرد.
پس از آغاز جنگ رمضان، برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس به سمت تشکیل بلوکهای منطقهای با حضور کشورهای اسلامی گرایش پیدا کردهاند
از منظر نظریهپردازان غربی و تحلیلگران ژئوپلیتیک، نگاههای مختلفی وجود دارد. نوام چامسکی، متفکر آمریکایی دیگاه خود را چنین خلاصه میکند که پایگاههای آمریکا ابزارهای نفوذ ژئوپلیتیکی هستند تا سامانه دفاعی واقعی برای همپیمانان؛ نه صرفاً دفاعی برای امنیت منطقه.
جان مرشایمر، نظریهپرداز آمریکایی نیز بر این نکته تأکید دارد که این پایگاهها اغلب برای حفظ نفوذ بینالمللی قدرتهای بزرگ به کار میروند. این دو دیدگاه نشان میدهند که درک آمریکا از نقش پایگاهها با منافع همپیمانان متفاوت است و میتواند به بهای ثبات منطقه تمام شود.
به نظر میرسد که رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس پس از این تجربه به دنبال شرکای جدیدی هستند تا وابستگی مطلق به آمریکا را کاهش دهند. ممکن است برای تقویت توان دفاعی خود، به ویژه در حوزه پهپادی، به تعامل با کشورهایی مانند اوکراین، ترکیه، کانادا و کره جنوبی روی آورند.
همچنین پس از آغاز جنگ رمضان، برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس به سمت تشکیل همکاریها یا بلوکهای منطقهای با حضور کشورهای اسلامی مانند پاکستان، ترکیه و مصر گرایش پیدا کردهاند. در نتیجه، تصویر آینده امنیتی منطقه به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی و تقویت ظرفیتهای بومی میرود و از این رو وابستگی مطلق به حضور پایگاههای آمریکا به عنوان عامل بازدارندگی کاهش مییابد.